در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خودم سالها برای تلویزیون کار کردهام و در کارهای طنزی که داشتهام از «دردسرهای عظیم» تا همین «زوج و فرد» همیشه تلاش میکردم دلخوریهای شهروندان از ناملایمات اجتماعی را وارد سریال کنم.
البته من با غلبه نگاه منفی بر تولیدات تلویزیون مخالفم چون فکر میکنم رسانه ملی در نهایت باید امیدبخش باشد.
مخاطب به اندازه کافی در رسانههای دیگر اخبار منفی و ناراحتکننده و محتواهای تیره و کدر را میبیند پس دیگر لازم نیست در تلویزیون ملی کشور هم باز همان نگاه تیره تسری یابد. اتفاقا هنر سریالسازان و برنامهسازان باید این باشد که با نگاهی متعادل آسیبها را واکاوی کنند.
عدم توازن در کشور ما باعث شده بسیاری از مخاطبان تمامی کمکاریهای فرهنگی را به گردن دمدستترین رسانه که تلویزیون است بیندازند و این بد هم نیست چون نشاندهنده اهمیت تلویزیون است.
برای ارزیابی عملکرد باید واقعبینانه رفتار کرد؛ یعنی نه زیاد موفقیتهای تلویزیون را بزرگ کنیم و نه از شکست مطلق بگوییم. به جایش باید کاری کرد که تمام آنها که میخواهند به تولید محتوا برای رسانه ملی روی آورند ابتدا وجدان خود را مدنظر قرار دهند و سپس نیز با روی گشاده از انتقادات مخاطبان استقبال کنند.
اگر مخاطب نباشد ما هم نیستیم پس تا میتوانیم برای نظرات مخاطب و ایدههایش ارزش قائل باشیم و کاری کنیم که مخاطب به این باور برسد نهتنها تلویزیون به دنبال بازنمایی واقعیات زندگی است بلکه تنها سنگ صبورش برای طرح گلایه همین رسانه ملی است.
مهران مهام
تهیهکننده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: