مقطع حساس‌کنونی

حکایت نیمه‌پندآموز حاتم‌بخشی برادرش

وقتی حاتم طائی که رکورددار بخشندگی در جهان بود از دنیا رفت، مردم بسیار ناراحت شدند و برای او مراسمات ترحیم و سوگواری مفصلی برگزار کردند. بعد از مراسم چهلم، برادر حاتم که او نیز در نوع خود انسان بخشنده‌ای بود تصمیم گرفت بر جایگاه مرحوم حاتم بنشیند و بخشندگی کند. مادر حاتم که مادر‌برادرش نیز بود، به او گفت: «ای پسر، درست است که تو نیز در نوع خود انسان بخشنده‌ای هستی، اما برادرت واقعا چیز دیگری بود. پس بیا و بیهوده خود را در زحمت مینداز و خانواده طائی را ضایع نکن.»
کد خبر: ۱۱۹۴۵۱۵

اما برادر حاتم به سخنان وی وقع ننهاد و در جایگاه مرحوم حاتم نشست. حاتم برای خود سرایی ساخته بود که هفتاد در داشت و هرکس از هر دری وارد ‌شد و چیزی می‌خواست از دستگاه نوبت می‌گرفت و نزد حاتم می‌رفت و حاتم برای او حواله صادر می‌کرد و او حواله را به ستاد اجرایی می‌برد و ستاد اجرایی پس از تحقیقات محلی، حواله را نقد می‌کرد.
در روز اول زنی وارد شد و از برادر حاتم حواله‌ای گرفت، سپس از در بیرون رفت و از دری دیگر وارد شد و حواله دیگری گرفت و دوباره از دری دیگر وارد شد و حواله‌ای گرفت، اما وقتی برای بار چهارم وارد شد، برادر حاتم گفت: «خانم محترم، فکر نکن سه دفعه قبلی نفهمیدم که خودت بودی. این کار درست نیست. بگذار به همه برسد.»
در این هنگام زن نقاب از چهره برگرفت و معلوم شد زن همان مادر حاتم است. پس رو به فرزندش کرد و گفت: «دیدی؟ من یکبار 70دفعه بر حاتم وارد شدم و او هر 70دفعه به من حواله داد.»
برادر حاتم گفت: «مادر من، او سرمایه‌اش را در مؤسسه [...] خوابانده بود که سود ۲۴درصد می‌دهد و از سود آن بخشندگی می‌کرد، اما من ملک خریده‌ام و اجاره داده‌ام و از محل اجاره بخشندگی می‌کنم و وسعم به این حاتم‌بخشی‌ها نمی‌رسد.» و به این ترتیب اصطلاح «حاتم‌بخشی کردن» به افواه راه یافت و به گنجینه امثال فارسی اضافه گشت و درصد سود بانک‌ها و مؤسسات اعتباری نیز کاهش یافت.

امید مهدی‌نژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها