در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از این نشانههای التیام ایران برای آوارگان لهستانی تصویر تمبری است که اداره پست لهستان منتشر کرده است و همین دیروز قدرتا... نوروزی شهردار اصفهان آن را با توضیحی در یک توییت منتشر کرد.
تمبر تصویر پسر کوچک لهستانی را در لباس دانشآموزی نشان میدهد که پشت سر او یک فرش اصفهان با عقابی در میان نقش بسته است. تمبر یادآور خاطرات تلخ و شیرینی است. تراژدی بزرگی در تاریخ لهستان و البته نحوه کمک ایران به نجات قربانیان. اما برای درک کل داستان -که امروزه انگار در لهستان فراموش شده است - باید به همان ابتدای جنگ جهانی دوم بازگشت.
تیفوس؛ سوغات لهستان
ماجرا برای لهستانیها از شهریور شوم 1318 آغاز شد؛ جایی که ارتش روسیه در مرکز لهستان به ارتش نازیها رسید و آتش جنگ شعلهور. در میانه این جنگ اما شهروندان لهستانی بازنده اصلی بودند، چرا که اغلب آنها به اردوگاههای کار اجباری در روسیه و آلمان گسیل میشدند. تنها طی یکسال حدود 800 هزار لهستانی تبعید شدند و در میانه این سفرهای مرگبار که هفتهها به طول میانجامید بسیاری از کودکان و سالمندان جان خود را از دست میدادند. رسیدن به روسیه رستگاری آنها نبود که بسیاری از این اسرا حتی در کشور روسیه قتل عام شدند و بعدها گورهای دستهجمعی آنها کشف شد. ماجرا اما برای ایرانیان از شهریور دو سال بعد آغاز شد. جایی که روسیه پذیرفت تعدادی از این مهاجران راهی ایران شوند که این موضوع با توجه به بیطرفی ایران در جنگ جهانی کار سادهای نبود. ایران اما کار سخت را پذیرفت تا مامنی شود برای حدود 160 هزار مهاجر لهستانی، آوارگانی که حدود 20 هزار نفر آنها کودک و از طریق بندرانزلی وارد ایران شده بودند. همزمان با ورود آوارگان، ایران با بحران کمبود خواربار روبهرو بوده و ورود آنها در تشدید این بحران بیتأثیر نبود. همچنین باتوجه به اینکه در بدو ورودشان به ایران از لحاظ بهداشت وضعیت مطلوبی نداشتند، عامل انتقال بسیاری از بیماریهای واگیردار از جمله تیفوس و تیفوئید در ایران شدند. مهاجران لهستانی تا پایان جنگ جهانی در ایران ماندند و پس از آن به تدریج از بندر انزلی، تهران، اصفهان و مشهد عازم اهواز شدند و به کشور خود بازگشتند.
مبهوت مهماننوازی ایرانیان
در آن زمان ایران خود با قحطی و کمبود مواد غذایی، نابهسامانی سیاسی و اقتصادی بر اثر اشغال کشور و... مواجه بود. با این وجود ایرانیان بهرغم مشکلاتی که داشتند از مهماننوازی دریغ نکردند. وزیر مختار لهستان، کارل بادر در نامهای به استاندار خراسان از این رفتار ایرانیان چنین یاد میکند: «نیات خیرخواهانه جنابعالی نسبت به هممیهنان من، مهاجران لهستانی، تأثیر عمیقی بر من بخشیدهاست. طبق گزارشهایی که به من رسیده، جنابعالی از روی کمال مرحمت یک دستگاه عمارت بزرگ را در اختیار اطفال یتیم لهستانی گذاردهاید که در آنجا آنها نگهداری شوند. من از صمیم قلب از مراحم خیرخواهانه و نوع پرستانه جنابعالی متشکرم و اطمینان میدهم لهستانیها برای همیشه کمال امتنان را از جنابعالی خواهند داشت.» نامه نمایندگان مهاجران لهستانی به دولتمردان ایرانی نیز حکایت از وجود چنین روحیهای دارد: «در این موقع که پناهندگان لهستانی بعد از سه سال اقامت در خاک پاک کشور شما از این سرزمین عزیمت میکنند، اینجانبان از آن جناب تمنا داریم که بهترین تشکرات صمیمانه ما را در مقابل مهماننوازی و پذیرایی دوستانه که از طرف آن جناب و کلیه اولیای امور ایرانی و عامه مردم به عمل آمده، قبول فرمایند. این حسن مهماننوازی و پذیرایی و همچنین تمام اقدامات و توجهاتی که از طرف اولیای کشوری و لشکری ایران به عمل آمده هیچگاه از خاطره ملت لهستان پاک نخواهد شد. تمام ماها که در وطن شما زندگانی کردهایم، بهترین یادبودها را از آن حفظ خواهیم کرد. ما نه تنها با قلبی مملو از امتنان ایران را ترک میکنیم، بلکه بهترین ادعیه صمیمانه خود را برای سعادت و ترقی کشور شما و ملت ایران نثار میکنیم.» در میان این آوارگان در همان سالها حدود 2600 کودک راهی شهر اصفهان شدند. ورود به شهر اصفهان پایان آلام و دردهای این کودکان بود. گروهی از این بچهها بلافاصله به بیمارستان انتقال یافتند و بقیه در باغ شاهزاده صارمالدوله اسکان یافتند. دختر بچههای بالای هفت سال در صومعه خواهران فرانسوی و پسر بچههای بالای هفت سال در کلیسای پدران لازاریست سوئیسی و گروهی از جوانترها در محل مسیونرهای پروتستان انگلیسی که توسط پدر ایلیف و همسرش اداره میشد، اسکان یافتند. ابتدا این جدایی بسیار سخت بود، زیرا فکر میکردند هیچگاه نمیتوانند خواهر و برادرانشان را ببینند، اما به آنها قول داده شد هر یکشنبه میتوانند به دیدار یکدیگر بروند.
اصفهان؛ بهشت کودکان لهستانی
بعد از تجربه تلخ و دردناک شوروی، اصفهان چون بهشتی دور از رنج و اندوه، بچههای لهستانی را در امنیت خود پذیرا شد. آب و هوای خوب، گرمای آفتاب، باغهای زیبا و طبیعت سرسبز و فضای آرام شهر برای بازیابی سلامت بچهها مناسب بود. آنان رختخواب تمیز، غذای گرم و حتی انواع میوه و تنقلات برای خوردن داشتند. روزهای اول ورود به اصفهان از ترس گرسنه ماندن از غذاخوری نان اضافی بر میداشتند و زیر بالش خود مخفی میکردند، اما به مرور اطمینان یافتند برای فردا هم غذا هست. شرایط به قدری خوشایند این کودکان بود که این اقامتگاهها را دیگر پناهگاه نمیدانستند، بلکه خانه مینامیدند. در تمام خانهها یک اتاق حکم درمانگاه و یک پرستار برای مراقبت از بچههای بیمار وجود داشت. همین است که حالا قدرتا... نوروزی، شهردار اصفهان تصویری از تمبر اداره پست لهستان را در توییتی منتشر کرده و نوشته است: این تصویر تمبری است که اداره پست لهستان برای یادبود اقامت لهستانیها در ایران طی جنگ جهانی دوم چاپ کرده و روی آن نوشته شده: اصفهان شهر کودکان لهستانی.
این تمبر یک کودک دانشآموز لهستانی را نشان میدهد که در مدرسهای در اصفهان مشغول تحصیل است. تمبر در 10 ژوئن 2008 منتشر شده و به گواه رسانههای لهستانی این تمبر همچنان مورد استقبال مردم لهستان است.
میثم اسماعیلی
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: