در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرورش کودکی با مَنی غیر از مَن واقعیاش
اسکلت شخصیت روانی و اخلاقی کودک تا هفت سالگی شکل میگیرد و اغلب روان شناسان به اهمیت این دوره و نقش بهسزای آن در روند رشد، پیشرفت و تعالی کودک تاکید بسیار دارند. حال با این اوصاف، کودکی که به اجبار والدین خود یا به یمن تمرین و تکرار بسیار، به اشتیاق تشویق به جدی بودن، زیبا حرف زدن، لودگی کردن، خنداندن یا گریاندن و یا هر رفتار نمایشی و تبلیغی میشود، چطور ممکن است فرآیند طبیعی رشد شخصیت او دچار اختلال نشود؟! این کودکان اغلب از آنجا که خودشان نیستند و در لحظه اکنون و حال خود زندگی نمیکنند و دائما در حال تقلید یا در آوردن ادای شخصیتی غیر هستند، معمولا نیز شناخت درستی از خود واقعیشان پیدا نمیکنند؛ باورها، افکار، رفتارها، گفتهها، انتظارات و خواستههای این کودکان کاملا تزریقی است و حتی متاسفانه ممکن است چیزی به زور در درون آنها نهادینه شود که کاملا متضاد با شخصیت و روان آنهاست و این واقعهای دردناک است که بی گمان آینده زندگی این کودکان را دچار آسیب و لطمات جبران ناپذیری خواهد کرد؛ افسردگی، دوگانگی شخصیت، اختلالات شخصیت،مسخ شخصیت و خیالپردازیهای مرض گونه از جمله مهمترین این آسیبهاست.
جلوهای از کودک آزاری
استفاده ابزاری از سادگی، صداقت، پاکی و شیرینی و شیطنتهای طبیعی یک کودک، آن هم تنها به منظور کسب درآمد یا جلب توجه و دیده شدن، بی گمان ظلم و بیعدالتی بزرگی است که برخی والدین بر کودکان خود تحمیل میکنند، غافل از آن که بدانند رفتار آنها جلوهای نوین و مزین شده از کودک آزاری است. چنین والدینی اگر چه به ظاهر در اوج عشق و صمیمت و آرامش خیال و امنیت، به افتخار فرزند ناب و دُردانه خود را به تماشا میگذارند اما باطن رفتارشان توفیر چندانی با رفتار مهاجمان اخلاقی ندارد؛ همین که کودک را بهرغم میل باطنی اش مجبور میکنند در خوشی و ناخوشی، در سرما و گرما، هنگام استراحت یا بازی و شادی کاری کند، حرفی بزند، لباسی بپوشد، ژستی بگیرید و... این یعنی تو در خدمت منی و باید کاری کنی که من میخواهم، انجام دهی....
کودکان کار مجازی
والدینی که با هدف درآمدزایی به ناآگاه از کودکان خود «کودکان کار مجازی» ساختهاند آیا به واقع متوجه اثرات و لطماتی که بر روح و روان کودک خود روا میدارند، هستند؟! کودکانی که تا هفت سالگی یعنی در این دوره سنی بحرانی و حساس، به عنوان بردهای بی چون وچرا که صرفا برای پرکردن جیب والدین شان به نوعی زیبا و با جلوهای تفریحی و تفننی اما به معنای واقعی به کار گماشته میشوند آیا از تلاطمات جانبی این مساله به ظاهر مدرن و شایسته در امان خواهند ماند؟! کودکی که برای انجام این اقدام ناپسند و گرفتن تایید و دنبالشدن والدینشان در صفحات مجازی، بالاجبار مشغول فعالیت میشود آیاسبک زندگی متفاوتی با سبک زندگی یک کودک کار و خواستههای سرپرستش دارد؟ همه ما دلمان به حال کودکان اسیر و دربندی که شبانهروز در کوی و برزن بهدنبال یک لقمه نان میدوند، میسوزد، حال چطور دلسوز کودکی نمیشویم که عزیزتر از جانمان است اما به مانند یک بزرگسال کار میکند، کار میکند، کار میکند .... شاید صورت و دستان پاک، براق و تمیز این کودک یا لباسهای برند و رنگارنگش یا فضای خوش و اشرافی که مطالبات مادی گرایش در پشت آن پنهان است، ما را فریفته یا دچار این خطای شناختی کرده است که این کودک کاملا بینیاز و مرفه است و در امنیت کامل زندگی میکند!!!
اختلالی به نام «مرا ببین!»
کودکانی که سوژه تبلیغات هستند از همان عنفوان کودکی و در سنین پایین به دلیل شایستگیهای ظاهری یا قابلیتهای جسمی و رفتاری در مرکز توجه هستند و دچار احساس خودشیفتگی میشوند به طوری که در بزرگسالی نیز خواهان توجه افراطی دیگران خواهند بود. این کودکان گرچه اغلب در ظاهر، بسیار قوی و با اعتماد به نفس به نمایش گذاشته میشوند اما به حقیقت و در باطن بهشدت تهی از اعتماد به نفس و عزت نفس هستند و جالبتر آنکه در ناخودآگاه شان نیز به یقین میدانند که قدرتشان وابسته به چیزی غیر از خود و تواناییهای واقعیشان است و این درد نهفته و بیدرمانی است که باعث میشود دچار ترس، استرس، احساس طردشدگی، ناامنی و خودبزرگبینی کاذبی شوند که نتیجه قطعی آن نیز استعداد ابتلا به بیماری اختلال شخصیت نمایشی و خودشیفتگی است. افراد مبتلا به این اختلال دائما نیازمند توجه، تایید، تمجید و دیده شدن هستند و به طور بسیار وحشتناکی نیز از طرد شدن و محرومیت میترسند. حال کودکی را در نظر بگیرید که در کار تبلیغات و مدلینگ است، پس از طی شدن دوران محدود استفاده در تبلیغات، عاقبت او چه خواهد شد؟ آیا این کودک در آینده نیز همان احترامی را که با پوشیدن لباسها یا انجام رفتارهایی بهدست میآورد دوباره دریافت خواهد کرد؟ اگر شانس با او یار شود این وضعیت ادامه مییابد اما اگر ورق زندگی برگردد، قطعا این کودکان پس از سپری شدن این دوران و پس از رها شدن، دچار افسردگی شده و احساس سوءاستفاده شدن خواهند کرد و در صورت عدمرضایت بسیار نیز حتی ممکن است صرفا برای تایید شدن توسط دیگران دست به هر کاری بزنند تا کمبودها، خواستهها و امیال برآورده نشده خود را اغنا سازند و بیتردید این بحرانیترین و اسفناکترین وضعیت تصور شده برای این افراد است.
نسرین صفری/ روانشناس بالینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: