مقطع حساس‌کنونی

حکایت پاسخ‌های حکیم دوگانه‌سوز

در روزگاران قدیم در یکی از کلانشهرها حکیم موفقی زندگی می‌کرد که دارای علم و حکمت و روشن‌بینی و مردم‌داری فراوان بود و علاوه بر آن‌که شاگردان و مریدان بسیار داشت، در خانه‌اش به روی مردم باز بود و هرکس مشکل فکری، روحی، خانوادگی، شخصی، اقتصادی، حقوقی، مشاوره مهاجرت، تغییر دکوراسیون منزل، معاوضه نو با دست دوم، خرید و فروش خانه، ویلا، زمین و آپارتمان در سراسر کشور و انواع چیزهای دیگر داشت به او مراجعه می‌کرد و او با روی باز به مشکلات تک‌تک مردم رسیدگی می‌کرد.
کد خبر: ۱۱۹۲۸۶۹

روزی خبرنگار یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار سراغ او رفت و از او خواست تا راز موفقیت خود را برای خوانندگان روزنامه بگوید. حکیم گفت: «راز موفقیت من در تلویزیون است.» خبرنگار گفت: «عه، چه جالب، می‌شود بیشتر توضیح بدهید؟» حکیم گفت: «بلی.» خبرنگار گفت: «می‌دهید؟» حکیم گفت: «بلی.» خبرنگار گفت: «بدهید.»
حکیم گفت: «توضیح آن‌که هر وقت عیال تلویزیون را روشن کرد، من به اتاق دیگری رفتم و کتاب خواندم و از آنجا که عیال هرشب همه سریال‌ها و گفت‌وگوی خبری و دورهمی و خندوانه و کودک شو و حتی چشم شب روشن را نگاه می‌کرد،‌ کتاب‌های بسیاری خواندم و اینک حکیمی دانا و آگاهم.»
خبرنگار گفت: «ای حکیم، من خبرنگار روزنامه جام‌جم هستم که متعلق به صدا و سیماست. آیا با این وجود، باز پاسخ‌تان همان است؟»
حکیم گفت: «ای داد، فکر کردم خبرنگار این روزنامه‌های روشنفکری هستی. می‌شود دوباره سؤال خود را تکرار کنی؟»
خبرنگار سؤال خود را تکرار کرد. حکیم گفت: «راز موفقیت من در تحصیل علم، پرورش اخلاق و نیز ورزش صبحگاهی است.» خبرنگار تشکر کرد و یک موز برداشت و به دفتر روزنامه رفت تا مصاحبه‌اش را پیاده، ویراستاری و برای انتشار آماده کند.

امید مهدی‌نژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها