در خلال برگزاری دادگاه متهمان به اخلال در نظام پولی و بانکی، نام 2 سرمایه‌گذار در پروژه‌های هنری مطرح شد؛ از همین رو چندگانه ورود سرمایه‌های غیرفرهنگی به حوزه فرهنگ را بررسی کرده‌ایم

نامبرده‌های بی‌رنج بر سر گنج

ماجرای ورود سرمایه فعالان اقتصادی به حوزه‌های مرتبط با مقولات فرهنگی، وارد فاز تازه‌تری شده است؛ اگر تا دیروز بحث بر سر این بود که چرا باید حتی به فرض پاک‌بودن، سرمایه‌هایی را که نه از طرق فرهنگی حاصل آمده‌اند به فرهنگ وارد کرد، حالا مساله بغرنج‌تر هم شده و برگزاری یک دادگاه، از ورود سرمایه‌هایی ناپاک به این حوزه پرده برداشته است. این دادگاه به رسیدگی اتهامات سه عضو سابق هیات مدیره بانک سرمایه اختصاص داشت؛ اتهاماتی که آنها را می‌شود در «اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در نظام پولی و بانکی» صورت‌بندی کرد. بین نام‌های متعدد شرکت‌ها و افرادی که وارد مناسبات نامعمول با این اخلالگران شده‌اند، دو نام مرتبط با فرهنگ دیده می‌شود: هادی رضوی و محمد امامی. دو تهیه‌کننده و سرمایه‌گذاری که با ورود به تهیه و تولید سریال «شهرزاد» در شبکه نمایش خانگی اسم‌شان مطرح شد و پس از آن هم وارد تولیدات فرهنگی دیگری شدند.
کد خبر: ۱۱۸۵۱۲۸

البته از آنجا که در این دادگاه جدید، مسؤولان بانکی که 47درصد از سهامش متعلق به صندوق ذخیره فرهنگیان است تفهیم اتهام شده‌اند، می‌توان حدس زد که اتهاماتِ متوجه به امامی، احتمالا ادامه همان اتهامات مرتبط با صندوق ذخیره فرهنگیان است. با این حال برگزاری جلسه نخست این دادگاه حالا دوباره چند تحلیل را پیش روی ما نهاده است؛ نخست پاسخ به این پرسش را که آیا آغوش‌های باز برای ورود هر گونه سرمایه به دامان تولید هنر از چه منطق‌هایی بهره می‌برند پی گرفته‌ایم، سپس با تفکیک ورود سرمایه‌های پاک و ناپاک به این حوزه، از چند و چون هر یک سخن گفته‌ایم.

سرمایه پاک در هنر؛ نیاز به مراقبت و نظارت
ما روزنامه‌نگاران، بارها از نزدیک با آسیبی که در این گزارش از آن خواهیم گفت روبه‌رو شده‌ایم؛ ما بارها از سوی سرمایه‌گذارهایی که دغدغه‌های فرهنگی نداشتند اما در عین حال می‌خواستند بخشی از سرمایه‌شان را به پای کسب وجهه‌ای فرهنگی خرج کنند، به کار دعوت شده‌ایم؛ با تلاش بسیار به آنها فهمانده‌ایم تحریریه یعنی چه و انتشار یک نشریه چه وجوه مختلفی را دربرمی‌گیرد و آگاهشان کرده‌ایم که همه چیز پول نیست و در ظاهر خودشان را همراه نشان داده‌اند، اما بعد ازچند ماه آمده‌اند وسط تحریریه‌هامان ایستاده‌اند و گفته‌اند دیگر پولی در بساط نیست. این وسط مانده چندین و چند روزنامه‌نگار برای چندمین بار بیکار.
اما چرا این اتفاق‌ها می‌افتد؟ خب بدیهی است به این خاطر که این سرمایه‌ها از راه فرهنگی جمع نشده‌اند و به ذائقه فرهنگ نمی‌سازند. سرمایه‌گذارها بی‌دغدغه فرهنگ‌اند و حتی اگر پولشان سالم باشد، ممکن است بسیاری از سرمایه‌گذاران متعلق به خانواده فرهنگ و هنر را از میدان رقابت خارج کنند.
می‌توان فعالیت‌های شرکت‌هایی چون فیدیبو و اسنپ و نحوه ورودشان به سرمایه‌گذاری فرهنگی را در همین پس‌زمینه تحلیل کرد؛ چنانچه می‌بینیم در غرب نظارت‌های فراوانی بر ورود شرکت‌هایی مشابه با این دو صورت می‌گیرد و حتی فعالیت‌های آنها برای عادلانه‌تر کردن فضای رقابت‌ها محدودتر می‌شود.
این همان نکته‌ای است که ما پیش از این نیز در جام‌جم در رابطه با ورود سرمایه‌گذاری به نام محمدصادق رنجکشان به تئاتر و سینما به آن اشاره کردیم و گاه متهم شدیم که چرا ورود سرمایه پاک به این حوزه‌ها را برنمی‌تابیم.
طبعا ما هیچ زاویه‌ای با چنین ماجرایی نداریم، منتها معتقدیم باید مراقبت و نظارتی بر ورود این سرمایه‌ها در کار باشد تا محیط رقابت یکسویه و ناامیدکننده برای دیگر رقبا نباشد. این را فعلا داشته باشید در رابطه با ورود سرمایه‌هایی که مشکوک نیستند...

سرمایه ناپاک؛ ورود ممنوع!
از بحث بر سر ورود سرمایه‌های پاک که البته از طرقی جز کار فرهنگی وارد پروژه‌های فرهنگی و هنری می‌شوند که بگذریم، باید به سرمایه‌گذاری برخی از سرمایه‌گذاران در هنر بپردازیم که مشخص می‌شود سرمایه‌شان از مسیرهایی نامشروع کسب شده است.
مردم نیز حساسیت‌های به‌خصوص خود را در این باره دارند. مثلا اگر خاطرتان باشد پس از ماجراهای تهیه‌کننده سریال «شهرزاد»، وقتی بازیگران در حال بازی در فصل دوم این مجموعه بودند، مردم از آنها می‌خواستند نسبت به پاک‌بودن هزینه‌ای که برایشان می‌شود اطمینان حاصل کنند.
ماجرا تا آنجا پیش رفت که عده‌ای از مردم خرید نسخه‌های مربوط به فصل دوم را تحریم کردند. حالا دوباره نام تهیه‌کننده شهرزاد در پرونده‌ای دیگر، که احتمالا بی‌ارتباط با پرونده پیشین او در رابطه با صندوق ذخیره فرهنگیان نباشد، مطرح شده است.
مشخص است که هیچ‌یک از هنرمندان و اهل فرهنگ از بهره‌گیری از سرمایه‌ای که از طریقی نامشروع کسب شده باشد، راضی نخواهند بود.

آدرس غلط ابراهیم

هشتگ‌هایی هم هست که ظاهرا علاوه بر داغ‌کردن تنور یک کمپین می‌خواهند به دیگران هشدار بدهند. اما گاهی هم پیش می‌آید هشتگی که برای آگاهی‌بخشی به دیگران در متنی قرار می‌گیرد، ضد غرض می‌شود؛ یعنی طوری می‌شود که باید به خود نویسنده آن متن گفت به هشتگی که زده‌ای نگاه کن! با خودتی انگار.
حالا حکایت ابراهیم داروغه‌زاده، معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی است که اتفاقا دبیری جشنواره سی‌وهفتم فیلم فجر را هم بر عهده خواهد داشت. ایشان نوشته: «سازمان سینمایی نه‌تنها از سرمایه‌گذاری [!] بخش خصوصی در سینما استقبال می‌کند بلکه ایجاد زمینه مناسب برای این مهم را وظیفه خود می‌داند. تشخیص سلامت مالی افراد وظیفه دستگاه‌های نظارتی و قضایی است، مدیریت بهینه هزینه هم بر عهده تهیه‌کنندگان محترم سینماست. #آدرس_غلط_ندهیم». حالا باید به خود آقای ناظر و ارزشیاب گفت بهتر است آدرس غلط ندهیم! بدیهی است ورود سرمایه ناپاک به سینما و هر هنری را کسی برنمی‌تابد، اما بحث صرفا بر سر تفکیک پول کثیف از پاک نیست؛ صرف چنین تفکیکی، ساده‌سازی موضوع است و منتج به ساده‌انگاری خواهد شد. حالا مساله اصلی این است که پول پاک هم باید با نظارت و مراقبت وارد هنر شود تا رقبای محضا اهل فرهنگ را در ادامه راه ناامید نکند. از یک مدیر فرهنگی انتظار می‌رود، تحلیل دقیق‌تری از این قبیل موضوعات ارائه کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها