مقطع حساس‌کنونی

داستان پیرمرد و پیرزن خیلی عاشق

سال‌ها پیش در یکی از شهرهای مرکزی ایران، پیرمرد و پیرزنی زندگی می‌کردند. این پیرمرد و پیـــــــرزن، یکدیگــــر را بشـــــدت دوســــــــــــت می‌داشتند و عشق و علاقــــه‌ای اســـتثنایی میان آنها جریان داشت که زبانزد خاص و عام و سایر بستگان و آشنایان بود. این پیرمرد در تمام مدت 60 سال زندگی مشترک با همسرش، هرروز وقتی از سرکار به خانه برمی‌گشت دستان همسرش را در دست می‌گرفت و یک شاخه گل که خریده یا از پارک کنده بود به وی می‌داد و به او می‌گفت دوستت دارم.
کد خبر: ۱۱۹۴۰۵۵

تا این‌که کم‌کم علائم آلزایمر در او هویدا شد و پس از یک سال به‌کلی حافظه‌اش را از دست داد. پیرمرد، با از دست دادن حافظه‌اش، هرروز شاخه درختی را می‌کند و تیر چراغ‌برقی را در آغوش می‌گرفت و می‌گفت دوستت دارم. چندی بعد همسرش از غصه آبروریزی شوهرش دق کرد و مُرد و پیرمرد را همسایگانش برای نگهداری به یک سرای سالمندان خیریه سپردند که در حیاطش درخت داشت.
بیاییم با روی آوردن به تغذیه سالم، نوشیدن زیاد مایعات، خوردن ماهی و انجام تمرینات فکری، از ابتلا به آلزایمر جلوگیری کنیم.

امید مهدی‌نژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها