در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دقت کنید ماشینش، ماشین شخصیاش. ماشینی که به واسطه یک نرمافزار حالا شده ماشین اسنپ! بعد حجابش را رعایت نکرده و مرد هم محترمانه و با متانت گفته حجاب را رعایت کنید. میشود جای کلمه حجاب کلمه قانون را هم گذاشت. اصلا شاید دلیل پیرمرد یک بخشیاش امر به معروف و نهی از منکر بوده. شاید اصلا منظورش این بوده که پلیس راهنمایی و رانندگی میبیند و ماشین! نه ماشین اسنپ ماشین خودش را جریمه میکند.
به جای پلیس راهنمایی و رانندگی هم میشود دوباره گفت: قانون. من اصلا میگویم میخواسته یک جای قانون را رعایت کند پیرمرد تا یک جای دیگر قانون یقهاش را نگیرد. حالا شما شاید بگویی قانون ایراد دارد و من میگویم قانون بیعیب هم مگر داریم؟ اما همگان میدانند قانون بد خیلی بهتر از بیقانونی است. دختر اما نامردی میکند .
پردهدری میکند و بیانصافی. عکس و مشخصات و آدرس پیرمرد را نه توی یک بطری که میگذارد روی یک بشکه باروت و میاندازد توی اقیانوس مجازی. خبر میترکد. دختر هم مظلومنمایی کرده و پیازداغ خبر به اندازه کافی داغ و زیاد هست.
حالا باید منتظر واکنشها باشیم. دختر مجدد خبررسانی میکند و میگوید از اسنپ زنگ زدهاند و دلجویی کردهاند. مخم سوت میکشد! بابت قانونشکنی دخترک بابت جارزدن اسم و مشخصات پیرمرد؟ اینکه پیرمرد شاید نمیخواسته کسی بفهمد دارد توی اسنپ کار میکند مهم نیست؟
حیثیت تاراج رفته چه میشود؟ بیانیه اسنپ میرسد. یکی به نعل زده و یکی به میخ که طرفین را راضی نگه دارد. حباب توی سرم میترکد. نمینوشتم سر انگشتهایم ذقذق میکرد. نوشتم که سبک شده باشم. راستش من خیلی وقت است دیگر از چیزی تعجب نمیکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: