به عنوان کسی که در گونه تاریخی کار کردهام همواره کوشیدهام آن عناصری از تاریخ را دستمایه کار قرار دهم که وجه امروزی داشته باشد و مخاطب در گذر دوران، مدام با آن مواجه باشد.
این تأکید بر عناصر فرازمانی موجب میشود که ماندگاری اثر هم بالاتر رود و مخاطبی که در زمان تولید فلان سریال، کودکی بیش نبوده وقتی به نوجوانی و بزرگسالی میرسد تازه بفهمد چقدر سریال جذاب بوده است.
مخاطبان روزگار ما مخاطبانی هستند که دوستدار شفافیت و خلوص نیت هستند.
اگر این شفافیت و خلوص را در محصولات تلویزیونی ببینید یقین بدانید که با روی باز از آنها استقبال میکنند ولی اگر خلوص نباشد هرچقدر هم که هزینه پروداکشن شده باشد و هرچقدر هم که بازیگر مطرح در کار باشد باز هم برای مخاطب چندان فرقی نمیکند که چه چیزی جلوی رویش
است.
کمّیگرایی زمانی برای استمرار تجربههای موفق بود ولی حالا میبینیم این کمّیگرایی هرازگاه به قیمت از دست رفتن کیفیت تمام میشود و مخاطب چارهای ندارد جز اینکه بعد از تماشای یک هفته یا دو هفته سریال، از کنار آن رد شود و به سراغ سریال بعدی برود. این یعنی آن که برنامهریزی منسجمی برای تولید نداشتهایم.
دوستان همکار نباید سعی کنند بر تجربههای موفق تکیه کنند و اتفاقا باید تا حد ممکن اتفاقات پیرامونی را وارد تخیل داستانی خود کنند.
هر اتفاق و حادثه سیاسی-اجتماعی-ورزشی-اقتصادی که در این کشور روی میدهد قابلیت کار منسجم نمایشی را دارد؛ اگر صاحبان آثار دارای بینش و بصیرت لازم برای بهکارگیری جزئیات آن حادثه در دل داستان باشند.
این بهترین راهکار است برای بالا بردن کیفیت محصولات تلویزیونی در کوتاهمدت.
امرا... احمدجو
کارگردان
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....