در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
و اما بعد...
التفات داشتید که زندهیاد جمشید مشایخی از اعاظم و یکی از بزرگ پنج تفنگدار تئاتر و سینما و نمایش، در هفته گذشته راهی دیار ابدی شد. لابهلای پیگیری اخبار تشییع پیکر و تدفین و ختم آن بزرگوار، علی رستگار پیشنهاد داد برویم سراغ نقاشی که در دو سه فیلم و سریالی که آن مرحوم در نقش نقاش بازی کرده، طرحهای جمشید مشایخی را قلم میزده و بعضا حتی درباره استایل ایستادن و نقاشی کردن استاد هم نظرات تخصصی میداده. بگذریم از اینکه چند روز بعد از این ایده ژورنالیستی، خبر رسید که نقاش مزبور هم دقیقا به همین علت در حال برگزاری یک نمایشگاه است. خلاصه که سوژه نادیده روی هوا زده شد. این شما و این مصاحبه زینب مرتضاییفرد که ید طولایی در نقاشی دارد.
صابرالدوله محمدی هم کهاین روزها حسابی سرش شلوغ است و سوژهها چون مور و ملخ از سر و کله حضرت شاعر بالا میروند، دوباره دست انداخته و یکی از سوژههای آس را شکار کرده و به تور انداخته. این روزها که دارید حماسه و فداکاری خوزستانیها را میبینید که بدجور همه را میبرد به سالهای جنگ، صابرخان هم در صفحه 10 رفته سراغ تعدادی از تصاویر دوران جنگ و بعضی از تصاویری که از این روزهای مناطق سیلزده مخابره میشوند و یک گزارش تطبیقی مشتی نوشته در مقایسه حال و هوای این روزها و حال و هوای آن روزها! البته صابرخان با افتخار مدل دهه 60 است و طبعا در آن سالها کودکی بیش نبوده اما از روی عکسهای آن روزها و عکسهای این روزها به نتایج جالبی رسیده.
ساناز قنبری، خبرنگار سینمایی گروه هم که گزارشها و مصاحبههایش همیشه صفحه سینما را خواندنیتر کرده رفته سراغ جشنواره جهانی فجر و پوستری که از آن منتشر شده. قنبری با توجه به نقش مهم پوستر سینمایی که یکی از اقلام مهم تبلیغاتی محسوب میشود در صفحه 11 رفته توی نخ این قضیه که پوسترهای سینمایی اصولا چه باید و نبایدهایی باید داشته باشند و چه باشند و چه نباشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: