jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۱۸۸۱۴۵   ۰۸ بهمن ۱۳۹۷  |  ۰۰:۰۱

با شکسته شدن حکم قصاص پسر دستفروش که در درگیری سر قیمت پیاز‌، دستفروش دیگر را کشته بود وی دیروز برای سومین بار پای میز محاکمه ایستاد.

به گزارش جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از خرداد ۹۵ به دنبال درگیری خونین بین دو پسر دستفروش در خیابان دولت‌آباد در دستور کار پلیس قرار گرفت. شواهد نشان می‌داد درگیری دو مرد وانتی به خون کشیده شده و محمد ۲۲ ساله در این درگیری جان سپرده است. مسعود ۳۳ ساله که در محل بازداشت شده بود به درگیری خونین با همکارش اعتراف کرد و در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. وی که دفاع مشروع را مطرح کرده بود ادعا کرد در دفاع از خودش با سیخ به گردن مقتول زده است.
قضات دادگاه این ادعا را نپذیرفتند و وی را به قصاص محکوم کردند اما این حکم در دیوان عالی کشور تایید نشد. به این ترتیب مسعود بار دیگر در شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. قضات این شعبه نیز پس از شنیدن دفاعیات متهم وی را به قصاص محکوم کردند ولی این بار نیز این حکم در دیوان عالی کشور شکسته شد. قضات دیوان عالی کشور خواستند بار دیگر ادعای متهم مبنی بر وقوع قتل در دفاع از خود بررسی شود. به این ترتیب مسعود دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد.
ابتدای این جلسه پدر قربانی در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: من جانباز جنگی هستم و وضع مالی خوبی ندارم. با سختی زیاد پسرم را بزرگ کردم .محمد با وانت سر خیابان خودمان پیاز و سیب‌زمینی می‌فروخت. او پیازها را کیلویی ۴۰۰ تومان می‌فروخت اما متهم که با وانتش سر خیابان ما آمده بود پیازها را ارزان‌تر می‌فروخت و همین موضوع باعث درگیری آنها شده بود.
وی ادامه داد: متهم رقیب پسرم و چند بار با او درگیر شده بود، اما پسرم مراعات وضعیت مرا می‌کرد و حرفی در این زمینه به من نمی‌زد ولی آخرین‌بار مسعود پسرم را بی رحمانه کشت و سیخ را به گردن او فرو کرد. حالا ادعا می‌کند در دفاع از خودش این کار را کرده است. او با تهدید همه شاهدان را مجبور کرده شهادتشان را پس بگیرند تا بتواند از قصاص رهایی یابد. من وقتی قاتل پسرم را می‌بینم کنترلم را از دست می‌دهم و دست و پایم شروع به لرزیدن می‌کند. من نمی‌توانم از قاتل پسرم بگذرم. به همین خاطر برای او قصاص می‌خواهم.
سپس متهم در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: درگیری با محمد را قبول دارم. من با وانت کار می‌کردم و پیازها را کیلویی ۳۰۰ تومان و صد تومان ارزان‌تر از محمد می‌فروختم. او به این موضوع اعتراض داشت. و می‌گفت چرا به محله آنها رفته و اقدام به دستفروشی کرده‌ام. سر این موضوع با هم درگیر شدیم و او با تیکه چوبی به من حمله کرد. من هم در دفاع از خودم سیخی را که داخل وانت داشتم برداشتم و دور دستم پیچیدم تا او را بترسانم اما سیخ ناخواسته به گردن او فرو رفت. من قصد کشتن او را نداشتم و برای دفاع از خودم سیخ را به سمت او گرفته بودم.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر