جمعیت ایران خاکستری می شود

تقویم را که ورق می زنی می بینی بعضی از روزها و هفته ها با مناسبت های خاصی نامگذاری شده اند.این نامگذاری بهانه ای است تا توجه همگانی هر چه بیشتر به یک موضوع خاص جلب شود و برنامه ریزان به طور خاص روی آن متمرکز شوند.
کد خبر: ۱۱۸۱۳۳

یکی از این روزها به نام سالمند مزین شده است . به نظر می رسد با توجه به این که کشور ما از جمله جوان ترین کشورهای جهان محسوب می شود، پرداختن به موضوع سالمند چندان اولویت نداشته باشد اما بر اساس آمار، قسمت ورم کرده هرم سنی جمعیت ما که اکنون قشر جوان را تشکیل می دهد، در 2 یا 3 دهه آینده به سنین سالمندی خواهد رسید. پیشگیری از غافلگیری در آن زمان می طلبد برنامه ریزان از هم اکنون به فکر چاره باشند.

هر یک از ما اگر بتوانیم در گذر زندگی از حوادث و اتفاقات روزگار جان سالم به در بریم ، و دوران کودکی ، جوانی و میانسالی را به سلامت پشت سر بگذاریم ، عنوان سالمندی را نیز تجربه خواهیم کرد.
در اغلب کشورها سن افراد مهمترین معیار برای این دوران شناخته شده است . چنانچه در تعریف سازمان بهداشت جهانی ، عبور از مرز 60 سالگی را سالمندی نامیده اند اما به نظر می رسد با تغییرات ساختاری در جامعه و تغییرات اجتماعی موجود در جوامع آغاز سن سالمندی افزایش یافته است . بر این اساس هم اکنون بعضی از کشورهای توسعه یافته 65 سالگی را آغاز این دوره از زندگی می دانند. کارشناسان ، دوران سالمندی را به 4 گروه سنی تقسیم بندی می کنند. در این تقسیم بندی افراد بالای 60 سال در گروه های سالمند جوان ، سالمند پیر، کهنسال و بالای صد سال قرار می گیرند. در بعضی تعریف ها از این چهار گروه با عناوین سالمند جوان ، سالمند، خیلی سالمند یا خیلی پیر و کهنسال یاد می شود. این تقسیم بندی در حال حاضر در کشور ما از سن 60 سالگی شروع و با اختلاف 10 سال ادامه می یابد. برنامه ریزی و اقدام برای گروه های متفاوت سالمندی کمی با هم متفاوت است . برای مثال وقتی موضوع اشتغال سالمندان مطرح می شود، منظور گروه اول سالمندان جوان یعنی بین 60-7 سال و گروه دوم یعنی تا 75 و 80 سال است.
تقسیم بندی سالمندان امکان برنامه ریزی دقیق تر و متناسب با نیازهای آنان را فراهم خواهد آورد. در حال حاضر 10 درصد از جمعیت جهان ، یعنی بالغ بر 600 میلیون نفر، در سنین سالمندی به سر می برند. توزیع این تعداد در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه متفاوت است . به شکلی که بخش اعظم جمعیت کشورهای توسعه یافته را سالمندان تشکیل می دهد. برای مثال ، دست کم 13 درصد جمعیت امریکا و بالای 18 درصد جمعیت سوئد و ژاپن سالمند هستند. در ایران بر اساس آمارها تا سال 84 حدود 4 میلیون و 480 هزار نفر افراد سالمند بالای 60 سال زندگی می کرده اند؛ که این تعداد نزدیک به 7درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهد. به یقین با بررسی سرشماری سال 85 تعداد دقیق سالمندان مشخص تر خواهد شد.براساس برآورد کارشناسی ، با توجه به این که ساختار جمعیتی ما در حال حاضر جوان است ، در دو یا سه دهه آینده یعنی در سال 1420 شمسی جمعیت سالمندی ایران حدود 25 -26 میلیون نفر یعنی تقریبا 24-25 درصد جمعیت خواهد بود. با توجه به این برآوردها اهمیت پرداختن به موضوع سالمندی و برنامه ریزی های کلان برای آینده و در نتیجه پیشگیری از مواجهه با بحرانی به نام سالمندی روشن می شود.
مدیرکل دفتر امور سالمندان سازمان بهزیستی برای نشان دادن اهمیت موضوع به تجربه کشورهای توسعه یافته اشاره می کند و می گوید: آنها توجه به پدیده سالمندی را از 40 سال پیش شروع کرده اند، اما امروز وقتی درباره مسایل سالمندی و عملکرد گذشته خود صحبت می کنند، بدون استثنا اذعان می کنند که ما غافلگیر شدیم . این در حالی است که پدیده سالمندی در این کشورها به صورتی کاملا تدریجی رخ داده و همچنین امکانات و منابع خوبی در اختیار داشته اند. ولی در کشورهای در حال توسعه ، بخصوص کشور ایران ، پدیده سالمندی با جهش روبه رو خواهد بود و اگر برای آن برنامه ریزی نداشته باشیم و حساب شده با آن برخورد نکنیم ، مسلما ما را خیلی بیشتر غافلگیر خواهد کرد. اقای شهبازی معتقد است : ما هم اکنون هم با 4.5 میلیون سالمند غافلگیر شده ایم . چون باوجود سیستم های حمایتی بسیار گسترده ای که در کشور و در سطح سازمان های دولتی و غیردولتی وجود دارد، به دلیل ناهماهنگی و نبود یک برنامه ملی و منسجم ، نمی توانیم خدمات شایسته ای که نیازهای سالمندان را برطرف کند به آنها ارائه کنیم .

خسته ، تنها و بیمار؛

اما کوهی از تجربه! 30 سال هر روز صبح زود، خانه را به طرف محل کار ترک می کرد. در اداره برای خودش کسی بود و جایگاهی داشت . حقوق کارمندی هم اگرچه چندان زیاد نبود، ولی به هر حال می توانست نیازهای روزمره او را برطرف کند. از فردای بازنشستگی خانه نشین شد. چند روز اول بد نبود. او نیاز به کمی استراحت داشت تا خستگی چند سال کار و تلاش و بیدار شدن های صبح زود را از تن بیرون کند؛ اما بیکاری و خانه نشینی کم کم آن روی خود را نشان می داد.

گامی به جلو


برای پیشگیری از بحران سالمندی در سالهای آینده در وهله اول به یک برنامه علمی و ملی و با چشم انداز حداقل 15 -20 ساله نیاز است که باید با توجه به اهداف از پیش تعیین شده تدوین شود. به این منظور طرح تشکیل شورای ملی سالمندان توسط ارگان های مرتبط با موضوع سالمندی ارائه و در سال 83 به تصویب هیات وزیران رسید. این شورا متشکل از 15 وزارتخانه و سازمان است ، که در سطح عالی تشکیل می شود و وظیفه آن سیاستگذاری ، برنامه ریزی و ایجاد هماهنگی برای رفاه و سلامت سالمندان کشور است . تاکنون به دلیل تغییراتی که در سطح مدیریتی کشور و بویژه مشکلاتی که در وزارت رفاه پیش آمد، تنها دو جلسه رسمی از این شورا برگزار شده است . ولی شورا دارای کمیته عالی متشکل از نمایندگان تام الاختیار دستگاه های عضو است که جلسات متعددی برای ارائه یک برنامه ملی و درازمدت داشته اند.

این برنامه سرفصل های وظایف افراد حقیقی و حقوقی کشور در سازمان های دولتی و غیردولتی را مشخص خواهد کرد. به گفته شهبازی تهیه پیش نویس این برنامه آغاز شده تا از طریق شورای ملی سالمندان تصویب شده و در نهایت به عنوان یک برنامه ملی و کشوری برای اجرا ابلاغ شود. بر اساس این برنامه ملی ، دستگاه های مختلف باید برای این بخش از جامعه هدف خود برنامه عملیاتی داشته باشند. با این روش و رویکرد می توان نسبت به آینده سالمندان امیدوار بود. مدیرکل امور سالمندان بهزیستی معتقد است : به یقین با توجه به حجم و گستردگی و اهمیت مقوله سالمندی نمی توانیم بگوییم مشکلی نخواهیم داشت اما اگر در این مسیر قرار بگیریم و با حرکت منطقی و معقول و با سرعت مناسب و هماهنگی در این خصوص حرکت کنیم ، در آینده مشکلات کمتری خواهیم داشت

احساس پوچی و بی حاصلی از یک طرف و مشکلات اقتصادی ناشی از درآمد ناچیز بازنشستگی از طرف دیگر او را آزار می داد. غرورش شکسته بود. افسردگی و اضطراب هر روز بیشتر او را پژمرده می کرد. این چهره بسیاری از کسانی است که به سن بازنشستگی می رسند و ما هر روز آنها را اطراف خود مشاهده می کنیم . آنها اکنون بیش از پیش به توجه و حمایت اطرافیان و ارگان های مسوول نیاز دارند. مشکلات اجتماعی و اقتصادی ، مشکلات روحی و روانی و نیازهای بهداشتی و درمانی از جمله مواردی است که آنها را رنج می دهد و جامعه باید در رفع آنها بکوشد اما قبل از تصمیم گیری درباره سالمندان لازم است نیازهای آنان بدقت شناسایی و هر گونه برنامه ریزی با توجه به این نیازها انجام شود. یکی از اولین نیازهای سالمندان حضور و مشارکت فعال در جامعه است . برای این حضور ابتدا باید بسترهای لازم اجتماعی و فیزیکی فراهم شود و نگرش جامعه نسبت به پدیده سالمندی بالا رود تا بتواند پذیرای این مشارکت باشد. بر این اساس لازم است نقشهای جدیدی برای سالمندان تعریف شده ، با توجه به این تعاریف وظایف جدیدی به آنان واگذار شود.
از طرف دیگر با توجه به شعار زندگی مستقل برای سالمند، مسائل اقتصادی ، معیشتی ، رفاهی و مشکل مسکن و بیمه سالمندان در بخش اجتماعی از مهمترین محورهایی است که باید به آن پرداخت. یک سالمند اگر از نظر اقتصادی نتواند نیازهای اولیه خود را برطرف کند، درعمل وابستگی شدیدی به اقوام ، فرزندان یا سازمان های حمایتی پیدا می کند که آنها هم با روش های موجود نخواهند توانست به این نیازها پاسخ دهند. از طرفی سالمند در روند سنی خود دچار کاهش قوای روحی خواهد شد که بخشی از این موضوع ناشی از نیازها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی و بخشی دیگر به دلیل افزایش سن ، کاهش تحرک و فعالیت اوست . تنهایی ، اضطراب ، افسردگی و عزلت گزینی از مواردی است که بشدت سالمندان را با مشکل مواجه می کند و به عنوان یک نیاز عاطفی و ارتباطی باید به صورت کلان مورد توجه قرار گیرد. در این خصوص یکی از مواردی که لازم است در برنامه ریزی های دراز مدت گنجانده شود، تربیت روان شناسان و روان پزشکانی است که مشکلات روانی سالمند را بشناسند و خدمات مناسب ارائه کنند.یکی از مهمترین بخشهایی که در برنامه ریزی برای سالمندان مطرح می شود، بخش بهداشت و درمان است . مشکلات جسمی سالمندان نیازهای بهداشتی آنها را در سنین بالا با افزایش چشمگیری مواجه خواهد کرد. در این زمینه بیماری های قلبی و عروقی - که یکی از مهمترین مشکلات سالمندان است و گاه آنها را مجبور می کند برای درمان و بستری شدن تا 6 ماه انتظار بکشند - مشکلات شنوایی و وسایل کمک توانبخشی مورد نیاز مانند سمعک ، مشکلات دهان و دندان و پیامدهای سوئتغذیه ناشی از آن ، هزینه های بالای اعمال جراحی ، تهیه داروهای مورد نیاز، در کنار پرداختن به پرورش متخصص در زمینه طب سالمندی از مواردی است که به توجه ویژه نیاز دارد.

آخرین کلام

حدود 2 دهه پیش ، کودکان آن دوران در مهدها و دبستان ها بازی و تحصیل می کردند و غفلت ما باعث شد جوانان امروز با سیل عظیم مشکلاتی مواجه شوند، که مقابله با آنها در کوتاه مدت میسر نخواهد بود. این تجربه می تواند زنگ خطری باشد تا از هم اکنون به فکر جمعیت سپیدمویی باشیم که تا چند سال دیگر حدود یک چهارم جمعیت کشور ما را تشکیل می دهند. شورای ملی سالمندان گام مثبتی است ، که می تواند به دور از هیاهوی سیاسی و با جلوگیری از افتادن در پیچ و خم های اداری ، با ارائه یک برنامه منسجم و ملی در کنار جلوگیری از موازی کاری هایی که نتیجه ای جز به هدر رفتن سرمایه ها ندارد، راهگشای زندگی با عزت و کرامت سالمندان و سالخوردگان آینده این کشور باشد. فراموش نکنیم تجربیات حاصل از کشورهای پیشکسوت در امور سالمندی حاکی از این است که تقویت سنتهای ملی و باورهای دینی به منظور تکریم سالمند و نگهداری او در میان اعضای خانواده بهترین و مفیدترین راه برای پیشگیری از مشکلات سالمندان است.

سعیده کافی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها