نجات پسر از مجازات قتل پدر

پسر جوان که در درگیری خانوادگی پدر معتادش را کشته بود با جلب رضایت مادر و خواهرش دیروز از قصاص نجات یافت.
کد خبر: ۱۱۹۲۵۳۴

به گزارش جام‌جم، در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور یک قاضی مستشار برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و گفت: مهدی 22ساله متهم است یک‌سال‌و‌نیم قبل در دعوا با پدرش، وی را در خانه‌شان در ورامین با ضربه چاقو به سفید ران پایش کشته است. با توجه به رضایت مادر و خواهر مهدی که تنها اولیای دم هستند از جنبه عمومی جرم برای وی تقاضای کیفر دارم.
سپس مهدی در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: پدرم از سال‌ها قبل معتاد بود و چند سال پیش من هم به اعتیاد کشیده شدم. من و پدرم هر دو در یک غذا‌خوری کار می‌کردیم. من به عنوان پیک موتوری مشغول کار بودم. آن روز صبح پدرم با من دعوا کرد و مرا در غذاخوری مقابل چشمان همکارانم کتک زد. وقتی به خانه برگشتیم پدرم هنوز آرام نشده بود. او بار دیگر به سمت من حمله کرد و مرا کتک زد. او در راه پله‌ها مرا هل داد و پایش را روی گردنم گذاشت. او می‌خواست مرا خفه کند به همین خاطر برای نجات خودم یک ضربه به پای او زدم. فکر نمی‌کردم ضربه چاقو به پا موجب مرگ پدرم شود، اما چاقو به سفید ران پدرم برخورد کرد و موجب مرگ وی شد.
وی ادامه داد: باور کنید من قصد کشتن پدرم را نداشتم و مجبور به این کار شدم. من در زندان اعتیادم را ترک کرده‌ام‌. مادر و خواهرم در این مدت اذیت شده‌اند. آنها خرجی ندارند و ماندن من در زندان زندگی آنها را تباه‌تر از قبل می‌کند. به‌همین خاطر از قضات دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شوند تا بعد از آزادی از زندان کار کنم و مانند قبل خرج زندگی مادر و خواهرم را بدهم.
سپس مادر مهدی در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: مقتول معتاد و لاابالی بود. او مدام با پسرم دعوا می‌کرد و به هر بهانه‌ای او را کتک می‌زد. چند سال قبل پسر بزرگم را برای خرید مواد مخدر از خانه بیرون فرستاد، اما پسرم در تصادف رانندگی کشته شد. حالا نمی‌خواهم مهدی را هم از دست بدهم. پسرم در درگیری ناچار شد با چاقو به پای پدرش بزند و من مطمئنم او قصد قتل نداشته است‌. شوهرم به ما خرجی نمی‌داد‌. مهدی خرج زندگی ما را تامین می‌کرد. او پسر خوبی است. به همین خاطر از جرم او گذشت کردم.
این زن گفت: من و شوهرم هر دو ایرانی هستیم‌. وقتی بعد از انقلاب تجارت در عراق رونق گرفت، چون شهر مرزنشین بودیم برای تجارت به عراق رفتیم‌. ولی چند سال بعد وقتی جنگ شروع شد برای این‌که از سوی عراقی‌ها اذیت نشویم هویت عراقی گرفتیم. با پایان جنگ به ایران برگشتیم و سه فرزندم در ایران به دنیا آمدند، اما شوهرم چون مرد بی‌فکری بود برای فرزندانم هویت عراقی گرفت و ثابت نکرد که ما هویت ایرانی داشته‌ایم. من پسرم را در مرگ شوهرم مقصر نمی‌دانم.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها