در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فصل از «خانه ما» در ایام نوروز تصویربرداری شده و این بار هم سه خانواده در آن به رقابت میپردازند. خانوادههایی که شباهتها و تفاوتهایی با یکدیگر دارند که زمینهساز رقابت مثبت بین آنها میشود. فصل جدید این مستند مسابقه به کارگردانی احسان عمادی و امین کفاشزاده و تهیهکنندگی حسین افشار در ده قست ۵۲ دقیقهای پنجشنبهشبها ساعت ۲۱ از شبکه نسیم سیما روی آنتن میرود.
تلاش برای فرار از تکرار
در همه فصلهایی که از خانه ما میگذرد، میتوان گفت که بازار این برنامه به نسبت خودش همچنان داغ است و مخاطبانش را دارد؛ اما این که چه اتفاقی رخ داده تا مخاطب درگیر تکرار نشود، موضوعی است که عمادی درباره اش میگوید: همانطور که میدانید برنامه از نظر فرم چالش ها، فضای کلی بین خانواده و محتوایی که به دنبال رساندن یک پیام به مخاطب است، اسکلتی ثابت دارد و در تمام این فصلها آن فرم ثابت تا حدی حفظ شده است. در این گیر و دار سعی شده تا سبک زندگی اقتصادی خانواده ایرانی، شکل مشورت کردن و تصمیمگیریهایش را ببینیم و در کنارش به صورت غیرمستقیم الگوسازی را شکل دهیم که شاید تلنگری به مخاطب بزند که میتواند هزینه را طوری مدیریت کرد که اتفاقات خوبی رخ دهد. در کنار اینها از سوی دیگر برای آنکه چالشها برای مخاطب تکراری نشود و شرکتکنندهها هم با مسابقه تازهای مواجه شوند، تغییراتی را در هر فصل ایجاد میکنیم. این تغییرات گاهی به دلیل شرایط اقلیمی و موارد دیگر آن منطقه بوده و بخشی از آن هم به بازطراحی مأموریتها ختم میشود. مثل چالش «نجات دنیا» در رشت یا تبریز که در آن گفتیم میشود که قدمی را برای دنیا برداری که عوایدی برای شما ندارد اما باید هر کدام از ما به فکرش باشیم.
نه به کلیشه
درباره این مسابقه همیشه عناوینی مثل «معرفی سبک زندگی و اصلاح الگوی مصرف» مطرح میشود، مواردی که شاید در نگاه اول کلیشهای به نظر بیایند اما اینجا در عمل سعی شده تا به آن از زاویه دیگری توجه شود، جریانی که عمادی هم به آن اشاره کرد و گفت: به طور کلی طراحی اولیه برنامه بر همین اساس بوده و وقتی شما مبلغ محدودی را به خانوادهای میدهید و از آنها میخواهید که یک ماه با آن زندگی کنند، خواهناخواه همین اتفاق و مواردی که به آن اشاره کردید در زندگیاش رخ میدهد و به هر حال مجبور میشود خیلی از خرجهای غیرضروری را کنار بگذارد و جریانی را شکل دهد که شاهدش هستید. در این بین آنچه ما بیشتر مدنظرمان هست این بود که چنین تغییری لزوما به معنی سختی کشیدن نیست، البته که دشواریهایش را دارد اما واقعا این طور نیست که نتوان با این مبلغ خوش بود و زندگی کرد.
خانواده خلاق
او با اشاره به انتخاب خانوادههای شرکتکننده اضافه کرد: در این بین با توجه به هدفی که داشتیم، همیشه خانوادههایی را انتخاب کردیم که خلاقیت داشته باشند، بتوانند فضای فکریشان را باز بگذارند و پذیرای چالشها باشند. به هر حال، در این فصلها خانوادههایی بودند که میخواستند به خودشان خیلی سختی دهند، اتفاقی که هیچ وقت مد نظر ما نبوده و در بین شرکتکنندهها شاید فقط یک بار پیش آمده که خانوادهای که کمخرجتر بوده برنده شود، این تلقی نادرستی است که باید با این بودجه آن طور زندگی کرد و این خلاقیت شرکتکننده است که چطور میتواند در آن شرایط زندگیاش را بگذراند.
یکی از مواردی که این روزها خیلی باب شده حضور چهرهها به هر بهانهای در گوشهای از برنامهها و مسابقههایی است که در هر شبکهای روی آنتن میروند، اتفاقی که با گذشت هشت فصل از «خانه ما» هنوز در این برنامه رخ نداده و گویا قرار هم نیست که رخ دهد، مسالهای که عمادی دربارهاش میگوید: ما از ابتدا خیلی در برابر وسوسه و پیشنهاداتی که برای حضور چهرههای مشهور میشد، مقاومت کردیم، در شرایطی که متأسفانه فضای کلی برنامههای تلویزیونی ما به این سمت رفته است که انگار بدون چهره نمیشود موفق عمل کرد، همانطور که میبینید مدتی است که دیگر حتی مجری هم نمیآورند و بازیگران جای آنها را گرفتهاند، روند چهرهمحوری که همچنان ادامه دارد. در این میان مهمترین چالشی که ما در هر فصل داریم همین است که این خانوادهها بدون آنکه یکی از آنها از دیوار بالا برود یا کار عجیب و غریبی کرده باشد، در نوع خودش دیده شود و جذابیت داشته باشد. همه آنها آدمهای معمولی هستند که در همان شرایطی که زندگی میکنند در قاب تصویر حضور دارند. این نگاه ماست که زندگی همین آدمهایی که دور و برمان هستند میتواند جذابیت زیادی داشته باشد. من فکر میکنم این اولین بار است که به این شیوه دوربین وارد یک خانواده ایرانی میشود و با رعایت همه حرمتها و محدودیتها تا حد ممکن تصویر واقعی از زندگی آنها، بحثها، شادی و دلخوریهایشان و... را میبینیم. جای خوشحالی دارد که میزان استقبال و بازخوردهایی که دریافت کردیم، نشان میدهد حداقل تا حدی توانستیم در این مسیر موفق باشیم. در واقع خانه ما نشان میدهد که لزومی ندارد برای برنامهسازی حتما به چهرههای مشهور تکیه کرد و فقط روی آنها حساب کرد.
شما وقتی یک چهره را میآورید 50 درصد مساله که همان دیده شدن برنامه است را به سادهترین شکل ممکن حل میکنید، ولی وقتی از چنین روشی استفاده نکنید کار سختتر میشود و سر ما هم برای این سختی درد میکند، این که چطور یک آدم معمولی را به یک چهره تبدیل کرد، اتفاقی که بهخصوص در شهرهای کوچکتر قابل مشاهده است.
یک جریان متفاوت
طراحی چالشها که عمادی آن را از مهمترین دغدغههایی که پیش رو دارند میداند، از مواردی است که همانطور که ذکر شد در هر فصل تغییر میکند و باید برای آن فکر شود تا گروههای شرکتکننده بتوانند جذابیتی که میتوانند در گیر و دار این چالشها ایجاد کنند را بالفعل کنند. موضوع دیگر هم خانوادهها هستند، شرکتکنندههایی که انتخاب هر کدام از آنها از این نظر که بتوانند جلوی دوربین آن طور که باید باشند و مسابقه را ادامه دهند یا نه، یک ریسک را به همراه دارد. عمادی در این باره عنوان کرد: این موضوع یعنی ریسکی که هر کدام از شرکتکنندگان برای ما دارد باعث شده تا گاهی در بعضی از فصلها اشتباهاتی صورت گرفته باشد، مساله اصلی این است که تولید چنین برنامهای به قولی راه نکوبیده است و کسی قبلا آن را در کشور ما نرفته است، به همین دلیل مجبوریم که خودمان در این مسیر پیش برویم و با آزمون و خطا تجربه کسب کنیم. این جریانی است که تولید آن با یک فیلم یا سریال کاملا تفاوت دارد و ممکن است اگر گروهی از فضای دیگری وارد این جریان شوند خیلی زود کم بیاورند و نتوانند ادامه دهند. با این حال ما تا الان توانستیم خوب پیش برویم و امیدوارم که این روند ادامه پیدا کند.
از شروع تا 8 سالگی
حسین افشار، تهیهکنندهای که از ابتدای شکلگیری «خانه ما» با آن همراه بوده، درباره آغاز این ماجرا میگوید: حدود ده سال پیش بود که ما برنامه تلویزیونی با عنوان «گره» را درباره سبک زندگی به روی آنتن شبکه سه بردیم. فضای این برنامه گفتوگومحور و مختص گروهی از مخاطبان بود، همان زمان دغدغه ما این بود تا چطور میتوانیم این موضوع را طوری پیش ببریم که مردم بیشتری بتوانند درگیر آن شوند. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که در قالب برنامه گفتوگویی نمیتوانیم به چنین نتیجهای برسیم؛ این گونه بود که به سراغ رئالیتیشو و شکل دادن فرمانده و بعد هم خانه ما رفتیم.
او درباره عدم حضور چهرهها در برنامه بیان کرد: در اصل ماجرای رئالیتیشو اغلب سازندگان آدمهای معمولی را مورد هدف قرار میدهند و با آنها همراه میشوند. از سوی دیگر زندگی خود مردم و شخصیت آنها به مراتب از چهرههایی که میبینیم جذابتر است و الگوی مناسبتری برای انعکاس هستند چون نمیشود زندگی یک چهره را به دلیل تفاوتهایی که بابت شغلش دارد به عنوان الگویی برای مردم نمایش داد و این موضوع باعث شد تا به کل سراغ این گروه نرویم.
سفر به شهرهای دیگر هم از آن موضوعاتی بود که افشار دربارهاش گفت: ما در جایجای کشور خردهفرهنگهایی داریم که انعکاس آنها به خودی خود جالب است. همچنین برای جذابیت بیشتر برنامه و کمک به عدم یکنواختی که ممکن است به واسطه ساختار ثابت آن به وجود بیاید، تصمیم گرفتیم تا به شهرهای دیگر هم سر بزنیم. تاکنون تبریز، اهواز، اصفهان، یزد، شیراز و مشهد را داریم و در تلاش هستیم تا به این گستردگی وسعت بیشتری بدهیم.
در سوی دیگر داستان، جا انداختن هر فضای جدیدی در تلویزیون دشواریهای خاص خود را دارد، اتفاقی که برای این برنامه هم وجود داشت و افشار با اشاره به آن افزود: آن اوایل مخالفت زیادی وجود داشت و هضم این ژانر برای کسانی که میشنیدند و طرح را میخواندند مشکل بود چون تصور آن که دوربین در خانواده وارد میشود و در این مدت مدام با آنها همراه است، چندان برای بعضیها ساده نبود. به هر حال ما با همه این صحبتها پیش رفتیم و بعد از پخش فصل اول و دوم بود که نظرات تغییر کرد و با استقبال عجیب و خیلی خوبی روبهرو شدیم، روندی که همچنان ادامه دارد و بیشتر هم شده است.
افشار درباره فصل 7 هم که قرار است به زودی روی آنتن برود خاطرنشان کرد: در این فصل تغییراتی ایجاد شده که مجموعه جذابی را شکل داده و میتوانم بگویم یکی از جذابترین فصلها را در این سری شاهد هستید. همچنین چون تصویربرداری این سری در نوروز در شیراز انجام شد، فضای بخشهایی از سیل و اتفاقاتی که در آن زمان افتاد هم در مجموعه منعکس شده است.
فاطمه شهدوست
رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: