در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سسا گفت: پادشاها، شما محبت دارید، اما من چیز زیادی میخواهم، شاید در توان شما نباشد. پادشاه گفت: در توان ما نباشد؟ زکی. مگر چی هست؟
سسا گفت: در خانه اول صفحه شطرنج یک دانه گندم، در خانه دوم دو دانه گندم، در خانه سوم چهار دانه گندم، در خانه چهارم هشت دانه گندم، در خانه پنجم 16 دانه... پادشاه گفت: خیلی خب بس است، بهازای هر ۶۴ خانه هی ضربدر دو.
چه خواسته محقری. برو. میگویم نوکران گندمت را برایت بیاورند. سسا به خانه بازگشت و پادشاه به خواب عصرگاهی رفت. وقتی بیدار شد از وزیر اعظم پرسید: گندمهای یارو را برایش فرستادید؟
وزیر اعظم گفت: خیر. پادشاه گفت: چرا؟
وزیر اعظم گفت: ریاضیدانان مشغول محاسبه مقدار گندمند. بعد از شام پادشاه از وزیر اعظم پرسید: چی شد؟ وزیر اعظم گفت: امیدواریم تا صبح کار محاسبه به پایان برسد. پادشاه گفت: وا. چهار کیسه گندم اینقدر محاسبه دارد؟
وزیر اعظم گفت: گویا زیاد است. فردا صبح رئیس دپارتمان ریاضی محض به محضر پادشاه رسید و گفت: پادشاها، کار محاسبه به پایان رسید.
پادشاه گفت: خب؟ رئیس دپارتمان گفت: پادشاها، نهتنها شما بلکه هیچکس قادر به تأمین این مقدار گندم نیست. پادشاه گفت: مگر چقدر است؟ رئیس دپارتمان گفت: ۱۸۴۴۶۷۴۴۰۷۳۷۰۹۵۵۱۶۱۶ دانه گندم. پادشاه پرسید: اووووه. ینی چقدر؟ رئیس دپارتمان ادامه داد: براساس محاسبات ما هریک مترمکعب گندم به طور متوسط شامل ۱۵۰۰۰۰۰۰ دانه گندم است.
بنابراین پاداشی که مخترع تقاضا کرده به انباری با ابعاد ۱۲۰۰ کیلومتر مکعب نیاز دارد. اگر این انبار ده متر عرض و چهار متر ارتفاع داشته باشد، طول آن ۳۰۰۰۰۰۰ کیلومتر خواهد بود.
در این هنگام پادشاه که مخش سوت کشیده بود سسا را احضار کرد و شطرنج را به طرف او پرتاب کرد و گفت نخواستیم و به وزیر اعظم دستور داد منچ بیاورند و خودش و وزیر اعظم و رئیس دپارتمان ریاضی محض به همراه یکی از نگهبانان به بازی منچ پرداختند و تا وقت ناهار خنده و شادی کردند.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: