مقطع حساس‌کنونی

حکایت مرد و استاد و جان و جامه

مردی که به معنویات و فضایل اخلاقی و مدارج و مقامات عرفانی علاقه بسیار داشت، هرچه تلاش کرد تا به معنویات و فضایل اخلاقی و مدارج و مقامات عرفانی دست پیدا کند، موفق نشد. در نتیجه تصمیم گرفت تا به محضر یک استاد برسد و از طریق محضر او و از راه میانبر به معنویات و فضایل اخلاقی و مدارج و مقامات عرفانی نایل شود.
کد خبر: ۱۱۷۷۱۷۱

در نتیجه به دفتر کار یکی از اساتید عرفانی مورد تأیید مراجعه کرد و او را گفت: «ای استاد، من یک طالب معنویات و فضایل اخلاقی و مدارج و مقامات عرفانیام. جامهات را به من میدهی تا بپوشم و تبرک شوم؟»

استاد گفت: «نخست به سوالم پاسخ گوی، آنوقت.»

مرد گفت: «در خدمتم.»

استاد گفت: «اگر مردی جامه زنی را بپوشد، زن میشود؟»

مرد گفت: «نع». استاد گفت: «اگر زنی جامه مردی را بپوشد، مرد میشود؟» مرد گفت: «نع». جوانمرد گفت: «همین دیگر.»

مرد گفت: «ینی نمیدی؟»

استاد گفت: «ای طالب معنویات و فضایل اخلاقی و مدارج و مقامات عرفانی، من این جامه را با دلار 15 هزار تومانی از کریستینفالوعر پاریس خریدهام. دست نمیگذارم بهش بزنی، چه برسد بپوشی.»

مرد گفت: «عی بابا، گمان کردم خواهید گفت مدارج و مقامات عرفانی به جان است نه به جامه».

استاد گفت: «آن هم مزید بر علت.» سپس به نگهبانی گفت مرد را بیندازند بیرون و خود به جیب مراقبت فرورفت.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها