باشگاه های ریشه دارهمچنان درجامی زنند

: باشگاه های ریشه دار و سازنده سالهاست که به دلیل ساختار غلط در مدیریت فوتبال ، درجا می زنند به طوری که این دسته از تیمها در لیگ برتر، محلی از اعراب ندارند.
کد خبر: ۱۱۹۲۴۹

از صنعت نفت ، تیم پرسابقه خطه زرخیز آبادان گرفته تا هما و بانک ملی تهران و تراکتورسازی تبریز همگی دست به عصا حرکت می کنند و از راه آهن تهران نیز فقط نامی باقی مانده و دیگر هیچ. براستی فوتبال ما را چه می شود که این گروه از باشگاه های فوتبالیست پرور باید اندرخم یک کوچه باشند؛

در فوتبال امروزی ، پول یک ابزار حیاتی و برگ برنده به حساب می آید ؛ اما نمی توان در این خصوص ، نقش مدیریت را نیز کمرنگ قلمداد کرد. اگر این 2 فاکتور بخوبی تلفیق شده و درهم آمیخته شود ، آنگاه می توان انتظار پیشرفت داشت و سوار بر اسب مراد شد. در مطلب امروز ، بنا داریم از عقبگرد تیمهای سازنده و ریشه دار بنویسیم و زنگ خطر جدی را به صدا درآوریم ؛ چراکه تداوم این بی مهری ها به باشگاه های یادشده ، ضربات جبران ناپذیری را وارد خواهد کرد که در آن صورت ، باید فاتحه سازندگی را خواند و تنها دنیا را به کام تیمهای صنعتی دانست.
درجا زدن
اصلا مراد ما در این نوشته چنین نیست که با خاطرات زندگی کنیم و فقط از گذشته فوتبال بنویسیم ؛ اما از شرایط نامساعد باشگاه های سازنده و کارخانه های بازیکن سازی افسوس می خوریم.
واقعا چرا دیگر نامی از بانک ملی نیست و چرا هما در لیگ یک جا خوش کرده و چرا راه آهن همچنان درجا می زند؛ این درجا زدن مختص پایتخت نیست ، مثلا در استان آذربایجان شرقی که یک لشگر فوتبالیست ممتاز تحویل تیمهای اسمی داده نیز این وضعیت اسفبار حاکم است.
ماشین سازی و تراکتورسازی به عنوان 2 باشگاه قدیمی این خطه ، چندسالی است که به علت ضعف مدیریت و نبودن برنامه ریزی اصولی در لیگ یک به خواب خرگوشی رفته اند. این آشفتگی به جایی رسیده که حتی مدیران و مربیان تهرانی و بازیکنان غیربومی نیز نتوانسته اند دوای درد باشند و آرزوی تبریزی ها را برای رسیدن به جمع لیگ برتری ها ، جامه عمل بپوشانند.
خطه ای که کریم باقری ها، سیروس دین محمدی ها، اسماعیل حلالی ها، ستار همدانی ها، علیرضا اکبرپورها ، ابوالفضل حاجی زاده ها ، یوسف بخشی زاده ها ، رسول و حسین خطیبی ها ، هدایت شهریاری های و... را به تیمهای نامدار تهرانی و حتی باشگاه های خارجی تحویل داده ، انصافا جایش در لیگ برتر خالی است.
آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که چرا بانک ملی و هما که از امکانات بالقوه و ورزشگاه اختصاصی برخوردارند ، این چنین نشان می دهند؛ باز به هما که دست کم به حضور در لیگ یک عادت کرده ، اما از بانک ملی هیچ نشانی از باشگاه داری نیست و آنها تمایلی به شرکت در این مسابقات ندارند.
راه آهن هم با وجود بهره مندی از 2 استادیوم اختصاصی در جنوب تهران و منطقه اکباتان ، در صف تیمهای پایین جدول لیگ برتر ایستاده و کاسه چه کنم چه کنم در دست گرفته است. شاید هزینه های کمرشکن باعث شده تا بانک ملی قید تیم داشتن را بزند و هما و راه آهن هم نتوانند مبادرت به استخدام بازیکنان کلیدی و شاخص کنند.
اما باور بسیاری بر این است که بهره نگرفتن از پیشکسوتان این تیمها و بی اعتنایی مدیران به قدیمی ها، در این عقبگردها و ندانم کاری ها، نقش اساسی بازی کرده است. شک نداریم که اتکاء به قدیمی ها و دعوت از دلسوزان می تواند این 3 تیم ریشه دار تهرانی را از پیله فعلی خارج کند.
سوالی که مطرح است این است که چرا مردان پخته و کاربلدانی چون سهام میرفخرایی ، جواد رمزی ، دکتر خبیری ، محمد توانایی در هما و مسعود آذری ، جهانگیر کوثری ، حسین راغفر در راه آهن و حبیب زرین نام ، ناصر سلیمی ، مجید نامجومطلق ، علی دوستی در بانک ملی و بسیاری دیگر از پیشکسوتان اکتیو ، به بازی گرفته نمی شوند و از تجارب و دانش آنها برای احیای این باشگاه ها ، بهره کافی گرفته نمی شود.
اختلاف
صنعت نفت هم سالهاست که نشانی از قدرت و صلابت گذشته خود ندارد و به علت لجاجت و نداشتن ساختار مناسب ، نتوانسته نماینده شایسته ای برای آبادان قهرمان و این خطه دلاورپرور باشد.

باشگاه های ریشه دار و سازنده به سبب ضعف مدیریت و نبودن تشکیلات منسجم ، هنوز اندرخم یک کوچه اند

بر هیچ کس پوشیده نیست که خطه زرخیز خوزستان ، بویژه دیار مستعد آبادان ، حق آب و گل در فوتبال ما دارند و تاروپود و سلولهای مردم این منطقه با توپ گرد و مستطیل سبز آمیخته است. آبادان به عنوان مهد فوتبال که به برزیل ایران شهره است ، چندسالی است که با افت محسوس مواجه است و در لیگ برتر ، محلی از اعراب ندارد. حتما فوتبالدوستان نیک می دانند که باشگاه صنعت نفت نماینده ریشه دار آبادان به دلیل دستورالعمل صادره از سوی نهادهای دولتی ، بلیت حضور در لیگ برتر در فصل آتی را دریافت کرده است.
این دستورالعمل ، شور و شوق وصف ناپذیری را در آبادان حاکم کرد و گل لبخند را بر لبان فوتبال دوستان و هواداران سینه چاک این تیم جاری کرد. ما امیدواریم که نفتی ها تا فصل آتی که زمان طلایی پیش رو دارند با کنکاش و برنامه ریزی مدون در راه قدرتمندی هرچه بیشتر قدم بردارند و یک تیم روپا را ساخته و پرداخته کنند. اگر باز هم آبادانی ها، دست روی دست بگذارند و ریشه اختلاف را نخشکانند، صنعت نفت دوباره به لیگ یک باز خواهد گشت.
به یاد داریم که زمانی تیمهای جم و کارگر آبادان ، پشتوانه صنعت نفت بودند و نفرات آتیه دار را به این باشگاه پرطرفدار تحویل می دادند. از سوی دیگر، حضور افراد کاربلد و کارآمد در راس مدیریت باشگاه ، صنعت نفت را به یک تیم پرقدرت مبدل کرده بود. مرحوم دهداری ، ابراهیم قاسمپور ، حسن نظری ، علیرضا عزیزی و... از صنعت نفت به تیمهای معروف پایتخت منتقل شدند و برزگری ها ، نظام آزادی ها ، بهاریان ها ، لقمان ها ، مرحوم نکویی ها ، کشت کارها و بسیاری از فوتبالیست های نام آور خوزستانی باعث سربلندی این باشگاه پرطرفدار شدند؛ اما اکنون جای صنعت نفت را در لیگ برتر خالی می بینیم و آرزو می کنیم که دوباره شاهد احیای این تیم باشیم و به جای اختلاف و یک دندگی ، وفاق و تشکیلات را ببینیم.
تبصره و ماده
تاکید کردیم که پول ، تنها ابزار برای کامیابی یک باشگاه نیست و اگر در کنار آن ، مدیریت و روحیه تعاون نباشد، نمی توان به آینده تیم دل بست. به عنوان مثال ، باشگاه صنعت نفت که فاکتورهای مهمی چون پول ، امکانات و هوادار را داراست ، به دلیل نبود تشکیلات منسجم ، دست به عصا حرکت کرده است. در سالهای گذشته حتی کار به جایی رسید که عبدالرضا برزگری و ابراهیم قاسمپور 2 معلم بومی و آبادانی متعصب ، قید ادامه مربیگری را در این باشگاه زدند و رفتن را به ماندن ، ترجیح دادند.
از همین حالا به مسوولان آبادانی تاکید می کنیم که برای مهیا کردن یک تیم روپا و آبرومند که بتواند توقع بجای هواداران پرشور این دیار زرخیز را فراهم آورد ، کمر همت ببندند. دست روی دست گذاشتن و امروز و فردا کردن ، چاره کار نیست و از همه مهمتر این که خط و نشان کشیدن و بی اعتنایی به تبادل اندیشه ، آنها را به ناکجاآباد سوق خواهد داد.
حیف است که آبادان با این همه پتانسیل ، جایی در لیگ برتر نداشته باشد و آرزوی طرفداران سینه چاک خود را مانند حباب بترکاند. متاسفانه ، تجربه در سالهای گذشته ثابت کرده که آبادانی ها علاج واقعه را پیش از وقوع نمی کنند و هشدار کارشناسان را جدی نمی گیرند ؛ اما زمانی که صنعت نفت زمین می خورد، آن گاه مقامات این منطقه به این در و آن در می زنند و دست به دامان این و آن می شوند.
نمونه بارز این مورد را به دفعات می توان مثال زد، اما امید است این بار آبادانی ها به جای توسل به تبصره و ماده ، در راه قدرتمندی صنعت نفت اهتمام کنند.

رضا میرزاییان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها