jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۱۸۴۲۶۵   ۱۹ دی ۱۳۹۷  |  ۰۰:۰۱

گفت‌وگو با امام جمعه ساوجبلاغ که در روزهای سرد زمستانی فضای مصلای شهر را برای دستفروشان مهیا کرد

دستفروشی در پناه شبستان

همه چیز از یک خبر کوتاه و مختصر شروع شد؛ خبری که خیلی زود به بیشتر رسانه ها و شبکه های اجتماعی راه یافت... خبر این بود:« امام جمعه شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز در خطبه های نماز جمعه به دستفروشان پیشنهاد داده که می توانند در روزهای سرد زمستان از ساختمان مصلی برای فروش محصولات خود استفاده کنند.» در دوره ای که بسیاری از مسؤولان متهمند به شعارزدگی و دور شدن از فضای عمومی جامعه و پاسخ ندادن به مطالبات مردمی، شنیدن چنین تصمیم و برنامه ای از تریبون نماز جمعه، یعنی روشن شدن بارقه های امید، یعنی واهی بودن تصور ایجاد فاصله میان مردم و مسؤولان و یعنی ... خبر کوتاه بود و می شد حدس زد که حکایات جالبی پشت این تصمیم نهفته است، پس به سراغ امام جمعه جوان رفتیم؛ حجت‌الاسلام والمسلمین روح ‌ا... مختاری که به ما گفت 39 سال دارد و چندماهی است از شهرستان حاجی آباد هرمزگان به ساوجبلاغ منتقل شده. حرف‌های زیادی برای گفتن داشت و ما هم مشتاق شنیدن بویژه آنکه از لابه لای گفته‌هایش متوجه شدیم اولین بارش نیست دست به خیر شده و آنچه از سفارشات مولا امیرالمومنین درخطبه‌هایش برای مردم قرائت می کند، پیش از آن خود درعمل به آن جلودار است. امام جمعه سیرجانی‌الاصل ساوجبلاغ روزهای پرمشغله ای دارد؛ از برنامه ریزی فرهنگی برای مردم شهر گرفته تا حضور هفتگی در جمع کسبه و بازار و کارخانه داران و تولیدکنندگان و مدارس شهر و حضور شبانه در مساجد محله های مختلف شهرستان برای شنیدن درددل‌ها و مشکلات مردم و انعکاس آن به مسؤولان و رفع این مشکلات.

ما فقط خبر کوتاهی از پیشنهاد شما به دستفروشان مبنی بر امکان حضورشان در مصلای ساوجبلاغ برای فروش محصولاتشان در روزهای سرد زمستان شنیدیم، خودتان بفرمایید ماجرا از چه قرار بوده؟

دوشنبه و سه شنبه هفته پیش بود که برای بررسی مشکلات مردم و کسبه، به بازار و خیابان اصلی شهر که محل استقرار صنوف مختلف است، رفتم. از آنجا که مردم گلایه های زیادی از گرانی و سختی شرایط زندگی و دشواری های اقتصادی دارند و این شکایات را پیش ما می آورند، مصمم شدم خودم به کف بازار و به میان صنوف و کسبه مختلف بروم و درددل آنها را هم بشنوم، شاید که بشود راهی برای تعامل میان عموم مردم و اهل بازار و تسهیل شرایط خرید و وضع اقتصادی مردم فراهم کرد. در کنار بازدیدی که از بازار داشتم، دستفروشان را هم دیدم و گفت و گویی با آنها داشتم. میان این دستفروشان از پیرمرد 70 ساله تا نوجوان 11-10 ساله دیده می‌شد. وقتی نوجوانی را صدا کردم تا گفت و گویی با وی داشته باشم و درحین احوالپرسی دستش را گرفتم، آنقدر سرد و یخ زده بود، که اذیت شدم. آنطور که به من گفت کلاس هفتم بود و صبح ها به مدرسه می رفت و بعد از مدرسه تا پاسی از شب در گرما و سرما دستفروشی می کرد. همان‌موقع هم از دستفروشان و هم از کسبه پرسیدم که آیا مسؤولان جایی برای استقرار دستفروشان در نظر نگرفته اند که جواب شنیدم شهرداری جایی در بیرون از شهر تدارک دیده که کسی تمایل به حضور در آنجا ندارد که البته طبیعی هم بود، دستفروش باید در مرکز شهر باشد تا بتواند جنسش را بفروشد نه در حاشیه شهر. روز جمعه ماجرا را در خطبه ها مطرح کردم. آن‌هم با اشاره به بخشی از نامه حضرت علی (ع)، به کارگزارش؛ عثمان بن حنیف در بصره که فرمود:" آیا به این قناعت کنم و دلخوش باشم که به من امیر مومنان گفته شود، ولی در سختی های روزگار با آنان شریک نباشم، یا در تلخی های زندگی الگویشان محسوب نشوم." و بعد ادامه دادم که ما مسؤولان و منِ امام جمعه هم اگر نتوانیم مشکل و دردی از مردم حل کنیم، بودن و ماندنمان در این جایگاه فایده و توجیهی ندارد. درنهایت ماجرای حضورم در میان کسبه و دستفروشان و مشاهده روزگار سخت دستفروشان را هم برای مردم در خطبه ها بیان و همانجا اعلام کردم که اگر برنامه ای برای ساماندهی دستفروشان در مرکز شهر وجود ندارد، مصلای ما که در قلب شهر است، از همین حالا و به طور رایگان در تمام ایام هفته ( از شنبه تا غروب پنجشنبه)، در اختیار این قشر شریف و زحمتکش جامعه است، چراکه مصلی متعلق به خود مردم است.

فکر می کنید این تصمیم شما به گوش دستفروشان رسیده باشد؟

اتفاقا چون فکر کردم ممکن است به گوش آنها نرسیده باشد، روزهای بعد دوباره به میان دستفروشان رفتم و خودم رودررو به آنها گفتم که مصلی با همه امکاناتش در اختیار شماست و این را هم گفتم که خودمان در تریبون نماز جمعه برایتان تبلیغ هم می کنیم تا مردم هم درجریان این امر قرار گرفته و کاسبی تان هم رونق بگیرد.

مصلای ساوجبلاغ چه امکاناتی برای دستفروشان (بجز واقع شدن در مرکز شهر) دارد؟

این مکان حدود 4 تا 5 هزار مترمربع فضای سرپوشیده دارد. همچنین امکاناتی مثل وسایل گرمایشی و ...کل این فضا در اختیار دستفروشان خواهد بود، البته از آنجا که ما هر روز ظهر در مصلی نماز جماعت به جا می آوریم، فقط حدود 200 متر از آن را خواستیم که در اختیار خودمان باشد.

دستفروشان از چه زمانی می توانند در مصلی مستقر شوند؟

از هر زمانی که خودشان بخواهند و اعلام آمادگی کنند. البته قرار شده گروهی به نمایندگی از طرف کل جمعیت دستفروش بیایند و شرایط مصلی را بررسی کنند و ببینند مناسب حضور و فعالیتشان هست یا نه.

اطلاع دارید که ساوجبلاغ چه تعداد دستفروش دارد؟

بله، تقریبا حدود 500 نفر و این یعنی 500 خانوار از این طریق کسب معیشت و زندگی می کنند.

فضای مصلی را در اختیار دستفروشانی قرار می‌دهید که به صورت انفرادی و مستقل در سطح شهر مشغول به کارند، یا به جمعیت بزرگ دستفروشانی که احیانا در جمعه بازار و شنبه بازارها هم شرکت می کنند، تعلق می گیرد؟

هیچ تفاوتی میان دستفروشان نیست و همه می‌توانند از این فضا استفاده کنند؛ هر دست فروشی و هر کسی که مکان و سرپناه امن و گرم و مناسبی ندارد.

شما تصمیم تان را از ابتدا در نماز جمعه و از طریق تریبون آن اعلام کردید. پس از آن، از هیچ نهاد و سازمان دولتی و عمومی ( مثلا شهرداری که ساماندهی دستفروشان بر عهده آن است)، تماسی با شما گرفته نشد؟

از نهادها و ارگان های متعددی برای تشکر و قدردانی تماس گرفته شد. اتفاقا شهردار هشتگرد (مرکز ساوجبلاغ)، هم با من تماس گرفت و گفت ما در حال ایجاد مکانی برای ساماندهی دستفروشان هستیم که البته قرار شد یک روز با هم از آن مکان بازدید کنیم تا درصورت مناسب بودن دستفروشان به آنجا منتقل شوند. تاکید هم کردیم، فضا باید مناسب باشد، یعنی جایی در مرکز شهر باشد که دستفروش امکان فروش اجناسش را داشته باشد و یا اگر چنین امکانی وجود ندارد، دست کم در چند نقطه در سطح شهر جایی برایشان فراهم شود، در غیراین صورت فضای مصلی در اختیار دستفروشان خواهد بود.

از خود دستفروشان هم بازخوردی دریافت کردید، بویژه زمانی که میان آنها رفتید و ماجرای مصلی را برایشان توضیح دادید.

من وقتی به میان دستفروشان رفتم، به آنها گفتم که این کار، کار کوچکی برای شماست که از دست ما برمی آمد و بهترین بازخوردی که از آنان گرفتم این بود که گفتند همین که فهمیدیم کسی به فکر ما هست، برایمان کافی است، حتی اگر مصلی را در اختیارمان قرار نمی دادید.

بازخورد منفی نداشتید. مثلا واکنش هایی از این دست که بگویند شما با این تصمیم تان، اقشار مختلف را پرتوقع می کنید؟

نه تنها هیچ بازخورد منفی از سوی هیچ فرد و هیچ نهادی نداشتیم، همانطور که درجریانید بازتاب‌های بسیار مثبتی در رسانه ها و بین مردم داشت که نشان می دهد مردم تشنه و مشتاق این تصمیمات از سوی مسؤولان هستند.

از سوی کسبه و اهل بازار چه طور، بازخورد منفی نداشتید؟ آنها بیش از هر قشری ممکن است نگران بی رونق شدن کسب وکارشان بشوند، درحالی که احتمالا مبالغ سنگینی برای اجاره مغازه و هزینه های آب و برق و مالیات می دهند.

اتفاقا بد نیست بگویم زمانی که برای گفت و گو با کسبه و بررسی شرایط کاریشان به بازار رفتم، در اولین مغازه ای که وارد شدم، فروشنده سفارش دستفروشان را به من کرد و گفت اگر قرار است جایی هم برای این قشر در نظر گرفته شود، باید در مرکز شهر باشد تا امکان فروش داشته باشند. این خودش نشان می دهد نوعدوستی در میان مردم ما وجود دارد و کاسبان ما درحالی که به رونق کاروبار خودشان می اندیشند، شرایط آن پیرمرد

70-60 ساله‌ای که در سرما و گرما مجبور به کار و کاسبی و ارتزاق از این طریق است را هم درک می کنند. ما و همه کاسبان هم باید این مهم را بپذیریم که اگر این افراد کار نداشته باشند، 500 خانواده در معرض طلاق و اعتیاد و فروپاشی است و در این صورت کل جامعه دچار آسیب و صدمه خواهد شد و این آسیب های اجتماعی دامن همه مان را خواهد گرفت. کمااینکه برخی از آن دستفروشان که من با ایشان گفت و گو کردم، از هموطنان کرمانشاهی بودند که بعد از زلزله و تخریب خانه و نابودی کسب و کارشان، به ناچار تن به مهاجرت و حاشیه نشینی در اطراف شهرهای بزرگ و دستفروشی داده بودند.

در ابتدای گفت و گو فرمودید که برای صحبت با کسبه و بررسی اوضاع و احوال آنها به بازار رفته بودید. حضور در میان آنها (بجز نفعی که برای دستفروشان داشت)، نتیجه و عایدی خاصی برای کسبه ساوجبلاغ یا مردم این شهرستان هم داشت؟

ما متوجه شدیم که مواردی چون هزینه های سنگین اجاره مغازه و پول آب و برق و گاز و ... باعث می شود که مغازه دار جنسش را گرانتر عرضه کند و بار این هزینه ها به روی دوش مردم بیفتد. کاری که از دست ما برمی آمد و انجام دادیم این بود که از سویی از کسبه درخواست کنیم که با مردم بیشتر مدارا کنند و به‌ویژه هوای نیازمندان و فقرا را داشته باشند و حتی اگر نیاز شد روی کمک و حمایت ما هم حساب کنند و از سویی از مردم هم در نماز جمعه خواستیم که در مواردی چون دریافت اجاره مغازه با اهل بازار مدارا و همراهی کنند تا این تعامل دوسویه به نفع هر دو طرف تمام شود.

شما با ورود به مشکل دستفروشان، تقریبا به یک حوزه مهم آسیب اجتماعی ورود کردید. می‌خواهیم بدانیم موارد دیگری از این دست بوده که به آن ورود کرده و مشکلی از مردم رفع کرده باشید؟

من چند ماهی است امام جمعه ساوجبلاغ شده ام و پیش از آن به مدت 8 سال امام جمعه شهر حاجی‌آباد هرمزگان بودم. در آنجا تا حد ممکن تمام کارهای خانه و خانواده همچون خرید و .. را شخصا انجام می‌دادم. به این دلیل که گاهی با ورود به یک مغازه مثلا تره بار می توانستم با فروشنده ای وارد گفت و گو شوم که تا آن زمان هرگز پایش به نماز جمعه باز نشده بود، اما مشکلش را با من مطرح می کرد و من هم آن را به مسؤولان شهر ارجاع می دادم و هم مشکل وی حل می شد و هم پس از آن ماجرا شاهد حضورش در نماز جمعه و جماعت بودیم. و البته از این دست برنامه ها در حاجی‌آباد زیاد داشتیم و ان شاءا... در ساوجبلاغ هم از این پس خواهیم داشت.

فاطمه مرادزاده
ایران

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
فرق است بین خر و گورخر

فرق است بین خر و گورخر

گورخر آفریقایی درون جوی آبی افتاده است و به دلیل استرس زیاد قادر به حرکت نیست، کمی آن طرف‌تر مردی تقریبا تنومند با چیزی شبیه افسار که در دست دارد به حیوان ضربه می‌زند تا از جوی آب بیرون بیاید.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر