در انتخاب یا حتی نگارش فیلمنامههای تلویزیونی، شاهد غلبه نگاه ژورنالیستی هستیم و همین است که کارها را شبیه به هم میکند. حتی یک پاورقی خواندنی فلان مجله هم برای آداپته شدن جهت تولید نیازمند رعایت اصول کلاسیک فیلمنامهنویسی است ولی این اتفاق نمیافتد. در بحث تکنیکی سریالسازی هم پیشرفت خاصی نمیبینیم و بیشتر سریالها بر مدار دیالوگ پیش میرود.این کمکاریها است با عرضه سریالهای ماهوارهای مملو از انواع مفاهیم تابوشکنانه که متاسفانه مخاطب هم پیدا میکند.برای مقابله با این سریالها احتیاج به یک جهش بزرگ داریم و این جهش باید هم در فیلمنامه و در ساختار باشد. مضمونهای تکراری سببساز آن میشود که بیننده از تلویزیون مهاجرت و به سمت و سوی شبکههای ماهوارهای رود. باید در فیلمنامهنویسی، به طور جدی، بازنگری و از تمام ظرفیتها و طرحهای نو و خلاقانه استفاده کنیم. مهمترین مسؤولیت آن است که سرمایهگذاری شگرفی در فیلمنامهنویسی انجام شود. این نیاز در اولویت است و باید مطابق سلایق روز مردم ایران پیش رفت.مضمونهای سریالهای تلویزیونی باید مطابق علایق نسل جوان کشورمان باشد، آن هم در این عصر که فناوری همه را با یک کلید به جهان وصل میکند تا به این طریق جوانان ما به جای پیوستن به رسانههای خارجی، به تماشای تلویزیون خودمان بنشینند و از آن لذت ببرند.
محمدابراهیم معیری
کارگردان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم