روبهروی روشویی میان راهپله خانهشان ایستاد. آب سرد را باز کرد و به دست و صورت خود پاشید تا خستگی کار کردن از صبح تا غروب را تسکین دهد. ناگهان با صدای فریاد مرد میانسال که همسایهاش بود، سکوت ذهنش درهم شکست و به دم در حیاط رفت تا ببیند ماجرا از چه قرار است.
پیرمرد داشت به او اعتراض میکرد که: «چرا ایستادهای و خانه ما را دید میزنی؟»
حالا دیگر محسن هم داشت مثل پیرمرد فریاد میزد و میگفت که این کار را نکرده است. پیرمرد فحاشی کرد و محسن از کوره دررفت. چاقویی را که با آن گلکاری میکرد برداشت و به در خانه پیرمرد رفت. اما با وساطت همسایهها به خانهاش برگشت. پشت سرش مرد همسایهها باز هم به در خانهشان آمد و باز هم کار به درگیری لفظی کشید. حالا این بار مرد همسایه بود که کارد دستش گرفته بود. محسن به مقابل در خانه رفت و با او درگیر شد. چاقو را از دستش گرفت و به سینهاش کوبید و از سی و یکم خردادماه سال 94 تا به حال، اتهام قتل را یدک میکشد.
به گزارش خبرنگار جامجم، محسن در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران در دفاع از خود گفت: «هیچ خصومت قبلی با همسایهمان نداشتم. نمیدانم چه شد که آن روز عصبانی شدم و در یک لحظه چاقو به قلب او اصابت کرد. پشیمانم و طلب بخشش دارم.»
با اصرار اولیای دم بر قصاص، سرانجام حکم قصاص برای قاتل مرد همسایه صادر شد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....