در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همان موقع، در جام جم گزارشی در این باره نوشتیم و این گمانه را مطرح کردیم که این آگهی احتمالا محض شوخی و سرگرمی منتشر شده است؛ تصویری که در آن، دفتر شعری منتشرنشده به فروش گذاشته شده بود آن هم با مبلغ دو میلیارد تومان! از همین مبلغ عجیب و غریب هم میشد متوجه شد که ماجرا چیزی در حد شوخی است.
حالا چه شده که دوباره یاد آن آگهی افتادهایم؟ در واقع باید بگوییم حالا دیگر ماجرا به همان آگهی یکی دو هفته پیش محدود نمانده و پیچیده تر شده است.
ماجرا از کجا شروع شد؟
«یک دفتر پر از شعر نو به فروش میرسد. تمام شعرها را خودم سرودم. هنوز به چاپ نرسیده. میتوانید دفترچه را خریداری و به نام خود یا کسی که دوستش داری ثبت، چاپ و هدیه کنید. شعرها در حد و حتی بهتر از سهراب و خیلی از شعرای معاصر است».
این، بخشی از متن آن آگهی در دستهبندی «ادبی» سایت دیوار بود؛ سایتی که کاربران آن، کالاها و خدماتشان را در قالب آگهیهایی رایگان منتشر میکنند. ما آن روز تیتر زدیم: «در حد نو، بهتر از سهراب سپهری، فقط 2 میلیارد تومان!» و فکر میکردیم که این شوخی برای همیشه تمام شده است، اما... .
باز هم آگهی این بار با خوارزمی و بیرجندی!
ماجرا به همین جا محدود نماند. آن آگهی که مشخص بود چیزی فراتر از شوخی نبود و البته که حتی شوخیاش هم دردناک بود، اما چند روز پس از انتشار آگهی، یک آگهی دیگر با مضمونی مشابه و با همان مبلغ دو میلیارد تومان روی خروجی سایت دیوار رفت. این بار هم معلوم بود ماجرا برای سرگرمی است، اما نکته اینجا بود که فروشنده این دفتر شعر، ادعا می کرد برنده یکی از جایزههای ادبی معتبر در ایران است.
چندی طول نکشید که سر و کله آگهی سوم هم پیدا شد. این بار باز هم فروش یک دفتر شعر به مبلغ دو میلیارد تومان!
متن آگهی این بود: «یک مجموعه از اشعار نو، که در جشنواره عبدالعلی بیرجندی و خوارزمی کشوری مقام برتر شده، بهفروش میرسد. با ارائه مدرک و استعلام از جشنواره ها. هنوز به چاپ نرسیده است. میتوانید مجموعه را خریداری و بهنام خود یا کسی که دوستش دارید ثبت، چاپ و هدیه اش بدهید. در صورت خرید،کلیه برگه های چک نویس اشعار با ذکر تاریخ، روز، ساعت و دقیقه نوشته شدنشان را خدمتتان تقدیم میکنم. به نام خود چاپ کنید و معروف شوید».
خب شاید بگویید این هم که شوخی است و خطری را گوشزد نمیکند، اتفاقا میخواهیم بگوییم از همین شوخی و وجه متناقضنمایش باید ترسید. بهخصوص که حالا پای یکی دو جایزه ادبی هم، بهشوخی هم که شده به این آگهیها باز شده است.
علاوه بر این، میدانیم که زیر پوست انجمنهای ادبی و محافل، فروش شعرهای منتشرنشده به دیگران اتفاق میافتد هر چند اگر نتوان از آن به عنوان وضعیتی غالب یاد کرد اما با این حال، اینها وجود دارند و نباید از حقیقت وجودشان هم مثل این آگهیها به شوخی گذشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: