در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علائم مسیریابی
بیایید بحث را با مفهوم «نامکان» مارک اوژه باز کنیم. اوژه، انسانشناس مشهور فرانسوی، مکانهایی از قبیل فرودگاه را که در محیطشان هویت ناشناس پیدا میکنیم، نامکان مینامد. از همینروست که در فرودگاه باید احراز هویت شویم. نامکانها به زبان ساده محل گذرند و بهعنوان مکان از هویت متمایزی برخوردار نیستند. همین است که تقریبا همه فرودگاهها در سراسر جهان ساختار کموبیش واحدی دارند. کارکردشان هم ماشینی است و باید مسافران را بهکمک حقههای روانشناسی بهطرز کارآمدی از نقطهای به نقطه دیگر هدایت کنند. فرودگاهها با اینکه از دیدگاه اوژه نامکان محسوب میشوند، بهلحاظ این شگردها منحصربهفردند.علائم مسیریابی یکی از این حقههاست. همه ما وقتی در فضایی ناآشنا قرار میگیریم، برای مسیریابی به کمک نیاز داریم. جالب است بدانید فرودگاهها را عمدا طوری طراحی میکنند که مسافران بتوانند مسیرشان را برای مرحله به مرحله فرآیند پیش از پرواز بهراحتی طی کنند. یعنی اگر فقط کمی حواسجمع باشیم و علائم دیداری را پشت سر هم دنبال کنیم، بعید است بهخاطر گیجخوردن بین پایانهها و گِیتها از پرواز جا بمانیم.
به بیان دیگر، فرودگاهها اساسا باید طوری طراحی شوند که مسافران به طبیعیترین شکل ممکن بهطور ناخودآگاه بهسرعت و با نظم در مسیر درست قرار بگیرند. پس فرودگاه ایدهآل فرودگاهی است که خودش هدایتکننده مسافر باشد. در فرودگاههایی که از این اصل ساختاری غافل نبودهاند، معمولا میبینیم مسیر منتهی به هر پایانهای برای مثال رنگ متفاوتی دارد تا مسافران پروازهای مختلف بتوانند مسیرشان را از هم تفکیک کنند.
بازرسیهای امنیتی
فقط ترس از گمشدن بین پایانههای متعدد ورودی و خروجی نیست که حضور در فرودگاه را دلهرهآور میکند. بازرسیهای امنیتی هم در این میان بیتأثیر نیست.
در گذشته فضای حاکم بر فرودگاهها به اندازه امروز امنیتی نبود. نه که مسافران از لحاظ امنیتی چک نمیشدند، بلکه مسافر و همراهانش میتوانستند در مراحل بیشتری از فرآیند پیش از پرواز کنار هم باشند. اما مسافر در فرودگاههای امروزی تقریبا همان ابتدا باید از همراهانش خداحافظی کند، زیرا ماموران در چند ایستگاه بازرسی به انتظارش نشستهاند. فکر اینکه باید از زیر دستگاه اشعه ایکس رد شویم و حتی گاهی در مورد محتویات چمدانمان توضیح دهیم، میتواند پس ذهن هرکسی را مضطرب کند.
در سالهای اخیر بهدلیل افزایش شمار حملات تروریستی بهوضوح بر شدت بازرسیهای امنیتی در فرودگاههای جهان افزوده شده و هدف از همه بازرسیهای ریز و درشت برقراری امنیت و همچنین القای حس ایمنی به مسافران است. دقت کردهاید هر بار حادثهای تروریستی اتفاق میافتد، فرودگاههای کشور حملهدیده بررسیهای امنیتی جدیدی را به روال معمول اضافه میکنند؟ علت این است که وقتی مسافران شاهد تلاش مأموران انتظامی فرودگاه برای برقراری امنیت باشند، ناخودآگاه ته دلشان احساس امنیت میکنند و باز به سفرهای هوایی تمایل خواهند داشت.
بازیابی آرامش
اما از اضطراب مسیریابی و مسائل امنیتی که بگذریم، ایده فروشگاههای داخل فرودگاه هم فلسفه جالبی دارد. در بیشتر فرودگاهها درست بعد از محل تحویل چمدانها و ایستگاههای بازرسی فضایی برای بازیابی آرامش مسافران تدارک دیده شده است. فضایی پر از صندلیهای راحت تا دقایقی استراحت کنیم. فروشگاها و کافیشاپهایی هم هستند که میتوانیم تا زمان پرواز خودمان را در آنجا سرگرم کنیم، اما همه اینها چیزی جز کمکهای دیداری برای ایجاد تمایل به خرید نیست. اینجاست که من و شمای مسافر بهواسطه هوش طراحان فرودگاهها از حالت استرس خارج شده و درعوض به مشتریانی ارزشمند برای فروشگاهها تبدیل میشویم.
فروشگاههای داخل فرودگاهها معمولا پس از ایستگاه کنترل گذرنامه و در طول مسیرهای منتهی به گیتهای پرواز مستقرند که این هم بیدلیل نیست. زیرا حتی اگر قصد خرید هم نداشته باشید، بههرحال مجبورید مسیر فروشگاهها را تا گیت پرواز طی کنید. در فرودگاههایی که طراحانشان از تلاش برای تبدیل مسافران (مشتریان بالقوه) به مشتریان بالفعل غافل نبودهاند، بیشتر فروشگاهها در سمت راست مسیر واقع شدهاند. فکر میکنید چرا؟ شاید باورتان نشود اگر بگوییم حقهای در کار است. حتما میدانید بیشتر جمعیت جهان راستدست هستند و بنابراین حین حرکت با چمدان ناخودآگاه به سمت راستشان بیشتر نگاه میکنند. خلاصه کلام اینکه طراحان فرودگاهها با این شگردهای ظریف که معمولا توجه کسی را جلب نمیکند، همه هنرشان را به کار میگیرند تا مسافر ناخودآگاه نگاهی به فروشگاهها بیندازد و برای خرید وسوسه شود.
چرا مسافر باید خرید کند؟
شاید بپرسید اصلا چه اصراری است حتما مسافران پرواز خرید کنند و بعد از فرودگاه خارج شوند؟ دنبال جواب پیچیدهای نباشید. مسافران هواپیما همیشه مشتریان فوقالعادهای بهشمار میروند. کسی که بهجای سفر با اتوبوس و قطار، هواپیما را انتخاب کرده انتظار میرود پول خوبی در بساط داشته باشد. همین که استطاعت خرید بلیت هواپیما را داشته باشید نشان میدهد احتمالا از درآمد و وضعیت مالی نسبتا خوبی برخوردارید.
از طرفی رسیدن به موقع به فرودگاه، تحویل چمدانها و عبور از ایستگاههای بازرسی فرآیند بعضا پرالتهاب و خستهکنندهای است که وقتی با موفقیت پشت سر گذاشته میشود، چهبسا احساس غرور و پیروزی هم بکنیم. این حالت روانی چیزی حدود یک ساعت دوام خواهد داشت. به همین دلیل در طراحی فرودگاه از این مدت بهعنوان ساعت طلایی نام برده میشود. به این معنی که در این یک ساعت باید بیشترین بهره را از مسافران منتظر در فرودگاه برد. معمولا هم تا بازشدن گیت، آنقدر فرصت به مسافران داده میشود که پس از عبور از ایستگاههای بازرسی بتوانند در فروشگاهها چرخی بزنند.
دقیقا اینجاست که حس میکنیم بر محیط پیرامونمان کنترل معقولی داریم و ازاینرو بهلحاظ روانی حال خوبی پیدا میکنیم. اما واقعیت این است حتی همین حس کنترل هم به ما القا شده است. در واقعیت ما بر محیط فرودگاه کنترلی نداریم، بلکه خود فرودگاه است که کاملا بر ما احاطه دارد. پس عجیب نیست که بعضی فرودگاههای جهان صرفا محل عبور نیستند و حتی مقصد تفریحی و گردشگری به حساب میآیند. ازجمله ایندست فرودگاههای پرمشتری میتوان به فرودگاه چانگی در سنگاپور و فرودگاه اینچِئون در کره جنوبی اشاره کرد که حتی سینما هم برای مسافران تدارک دیدهاند یا مثلا فرودگاه بینالمللی دنور در ایالات متحده آمریکا با تعبیه پیست اسکی روی یخ دستکمی از شهر بازی ندارد.
طراحان آیندهنگر از احتمال ساخت فرودگاههایی در آینده صحبت میکنند که قرار است به سکونتگاههایی موقت برای اسکان مسافران مجهز باشند، اما نه در حد هتل؛ بلکه در قالب چیزی شبیه شهر با تمام امکانات. شاید بهاینترتیب فرودگاه از نامکانی که اوژه میگوید کمکم به مکانی با هویت متمایز تغییر پیدا کند!
صدف دژآلود
دانش
برگرفته از BBC
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: