گفتگوباصدای تاریخ

: «تنها صداست که می ماند» این بخشی از یک شعر است که در طی سالها تبدیل به یک اصل شده است و این اصل درباره دوبلورها شاید بیشتر از دیگران صدق کند. «احمد رسول زاده» یکی از همین صداهاست.
کد خبر: ۱۱۹۰۱۱

صدایی که سالهاست شنیده می شود و با ضرباهنگ خاص خود در یادها ماندگار شده است. صدای او می ماند و آیندگان نیز از این صدا لذت خواهند برد ، همچنان که بخشی از گذشته ما با این صدا آشنا است و اکنون نیز صدای احمد رسول زاده ما را به خاطرات خوب می برد. خاطراتی که در آن فیلمهای ماندگار وجود دارند، فیلمهایی چون «مردی برای تمام فصول» ، «جدال در آفتاب» ، «دکتر ژیواگو» ، «پدر خوانده» ، «وداع با اسلحه» ، «فرار بزرگ» ، «عمر مختار» و... رسول زاده ، سالهاست با صدای خود بازیگرانی چون آنتونی کوئین ، اسپنسر تریسی ، جک هاوکینز ، اورسن ولز ، هنری فوندا و جیمز میسون را برای ما ایرانیان و فارسی زبانان دوست داشتنی می کند.
رسول زاده تاریخ زنده دوبله ایران است. او از همه فراز و نشیب ها و دوران طلایی و رکود با خبر است. خیلی پیش از اینها می خواستیم با احمد رسول زاده به گفتگو بنشینیم. حضور استاد در همایش «چهره های ماندگار» راه را برای این گفت و شنود هموارتر کرد.

مثل همیشه با یک پرسش تکراری شروع کنیم. کمی از زندگی شخصی خودتان برایمان بگویید. از تولد، بالندگی ، عشق به سینما یا گویندگی؛
از تکرار گفتید ؛ اما واقعیت این است که زندگی تکرار است. منتها در هر روز، ماه و سال فرق می کند. سن آدم که بالا می رود ، دیدگاهش عوض می شود، گاهی عمیق تر می بیند و مطالب را عمیق تر درک می کند، به هرحال تکرار، تکرار واقعی نیست ، بلکه ظاهری است. در این تکرار هم می شود تنوع را یافت. اما راجع به زندگی ، البته باید از این صحبت کلیشه ای بگذرم که می گویند ما از کودکی در خانه نمایش اجرا می کردیم. نمایشنامه می نوشتیم. من هم شاید به این کارها علاقه مند بودم به همین دلیل هم خیلی زود وارد کار هنری شدم.
متولد چه سالی هستید؛
متولد 1309 هستم ، سال 1326 و در 17 سالگی جذب کارهای هنری شدم و در تئاتر تهران آن روز که در لاله زار بود، شروع به کار کردم. خیلی زود همبازی بازیگران بزرگ آن دوره شدم ، نمایش های خوبی را روی صحنه می بردیم. پرکار بودیم هر هفته یک نمایش روی صحنه می بردیم. مردم از این تئاترها استقبال می کردند. 7 ، 8 سالی در تئاتر بودم تا این که کیفیت تئاتر از آن استواری خارج شد و بیشتر به کاباره شبیه شد و من دیدم که تئاتر دیگر به معنی خاص کلمه وجود ندارد و چنین شد که من از تئاتر فاصله گرفتم.
خوشبختانه در همین سالها دوبلاژ در ایران شروع شده بود وچند تن از دوستانم وارد این حرفه شده بودند. یکی از این دوستان یک شب مرا دید و از من دعوت کرد کار دوبله را شروع کنم. گفتم من بلد نیستم ؛ اما دوستم به من اطمینان داد که خیلی زود یاد می گیرم و من رفتم سراغ دوبله و از همان سالها تاکنون این حرفه را ادامه داده ام. اولین فیلمی که در آن صحبت کردم ، یک فیلم عربی بود و من نقش یک خطی داشتم. آن یک خط را هزار بار تمرین کردم. فکر می کردم چه کار مهمی می خواهم انجام بدهم. بسیار تمرین کردم و بعد پشت میکروفون نشستم و همان بار اول که دیالوگ را گفتم ، مورد قبول واقع شد و تبدیل شد به نمره قبولی من برای ادامه کار دوبله.
کمی وارد جزئیات شویم ، در کدام محله تهران متولد شدید؛
من در تهران به دنیا نیامدم. متولد تبریز هستم. خیلی بچه بودم که همراه خانواده ام به تهران آمدم.
پدر و مادرتان فعالیت هنری داشتند؛
نه ، اما پدرم به شدت عاشق کارهای هنری بود. او مطالعه را دوست داشت و زمانی که تصمیم گرفتم در تئاتر مشغول شوم ، مخالفت نکرد. هر چند در آن زمان نوع تفکر درباره تئاتر و سینما با اکنون از زمین تا آسمان فرق داشت. پدرم گفت: اگر تئاتر را دوست داری برو و ادامه بده ؛ اما مواظب باش. نگران بود نکند گرفتار اعتیاد که در آن زمان در حاشیه کارهای هنری زیاد بود، شوم. همیشه بر کارهایم نظارت می کرد و مراقبم بود که بابت این لطفش همیشه مدیونش هستم.
چند خواهر و برادر هستید؛
یک پسر بودم و چهار خواهر. در واقع تک پسر بودم. خودم 3 دختر دارم و از هر کدامشان 2 نوه دارم. در مجموع 6 نوه ، 4 تا پسر ، 2 تا دختر.
هیچ کدام از فرزندانتان در کار دوبله یا کارهای هنری مشغول هستند؛
نه. فرزندانم هیچ کدام حرفه مرا دنبال نکردند. اما برادر خانم من ، آقای خسروشاهی در کار دوبله است. او یکی از استعدادهای درخشان دوبله ایران است. صدای مشخص و دلپذیری دارد و برای نقشهای جوان واقعا این صدا مناسب است.
شما باعث شدید او به دوبله علاقه مند شود؛
بی تاثیر نبود. وقتی من تصمیم گرفتم با خواهر او ازدواج کنم ، وی کنجکاو شد تا ببیند شغل من چیست ؛ اما انگار این استعداد در او ذاتا وجود داشت چون عاشق دوبله شد. من قدم اول را برای او برداشتم و او بقیه راه را خودش رفت و موفق شد.
دوران دبیرستان در چه رشته ای تحصیل کردید؛
ادبیات. دیپلم قدیم را گرفتم . البته از همان ابتدا عاشق ادبیات بودم. ریشه تمام کارهایی که انجام داده ام ، در ادبیات است ؛ نمایش ، ترجمه ، آماده کردن دیالوگ برای گویندگان و...
کدام مدرسه درس خواندید؛
مدرسه ایرانشهر ، چهارراه مخبرالدوله. پس از دیپلم اما فرصتی نشد که تحصیلاتم را ادامه بدهم. پدرم فوت کرد و باید خرج زندگی را تامین می کردم ، بنابراین تحصیل را رها کردم و مشغول کار شدم.
پس تئاتر را به صورت تجربی آموختید؛
نه ، نمی شود گفت تجربی ، چون مدیر تئاتر برای ما دوره 6 ماهه فشرده آموزشی گذاشت و ما خیلی زود اصول اولیه را آموختیم و به صورت حرفه ای شروع به کار کردیم.vنام مدیر تئاتر را به خاطر دارید؛
آقای دهقان نام داشت و نماینده مجلس بود. در آن زمان 2 گروه تئاتری در اختیار داشت که خیلی فعال بودند.
شما در دهه 30 وارد تئاتر شدید آیا جریان های سیاسی آن سالها در رکود تئاتر تاثیر داشت؛
بله ، تاثیر مستقیم داشت. گروه تئاتری که ما داشتیم ، پس از اتفاقات سال 32 به هم ریخت. تعدادی از اعضا طرز فکرهای خاص خود را داشتند که پس از این اتفاقات دیگر نتوانستند به کار خود ادامه دهند. البته بعد از جریان های سیاسی سال 32 تئاتر را از خط اصلی خود منحرف کردند و جوری شد که من نتوانستم در آن دوام بیاورم. البته این را هم بگویم ، کارهای کم ارزش آن زمان مشتری خاص خود را داشت. تئاتر ادامه راه داد ، همچنان که امروز هنوز هست ؛ اما دیگر آن تئاتری که باید باشد، نیست.
دوستی که از شما دعوت کرد کار دوبله را آغاز کنید ، حتما در صدای شما یک ویژگی یافت که خواستار بالندگی آن شد؛
دوستم که مرحوم شده است ، آقای زندی نام داشتند ، بسیار انسان رئوف و مهربانی بود. او مرا برای دوبله راهنمایی کرد. نمی دانم او چه در صدای من یافت ؛ اما به هر حال راهنمای خوبی برایم بود ، من از جای خوبی شروع کردم ، کارم را از استودیو سانترال شروع کردم ، مدیریت آن به عهده آقای کامرانی بود که خیلی به دوبله علاقه مند بود و بهترین وسایل و تجهیزات دوبله را آن زمان وارد کرده بود و در اختیار دوبلورها می گذاشت.
در آن زمان هم صدای شما همین گونه بود که اکنون است ، چون می گویند ، صدا پیر نمی شود؛
درباره من کاملا این گفته صادق است ؛ چون من جوان هم که بودم ، صدایم همین بود. در آن زمان هم یعنی وقتی 25 ساله بودم ، نقشهای مردان 50 ساله یا بیشتر را به من می دادند. نقش مردهای میانسال و حتی پیرمرد. صدایم چندان تغییری نکرده ، در جوانی هم پیر بود و اکنون هم که پیرمرد شده ام ، همان گونه است.
شما تاکنون صداهای زیادی را تست کرده اید ، به نظر خودتان کهن بودن صدای شما به چه چیزهایی ارتباط دارد؛
حالا که راجع به صدا صحبت کردید یک نکته را به شما بگویم ؛ البته حمل بر خودستایی نشود ، اما صدای من همیشه مورد قبول مردم بوده و مردم به آن اطمینان می کنند.

دوران طلایی دوبله در ایران


دوبله در ایران یک دوران طلایی داشته است. ترجمه خوب یکی از دلایل درخشیدن دوبله در این دوران بود. سالهای 45 و 50 خیلی خوب بود. در آن سالها فیلمهای خوب زیاد به ایران می آمد؛ فیلمهایی که در سطح جهانی پخش می شدند. برخی می گویند دوبله در ایران فقط در سالهای محدودی درخشیده است ، اما من معتقدم ما از همان ابتدا که دوبله را شروع کردیم ، تصمیم گرفتیم خوب عمل کنیم و سبک کارمان ویژه باشد. پایه و اساس این سبک را در نوع بیان گوینده قرار دادیم. گوینده ها باید بازی می کردند ، مثل یک هنرپیشه حسهای مختلف را پشت میکروفن اجرا می کردند. این نوع گویندگی را ما در دوبله ایران رایج کردیم. در کشورهای دیگر دوبله بیشتر شبیه روخوانی است ؛ اما دوبله ایران با حس و عاطفه همراه است.
این ویژگی باعث شده سالها دوبله ایران در اوج باشد و یکی از بهترین دوبله های دنیا.

از من درباره ارتباط دوبله ایران و ایتالیا می پرسند باید بگویم در آن سالها آقای زمانی و همسرشان در ایتالیا فیلمهای خارجی را به فارسی دوبله می کردند و به ایران می فرستادند ، زنده یاد مرتضی حنانه و تعدادی از دانشجویان ایرانی که در روم درس می خواندند در دوبله فیلمهای ایرانی در ایتالیا همکاری می کردند؛ اما آن زمان در ایران هم دوبله شروع به کار کرده بود؛ اما طبق نوشته های موجود درباره تاریخ دوبله در ایران می توان گفت در سالهای 1322 یا 23 بود که فیلم «دختر فراری» در ترکیه به فارسی دوبله و به ایران آورده شد.
چند فیلم هم در هند به فارسی دوبله شد. وقتی تجار فیلم دیدند که فیلمهای دوبله شده در ایران فروش خوبی دارد، تصمیم گرفتند تکنیک و تجهیزات دوبله را وارد کشور و فیلمها را در ایران دوبله کنند

روزی یک نفر به من گفت من اگر صاحب کالایی بودم ، حتما می دادم شما با صدایتان برای آن تبلیغ کنید. پرسیدم چرا من؛ گفت: چون صدای شما این اطمینان را می دهد که شما هرگز دروغ نمی گویید. از این نوع تاییدها و تعریف ها بسیار شنیده ام ، اما خودم نمی دانم در صدایم چیست. گروهی می گویند صدایت خش دار است که باعث دلنشینی آن شده ، برخی می گویند صدایت سن بالا را القاء می کند ، البته بعضی ها هم لطف دارند و می گویند ، صدایم مهربان است ، اما خودم هیچ گاه نتوانستم صدایم را تعریف کنم.
من همیشه در صدای شما یک نوع آرامش را پیدا می کنم. این آرامش آیا در خود شما هم وجود دارد؛
ممکن است. من همیشه سعی کرده ام آدم آرامی باشم. همیشه از زندگی پر جنجال گریزانم. آرامش را دوست دارم. شاید این روحیه در صدایم تاثیرگذاشته و شاید هم برعکس ، صدایم در روحیه ام رسوخ کرده است. اگر در صدایم آرامش وجود دارد ، خوشحالم ، چون آرامش هدیه بسیار خوبی است.
احتمالا به جای شخصیت هایی هم صحبت کرده اید که آرام بوده اند؛
خوشبختانه بله. چون بیشتر نقشهایی که گفته ام شخصیت هایی بوده اند با سنین بالای. 50 در این سالها معمولا آدم به آرامش می رسد و زندگی ریتم کندتری می گیرد. جوانها هستند که معمولا پرتحرک و پر جنب وجوش اند.
اگر یک روز عصبانی شوید، این عصبانیت چگونه در صدای شما نمود پیدا می کند؛
این گفته شما مرا به یاد خاطره ای انداخت. یکی از دوستانم از من پرسید چرا به جای شخصیت های منفی صحبت نمی کنی. گفتم چون صدایم به این شخصیت ها نمی خورد.
تا حالا عصبانی شده اید؛
مگر می شود عصبانی نشد. زندگی همیشه به دلخواه نیست. مسائلی پیش می آید. اشتباهاتی رخ می دهد که یا خود انسان دخیل بوده یا دیگران با اشتباهات خود در زندگی تاثیر می گذارند.
شما نقش ماندگار عمر مختار را در پرونده کاری خود دارید؛ چگونه این نقش به شما سپرده شد. باز هم طمانینه و آرامش را در صدای یک پیرمرد مبارز شنیدیم.
این فیلم برای من خیلی ویژه بود و این که می خواستم به جای آنتونی کوئین صحبت کنم. نقش را خیلی دوست داشتم. ابتدا از فیلم شناختی نداشتم. به من پیشنهاد شد به جای عمرمختار صحبت کنم. وقتی فیلم را دیدم ، خیلی خوشم آمد و شگفت زده شدم از بازی آنتونی کوئین که چقدر خوب این نقش را درک کرده بود. نگاهش ، وضو گرفتن و نماز خواندنش. انگار صد سال بودکه مسلمان شده بود. من سعی کردم این همه احساس و ادراک را در صدای خودم منعکس کنم. روی حنجره ام کار کردم و صدا را بم تر گفتم که خوشبختانه مورد استقبال مردم هم قرار گرفت.
فرمودید برای این فیلم روی صدایتان کار کردید، شاید این درست باشد که می گویند صدا ریتم خاص خود را دارد. هر شخصیت ، ریتم صدای خاصی دارد؛
بله. سن وسال تاثیر مستقیم روی همه بدن و روح انسان دارد. همان گونه که روی راه رفتن ، نشستن و رفتار تاثیر می گذارد. من وقتی عمر مختار را دیدم با آن محاسن سفید و حرکات سنجیده سعی کردم ، صدایم را با شخصیت او تطبیق دهم.
جنس صدای شما با جنس صدای آنتونی کوئین چقدر تفاوت دارد؛
کاملا متفاوت است. صدای آنتونی کوئین بم است ، اما صدای من خش دار است ، اما خوشبختانه صدای من روی دوبله فارسی نشست و مردم آن را پذیرفتند.
فکر می کنید صدای آنتونی کوئین روی شخصیت عمرمختار بیشتر تاثیرگذار بود یا صدای شما؛
صدای من مطرح نیست. مهم این است که مردم فیلمهای دوبله شده را بیشتر می پسندند. حتی گروهی که می گویند با دیدن نسخه اصلی یک فیلم خارجی بیشتر لذت می برند، در گفته خود افراط می کنند.
این گفته یک بحث جدیدی را پیش می کشد و آن ماهیت دوبله است. دوبله طرفداران زیاد و مخاطبان اندک دارد. برخی معتقدند دوبله فیلم را خراب می کند و دوبله تمام آن چیزی را که در فیلم وجود دارد، نمی تواند منعکس کند؛ بنابراین نباید فیلم را دوبله کرد. گروهی با زیرنویس موافق هستند و تعدادی هم دوست دارند فیلم را با زبان اصلی ببینند. این گفته البته یک جمله دیگر را به یاد من می آورد. درباره ترجمه می گویند ترجمه خیانت است و هیچ مترجمی نمی تواند آنچه را در نوشته اصلی وجود دارد، به زبان فارسی برگرداند.
اما شما دوبله را بیشتر قبول دارید. کمی برایمان از مراحل مختلف دوبله یک فیلم بگویید؛
مهمترین کاری که در دوبله صورت می گیرد ، تنظیم دیالوگ است برای تطبیق با آنچه هنرپیشه می گوید و یکی دیگر انتخاب گوینده برای نقش های فیلم است. انتخاب ، کار بسیار دشواری است. در شروع کار دوبله در ایران ما واقعا نمی دانستیم چگونه باید صداها را انتخاب کنیم. تمرین کردیم و تجربه به دست آوردیم که چه صداهایی برای چه نقشهایی مناسب است. پس از انتخاب ، اجراست و مدیر دوبلاژ باید به تمام مراحل دوبله نظارت داشته باشد تا آنچه در فیلم اتفاق می افتد را در زمان دوبله کاملا پیاده کند. اگر این مراحل بدرستی انجام شود، دوبله خوبی خواهیم داشت که بهتر از زیرنویس و حتی نسخه اصلی جواب می دهد.
دوبله در ایران چند ساله بود که شما کار خود را شروع کردید؛
همان سالهای اول و دوم بود. من خیلی زود این کار را شروع کردم و بدون وقفه کارم را ادامه دادم.
بیشتر استودیوهای خصوصی فیلمها را دوبله می کردند؛
بله ، شرکتهای خصوصی که واردکننده فیلم بودند بتدریج کنار این کار ، استودیوی دوبله هم راه اندازی کردند و فیلمها را دوبله می کردند. من خیلی زود توانستم در همین استودیوها به عنوان مدیر دوبلاژ فعالیتم را شروع کنم. اولین فیلمی که دوبله کردم فیلم مردی که زیاد می دانست ساخته هیچکاک بود ، بعد فیلمی از «اورسن ولز» را دوبله کردم.

کار ما بازنشستگی ندارد کاری است فکری که با گذشت زمان پخته تر می شود

سالهای پرکار و پرهیجانی بود. هم گویندگی می کردم و هم مدیریت دوبله را به عهده داشتم. 40 سال اینچنین کار کردم و از 10 سال پیش ، دوبله فیلمهای مستند را شروع کردم ، فیلمهای مستند را دوست دارم و آنها را بسیار ارزشمند می دانم. برای ساخت برخی از این فیلمها به اندازه یک فیلم سینمایی شاید هم بیشتر وقت و هزینه صرف می شود.
بسیاری اوقات می شنویم که می گویند صدای احمد رسول زاده ، صدای تاریخ است ، صدای شما روی آثار مستند تاریخی خوب می نشیند؛
مستندهای ایرانی بیشتر این ویژگی را دارند ، در چند سال گذشته ، گویندگی فیلمهای تاریخی را به عهده داشته ام. مثلا فیلمی درباره قونیه و مولانا. این گونه فیلمها را دوست دارم. از این که برای این گونه فیلمها صحبت می کنم لذت می برم.
زمانی که ما این فیلم را می بینیم ، با خود می اندیشیم اگر مولانا زنده بود، شاید صدایی شبیه شما داشت.
این که یک ایده آل است یک آرزو. به نظر من صداها نمایانگر درونیات آدمهاست ، صدای یک گوینده باید با حال و هوای فیلم مستندی که می گوید همخوانی داشته باشد. مسلما فیلمهای تاریخی که مکانهایی مثل تخت جمشید یا معماری شهری چون یزد را معرفی می کنند باید ویژگی برجسته ای داشته باشند.
در دوبله ایران مرسوم است یک دوبلور، گوینده ثابت یک بازیگر می شود و بتدریج مردم آن بازیگر را با صدای فقط یک دوبلور می شناسند. به نظرتان این روش درست است؛
روش نادرستی نیست ، اما اگر در کشورمان دوبلورهای بیشتری داشتیم ، مسلما می توانستیم تنوع صدا هم داشته باشیم. به عقیده من دوبله باید خیلی وسیع تر از آن چیزی که هست باشد. اصلا نباید از دوبلوری بخواهیم برای هماهنگ شدن با یک نقش تغییر صدا بدهد. مطلوب این است که برای هر نقش یک صدا هم وجود داشته باشد.
با سابقه ای که در دوبله کشور ما وجود دارد آیا این ظرفیت هنوز به وجود نیامده است؛
این ظرفیت وجود دارد، اما نه در آن اندازه آرمانی. اکنون یک گوینده به جای 10 ، 15 هنرپیشه صحبت می کند. حتی ما برای سنین مختلف گوینده مناسب نداریم. مثلا یک خانم به جای یک پسربچه یا دختربچه صحبت می کند. این در ظاهر شاید خوب نباشد، اما چاره ای نیست. برای تربیت یک گوینده سالها وقت نیاز است. چنین نیست که یک فرد علاقه مند با 2 جلسه حاضر شدن در دوبله یک اثر بتواند به گوینده تبدیل شود. به تمرین و تجربه نیاز است.
ما زمانی در دوبله در جهان مدعی بودیم. آیا اکنون هم می توانیم مدعی باشیم؛
دوبله ما هنوز هم خوب است. اما شتاب و عجله بزرگترین آسیب را به دوبله می رساند. فیلمها را دیر به واحد دوبله چه در خارج از سازمان صدا و سیما و چه در داخل تحویل می دهند و خیلی سریع آنها را می خواهند. این شتاب باعث می شود کیفیت کار پایین بیاید.
می گویند همه انسان ها صدای خوبی دارند. چگونه می شود از میان این صداهای خوب تعداد محدودی گوینده شوند؛
محدودیت به دلیل سختی کار است. دوبله خیلی دیر به نتیجه می رسد. کمتر جوانی می تواند برای موفق شدن در این راه 3-4 سال بدون دستمزد کارآموزی کند. مشکلات زیاد است ، اما تجربه نشان داده که راهی به جز این هم وجود ندارد. ما برای تربیت دوبلور به زمان نیاز داریم ، گوینده باید صبر و حوصله زیادی داشته باشد و کمتر جوانی در شرایط فعلی چنین صبر و تحملی دارد.
بسیار کسانی هستند که تمایل دارند نظر شما را درباره قابلیت های یک صدای خوب بدانند.
به نظر من صدای بد وجود ندارد، اما به شرط این که به جای خودش بنشیند. دوبله مثل شطرنج است. هر مهره جایی دارد و مسیری را می تواند برود ، اگر مهره ها درست حرکت کنند ، بازی را می بریم.
آیا هنوز هم به عنوان مدیر دوبلاژ فعالیت می کنید؛
چند سالی است که دیگر مدیر دوبلاژی را قبول نمی کنم ، چون کار سختی است. حوصله زیاد می خواهد که من در این سن و سال این صبر و حوصله را ندارم. با جمع کار کردن گرفتاری های خاص خود را دارد. به همین دلیل بیشتر به عنوان گوینده حضور دارم. دوبله کارهای مستند را دوست دارم چون کاری انفرادی است و خودم کار را پیش می برم.
برخی معتقدند که دوبلورها بهتر است کمتر در فیلمهای تبلیغاتی حضور داشته باشند ، نظر شما چیست؛
من هم با این عقیده موافقم چون حضور در کارهای تبلیغاتی به صدا لطمه می زند. دوبله کار بسیار حساسی است. صداها وقتی زیاد تکرار می شوند در ذهنها ماندگار می شوند و جایگاه پیدا می کنند ، پس دوبلورها باید این جایگاه را حفظ کنند.
احمد رسول زاده نیم قرن است که با صدایش ماندگار شده است و حالا شما با عنوان چهره ماندگار مطرح شده اید، چه احساسی دارید؛
در ابتدا باید تشکر کنم از رئیس سازمان صدا و سیما که در یکی دو سال اخیر توجه خاصی به دوبله در صدا و سیما داشته اند و این باعث دلگرمی گوینده ها شده است. چون بعد از سالها به آنها توجه می شود. به هر حال اگر قرار بود در زمینه دوبله چهره ماندگاری معرفی شود ، انتخاب من به دلیل سابقه کارم چندان بیراه نیست و تشکر می کنم و امیدوارم در سالهای آینده از دیگر دوستانم که در این راه بسیار زحمت کشیده اند تقدیر شود.
ما هم امیدواریم شما سالهای طولانی همچنان حضور داشته باشید و هیچ وقت اعلام بازنشستگی نکنید.
کار ما بازنشستگی ندارد. کار ما فکری است که با گذشت زمان پخته تر می شود.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها