در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جشنواره نامش فاخته است، جشنواره شعر و داستان فاخته. آن را نشر عطران برگزار میکند، نشری که عنوان بینالمللی را هم کنار نام خود یدک میکشد و آنطور که روی سایتش ثبت شده در ایروان و باکو هم دفتر و فروشگاه دارد. کتابهای منتشر شدهاش هم در موضوعاتی کاملا دور از هم هستند؛ فنی و مهندسی، آب و داستان و رمان. نویسنده شناختهشدهای با این انتشارات در عرصه شعر و داستان کاری انجام نداده و آنطور که برمیآید ناگهان تصمیم گرفتهاند، جایزه ادبی هم برگزار کنند. حالا اینکه چه پیشینهای داشته و اصلا به قول معروف این کاره بودهاند، یا نه اهمیتی نداشته است.
احتمالا با خودتان بگویید ایبابا. حالا یک ناشر هم دلش به حال جوانترها سوخته و برایشان جشنوارهای برگزار کرده تا آثارشان را منتشر کند. شما چرا ناراحتید؟ لطفا بپرسید. چون سوال خوبی است و موجب میشود سر بحثمان را زودتر بازکنیم و برسیم به اینکه نویسندگان و شاعران جوان ماندهاند مات و متحیر که این دیگر چه جشنوارهای است.
جشنواره فاخته که به مدیریت همین نشر بینالمللی عطران برگزار شده، بعد از پایان مهلت اعلامشده در فراخوان برگزیدهها را اعلام میکند، نفرات یک تا سیام هیچکدام شناخته شده نیستند، آنقدر که شرکتکنندگان میگویند حتی نمیدانند این افراد وجود خارجی دارند یا نه! بعدتر هم به نویسندگان و شاعران شرکتکننده پیام میدهد که نفری 80 هزار تومان برای دریافت کتابی که اثرشان در آن منتشر شده، به حساب انتشارات واریز کنند. نویسندگان و شاعران جوان بسیاری برای داشتن کتابی که تنها یکی دو صفحه از آغاز شعر یا داستانشان را چاپ کرده، چنین مبلغی را پرداختهاند و خیلیهایشان هم پشیمان شدهاند که چرا شتابزده و هیجانی رفتار کرده و این مبلغ را به حساب ناشر واریز کردهاند. آنها ماندهاند و فکر کردن به اینکه چرا باید بازیچه کتابسازی یک ناشر میشدهاند و امتیاز کامل داستانشان را هم طبق آنچه در فراخوان آمده، به آنها واگذار میکردند.
حالا که انتشارات عطران فراخوان دوم خود را هم برای برگزاری ادامه جایزه ادبیاش اعلام کرده و نوشته که تا 30 بهمن پذیرای داستانها و شعرها خواهد بود، ماندهاند با این سوال که آیا نظارتی بر برگزاری جوایز ادبی نیست و هر کس میتواند هر طوری که دلش خواست در این عرصه رفتار کند؟
علیرضا رجبعلیزادهکاشانی، شاعری است که در این جشنواره شرکت کرده، صاحب چند کتاب شعر است و در جشنوارههای مختلف هم بهعنوان برگزیده رتبههایی کسب کرده است. او درباره این جشنواره میگوید: «نام برگزیدهها را دیدم، خیلی عجیب است که هیچکدام را نمیشناختم. ما هدفمان از حضور در جشنوارهها بیشتر آشنایی با آثار دیگران و مواجهه رو در رو با آنهاست. در همین جمعهاست که از هم یاد میگیریم و کنار هم قرار میگیریم، اما در این جشنواره هیچ اتفاقی رخ نداد. راستش پایان ماجرا به نظرم شبیه یک بازی آمد و حس خوبی ندارم.»
او به رشد قارچ گونه جشنواره ها هم منتقد است و اعتقاد دارد نمی توان به همه آنها اعتماد کرد « این روزها همه جا جشنواره برگزار میشود و واقعا نمیشود به آنها اعتماد کرد، روزگاری ناشران و کتابسازان قارچگونه رشد میکردند، حالا کار رسیده به رشد قارچگونه جشنوارههای ادبی و ظاهرا این رویدادها را تحتالشعاع قرار داده است.»
بیا برات کتاب چاپ کنیم
ماجرا به همین جا هم ختم نمیشود. برخی شرکتکنندگان در ادامه پیامی دریافت میکنند که از آنها میخواهد در قبال پرداختن دو میلیون تومان پول برایشان مجموعه شعر و داستان منتشر کنند. این نوع حمایت جشنوارهای از شعر و داستان خود اتفاق عجیبی است و بیشتر شبیه سرکیسه کردن نویسندههاست نه کمک به آنها برای انتشار کتابهایی که معلوم نیست اصلا چه سیستم توزیع و پخش و چه تیراژی دارند.
نگاهی به دیگر کتابهای منتشرشده عطران هم نشان میدهد، ناشر ظاهرا دنبال چیزی بیشتر از این نیست. نام عادل علافصالحی روی کتابهای زیادی به چشم میخورد، کتابهایی که اغلب گردآوری و انتخاب هستند. نمونهاش کتاب مجموعه داستانهای همین جشنواره فاخته است که با نام «چهرزاد» منتشر شده و نام همین آقای عادل به عنوان گردآورنده و البته مدیر نشر روی کتاب درج شده است. او کتابهای مجموعه مقالات برندینگ و کتاب درباره تصفیه آب و ... را هم در کارنامه خود دارد و همین موضوع را عجیبتر هم میکند. البته عجیبتر از آن هم این نکته است که کتاب چگونه با این سرعت توانسته در وزارت ارشاد مجوز بگیرد و منتشر هم بشود. آن هم در شرایطی که برخی ناشران و نویسندگان از طولانی شدن روند مجوز گرفتن خود همیشه گلایه داشتهاند. تلاش های ما برای تماس با دبیرخانه این جشنواره بی پاسخ ماند و متاسفانه نتوانستیم درباره اهداف و نگاه برگزار کنندگان این جشنواره و عملکردشان اطلاعات دقیقتـــــــری به دســـــــت بیاوریم تا قضاوت کمـــــــی ســـــــادهتر و عادلانه تر باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: