خسروپرویز پس از عذرخواهی و بیان این نکته که نهتنها در برابر ماهی کبابی، که در برابر نکتهسنجیهای پاچهخارانه و پاچهخاریهای نکتهسنجانه نیز عنان اختیار از کف میدهد، از شیرین پرسید: حالا چه کنیم؟
در این لحظه شیرین متوجه صحنهای شد. بلافاصله شخص را به خسروپرویز نشان داد و گفت: آنجا را ببین. خسروپرویز مشاهده کرد که یک سکه از کیسه هزارتایی شخص به زمین افتاد و شخص کیسه هزارتایی و کیسه پانصدتایی را با زحمت به زمین گذاشت و سکه افتاده را برداشت و داخل جیبش گذاشت و بعد کیسهها را با زحمت از زمین برداشت و به سمت گیت خروجی رفت.
شیرین گفت: بفرما، آدم اینقدر، دله؟ نگذاشت یک عدد سکه به خدمتکاران و دربانان و اشخاص مستحق برسد. او را احضار کن و بگو حالا که اینقدر دله و نخورده است، جایزهها را پس بدهد. خسروپرویز شخص را احضار کرد و از او توضیح خواست. شخص که واقعا ختم روزگار بود پس از تعظیم بسیار گفت: پادشاها، اینکه من بارم را زمین گذاشتم و خم شدم و سکه را برداشتم، اگرچه سکه گران شده است، اما بهخاطر سکه نبود، بلکه بهخاطر آن بود که روی سکهها نام مبارک خسروپرویز ضرب شده و دلم رضا نداد نام مبارک شاه مملکت زیر دست و پا باشد. خسروپرویز که برای بار سوم از خود بیخود شده بود، بهسختی خودش را کنترل کرد و فورا شیرین را صدا کرد و به او گفت: ببین الان این اینطوری میگوید، الان من چه کنم؟ شیرین رو به شخص کرد و گفت: چه میخواهی. شخص گفت بهخدا هیچی. من صرفا درخواست مجوز مؤسسه فرهنگی چندمنظوره داشتم، پادشاه مرحمت کردند سکه دادند. داشتم میرفتم که دوباره و سهباره احضار فرمودند. شیرین گفت: به اصلاحات ما گند زدی. شخص گفت: بانو، جسارت است، اما پیشنهاد میکنم اصلاح را از علل آغاز کنید، وگرنه برخورد با موارد و معلولها به نتایج عکس منجر شود. شیرین گفت: نامت چیست؟ شخص گفت: دکتر فرهاد کوهکن. شیرین گفت: دکترای چه رشتهای؟ فرهاد کوهکن گفت: منابع طبیعی. به این ترتیب شیرین که از نوع نگاه وی به مسائل بسیار خوشش آمده بود، وی را پس از مشورت با خسروپرویز به سمت بازرس ویژه دایره نظارت بر عملکرد دستگاهها و مشاور ملکه در زمینه نوع نگاه به مسائل منصوب کرد و فاز جدید اصلاحات را آغاز نمود.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم