ایرنا: وزارت آموزش و پرورش بهتازگی با صدوربخشنامهای، اعلام کرد که با ایجاد تغییراتی در اخذ کمکهای مالی اولیا به مدرسه، نحوه دریافت این کمکها را ساماندهی کرده است.
کد خبر: ۱۲۰۲۸۰
این بخشنامه بااستناد به آیین نامه اجرایی قانون اصلاح ماده قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش (برای اخذ داوطلبانه کمکهای مردمی) در بند تنظیم و به امضای وزیر آموزش و پرورش به عنوان بالاترین مقام این وزارتخانه رسیده است.
"اخذ داوطلبانه" کمکهای مردمی شاید مهمترین بخش، بخشنامه وزارت آموزش و پرورش باشد که در سایر بخشنامههای این وزارتخانه نیز دیده میشود و به عنوان یک کلید واژه همواره مورد استفاده قرار میگیرد.
در این بخشنامهها همواره تاکید میشود که اخذ کمکهای مردمی در مدارس دولتی و غیرانتفاعی(البته غیراز شهریهو شرکت در فوق برنامهها)"داوطلبانه" است و هیچ مدرسهای حق ندارد به صورت اجباری از اولیا وجه دریافت کند.
در فرهنگ نامههای کشور، واژه "داوطلبانه" به عملی گفته میشود که فرد در کمال میل و رضایت خود به انجام عملی دست زند بدون آنکه اجباری در آن باشد.
وزارت آموزش و پرورش در بخشنامههای مختلف خود به خصوص در مورد اخذ کمکهای مردمی از این واژه به دفعات استفاده میکند و معنی این واژه نیز چنان روشن است که این وزارتخانه لزومی به "تعریف" آن نمیبیند و حق هم همین است.
اما آنچه در رفتار برخی مدارس کشور در مواجهه با کلمه "داوطلبانه" استنباط میشود، این است که انسان تصور میکند که معنی "داوطلبانه" در این مکانها طور دیگری تعریف میشود.
کمک به مدارس، از خواستههای هر ایرانی است زیرا در نظر آنها تعلیم و تربیت، اساس همه کارها است. اما اگر در نظر آنهااین کمکها به صورت غیر از داوطلبانه بیان شود در اینجا نوع نگاه مردم به مساله متفاوت خواهد بود.
شرکت در اعمال خیر هرگز نمیتواند اجباری باشد زیرا قطعا از اجر، پاداش و ارزش آن میکاهد و این مورد نظر هیچ کس نیست.
مدارس نیز نمیتوانند طوری برخورد کنند کهشرکت دریک کار خوب و پسندیده برای مردم "اجباری" تلقی شود و در صورتی که این تصور در بین مردم پدید آید، نیازمند تجدید نظر مسئولان آموزشگاهها دارد.
از زمانی که بحث کمکهای مالی و داوطلبانه در مدارس مطرح شد، مناقشه بین اولیا و دست اندرکاران مدرسه نیز آغاز شد و این حرکت ناخوشایندهمچنان ادامه دارد و به همین دلیل قسمت اعظم مسایل تربیتی و آموزشی دانشآموزان تحتالشعاع این مساله قرار گرفته است.
شاید یکی از علل بروز این مناقشه، بخشنامههای مبهم و غیرکارشناسی وزارت آموزش و پرورش باشد. دراین بخشنامههاتعریفی ازاخذ داوطلبانه کمکهای مردمی ارایه نمیشود و تنها به صورت کلی و مبهم از اخذ داوطلبانه کمکهای مردمی سخن گفته میشود و مدارس نیز هر شیوهای را برای اخذ این کمکها بکار میگیرند.
اگر از مدارس خواسته میشود که کمکهای داوطلبانه از اولیا جمع آوری شود باید سازوکار چگونگی اخذ آن نیز گفته شود و تمام بندهای آن نیز بانظر کارشناسان تربیتی و روانشناسان نوشته شود تا این تصور پیش نیاید که خدای نکردهآموزش و پرورش قصد دارد این مساله را برای همیشه لاینحل باقی بگذارد.
اخذ داوطلبانه این است که "دارا و ندار"، چنانچه مایل باشند به مدرسه کمک کنند و در این راه، تهیه لیست توسط مدیر، طرح مساله در کلاس درس، نوشتن نامه به ولی دانشآموز و هراقدام دیگر برای دریافت کمکها، داوطلبانه محسوب نمیشود.
برخی از مدارس برای جمع آوری کمکهای مردمی به هر شیوهای دست میزنند برای مثال، اگر اولیای دانشآموزی از پرداخت "وجه داوطلبانه" به هر دلیلی برای مدتی خودداری کند با پیغامها و نامههای متعدد و حتی گرو نگهداشتن کارنامه روبرو میشود.
تعیین زمان پرداخت مبلغ از سوی مدرسه یکی از رفتارهای برخی مدارس است که به هیچ وجه نمیتواند داوطلبانه باشد و این موارد هرگز در بخشنامهها دیده نمیشود.
اگر قصد واقعا اخذ داوطلبانه کمکهای مردمی است باید در نحوه بیان درخواست وجه از اولیا دقت کرد و حتی الامکان به صورت انفرادی از اولیا آن هم به صورت داوطلبانه این درخواست را مطرح کرد.
دادن پیغام و نامه توسط مدرسه ازطریق دانشآموزان، همواره باعث تنش در خانواده میشود و تاثیر نامطلوبی بر رفتار اعضای خانواده برجای میگذارد.
بیان اخذ وجه در کلاس و مدرسه دربرخی موارد به گونهای است که آثار سوئی بر روان و روح دانشآموز میگذارد.
بسیاری از والدین بهخاطر در امان ماندن از عواقب این رفتارها، برغم اینکه پرداخت وجه درخواستی در زندگی آنها تاثیر منفی برجای میگذارد ناچار میشوند آن را بپردازند و در مقابل مدرسه، آن را به حساب پرداخت داوطلبانه اولیا میگذارد.
بسیاری از اولیا، از نحوه دریافت داوطلبانه وجه در مدارس ناراضی هستند و هرگز نیز شکایت نمیکنند و آموزش و پرورش نیز، پرداخت این وجوه را به حساب رضایت والدین میگذارد.
بسیاری از والدین، در عین اینکه از برخورد مدرسه در این خصوص شکایت دارند، هرگز شکایت خود را مطرح نمیکنند و آموزش و پرورش هم اعلام میکند شکایت امسال مدارس کاهش یافته است.
بسیاری از والدین نیز میپندارند که شکایت آنها به جایی نخواهد رسید و اگرهم بازرس به مدرسه اعزام شود و حق به آنها هم بدهد در نهایت به ضرر آنها و فرزندانشان تمام میشود زیرا در آینده با شناسایی فرد شکایتکننده احیانا رفتار مدیر و معلم با آنها و فرزندانشان تغییر خواهد کرد.
تعدادی از اولیا میگویند اگر شکایت کنند، آموزش و پرورش نام شکایت کننده را به مدرسه اعلام میکند و برای ادامه تحصیل فرزندانشان مشکل ایجاد خواهد شد و به همین دلیل وجه را پرداخت میکنند تا در میان سایر اولیا و دانشآموزان تحقیر نشوند.
برخی مدارس برای جذب کمکهای مردمی، درنامه به اولیای دانشآموزان از "فعل امر" استفاده میکنند در حالی که امر خیر و پسندیده هرگز نباید به اجبار صورت گیرد.
آموزش و پرورش برای حل این مشکل باید به تدوین دستورالعمل جدیدی بپردازد و اگر واقعا درصدد "اخذ داوطلبانه" کمکهای مردمی است باید نکات را بطور دقیق بیان کند و همه مسایل روحی و روانی که در اخذ این کمک ها روی خواهد داد را مورد توجه قرار دهد.
آموزش و پرورش باید به این پرسش پاسخ دهد که آیا اخذ این کمکها از این طریق و با داشتن این همه آثار منفی در روح و روان، داوطلبانه است یا خیر؛
آموزش وپرورش باید روشن کند که آیا کمک نکردن به مدرسه، تاثیری در نمره درسی و انضباط و ارایه کارنامه تحصیلی دارد یا خیر؛ زیرا اکنون این دغدغه که در میان برخی از والدین نسبت به این مسایل وجود دارد را باید پاسخ داد که چرا این گونه است؛
آموزش و پرورش، دستگاه تعلیم و تربیت کشور است و آیا خبر دارد که اخذ این وجوه در برخی موارد به تنش پایان ناپذیر بین اولیا و دانشآموزان منجر میشود؛
آیا افزایش این گونه تنش ها، آموزش و پرورش را از رسالت اصلی خود که تربیت آینده سازان کشور است، دور نمیکند؛
مردم ما، مردم خیری هستند زیرا بدون دعوت و درخواست از آنها، اکنون درصد مدارس احداثی کشور را میسازند و هر روز نیز این آمار روبه افزایش است و برای درخواست کمک فقط کافی است از آنها دعوت کنیم.
برای جذب کمک ها، صادقانه و واقع بینانه مشکلات مدرسه را بازگو کنیم بدون آنکه برای مشارکت در کار خیر از اهرمهای فشار و اجبار بهرهگیری کنیم.
آموزش و پرورش، رسانههای گروهی و همه شخصیتهای کشور، مردم را برای کمک به مدرسه دعوت میکنند اما ایراد کار کجاست که برخی از مردم متدین نیز در برابر این کار خیر مقاومت میکنند؛ آیا وقت آن نرسیده است که در برخی شیوههای کار تجدید نظر کنیم.