دو دوست روزی در دفتر نشسته بودند و به یکدیگر نگاه میکردند که وقت ناهار فرا رسید. دوست اول گفت: حال که درآمد درست و حسابی نداریم که ناهار درست و حسابی بخوریم، برویم نان سنگک و ماست تازه بگیریم و نان و ماست بخوریم. دوست دوم گفت: بسیار فکر خوبی کردی. من نان میگیرم و تو ماست بگیر. سپس هردو برای خرید نان و ماست از دفتر بیرون رفتند. چند دقیقه بعد دوست اول با یک ظرف ماست به دفتر برگشت. سپس دو کاسه یکبارمصرف گیاهی تجدیدپذیر برداشت تا ماست را در آن قسمت کند و منتظر بماند تا دوست دوم بیاید. وقتی ماست را در کاسهها ریخت، احساس کرد کاسه سمت راست مقدار بیشتری ماست دارد. پس یک قاشق ماست از کاسه سمت راست در کاسه سمت چپ ریخت. آنگاه احساس کرد کاسه سمت چپ مقدار بیشتری ماست دارد، پس یک قاشق ماست از کاسه سمت چپ در کاسه سمت راست ریخت. آنگاه احساس کرد کاسه سمت راست مقداری بیشتری ماست دارد... در این هنگام دوست دوم با نان سنگک به دفتر برگشت و دوست اول را در حال ماستبازی دید. دقایقی به تماشای او ایستاد و وقتی دید ولکن نیست از او فیلم گرفت و برای خنده در شبکه اجتماعی اینستاگرام بارگذاری کرد و زیر آن نوشت: از ماست که بر ماست.
این ویدئو در عرض 24ساعت 440هزار بار دیده شد و در صفحه پیشنهادهای اینستاگرام بالا آمد و طی دو روز به یکی از پربازدیدترین ویدئوهای فضای مجازی تبدیل شد. دودوست وقتی چنین دیدند فعالیت تولیدی خود را متوقف کردند و یک ادمین استخدام کردند و پیج ضربالمثلهای فارسی در آیینه تصویر را در شبکه اجتماعی اینستاگرام راهانداختند و پس از مدتی با گرفتن تبلیغات فراوان و درج آن در ابتدای ویدئوها بهشدت پولدار شدند و هماکنون دو تن از شاخهای اینستاگرام میباشند که توسط ادمین اداره میشوند. برای دادن تبلیغ به آنها باید به دایرکت مراجعه کنید.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم