در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی به خودم آمدم که یک معتاد تمام عیار شده بودم. پدر و مادرم آنقدر درگیر پول و تجملات و جمع کردن ثروت بودند که مرا فراموش کرده بودند. فکر میکردند تمام نیازم پول است. مدل ماشینم را گرانتر میکردند و پول توجیبی بیشتری میدادند، اما من به مهر و محبت آنها نیاز داشتم. وقتی از والدینم محبت ندیدم، در کوچه و خیابان دنبالشگشتم. پیدایش هم کردم اما با مصرف مواد مخدر در میان کسانی که سالها مواد مصرف میکردند. آنها مرا بین خودشان پذیرفتند و شدند دوستان واقعی من. میخواستم خانوادهام گوش شنوایم باشند و با آنها حرف بزنم، اما مرا نشنیدند و چند معتاد جایشان را برایم گرفتند. بعد از مدتی، چون جوان بودم و چهرهام اعتیادم را نشان نمیداد، توانستم با دختری از اقوام دورمان ازدواج کنم که از اعتیادم خبر نداشت. مدتی بعد متوجه اعتیادم شد. دعوایمان شد. تهدید به طلاق کرد، قول دادم ترک کنم، اما زیر قولم زدم. تخریب با مواد را به جایی رساندم که بدجور بیپول شدم. طوری که پول یک نان را هم نداشتم. زنم رفت، صاحبخانه از خانه بیرونم کرد، کارم را از دست دادم و هر بلایی که فکر کنید سرم آمد. تصمیم گرفتم ترک کنم. سراغ همه جور روشی رفتم. کلینیک، کمپ، روانپزشک و جلسات ان ای و خلاصه هر چیزی که در مورد ترک اعتیاد شنیده بودم را امتحان کردم، اما مقطعی بود و بعد از مدت کوتاهی دوباره لغزش میکردم.
خودمانی بگویم مرض اعتیاد در روحم بود. از مصرف ناراحت بودم و لذت نمیبردم، اما پای بساط نشستنهایش را دوست داشتم. این وسط خدا نکند یک نفر پای منقل حرفهایمان را تایید کند، دیگر ولکن ماجرا نیستیم و دائم میکشیم و گل میگوییم و گل میشنویم، اما خبر نداریم با جسم و روحمان چه میکنیم. امتحان کردن روشهای مختلف ترک فایدهای نداشت و میل به مصرف مواد در وجودم بود.
در فیلم روزی روزگاری سکانسی بود که قلی خان گفت هزار بار راهزنی کردم، ولی نتوانستم یک کاروان را صحیح و سالم به مقصدش برسانم. همین حرف باعث شد تا بخودم بگویم 15 سال با مواد زندگی کردم، آیا میتوانم چند ماه تحمل کرده و مصرف نکنم؟ با غیرت و همت بیشتری از قبل تصمیم گرفتم ترک کنم. موضوع را با دو نفر از افراد معتاد مثل خودم که دوست داشتند ترک کنند، در میان گذاشتم و همگی سراغ انجمن معتادان گمنام رفتیم. با یکی ازمربیان آنجا قرارو مدارهایمان را گذاشتیم و خدا را شکر بعد از شش ماه مواد را برای همیشه بوسیدیم و کنار گذاشتیم. دوست عزیز مصرفکننده، یکبار برای همیشه برای خودت تصمیم بگیر. تمام خاطرات، دوستان دوران مصرف و هر چیزی که تو را به یاد مواد میاندازد، فراموش کن. نباید فراموش کنیم که از زندگی یک عشق بیدردسر طلبکار هستیم و باید آن را به ما بدهد. امیدوارم هر راهی که برای ترک کردن انتخاب میکنی، بتوانی در آن موفق شوی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: