گرچه حملات تا کنون دفع شده اند ولی گزارش ها حاکی از این است که متاسفانه درگیریها تلفات زیادی به جا گذاشته است.
همچنین هزاران هزاره نیز مجبور به ترک خانههای خود و فرار شدند. برای بررسی ریشهها و پیامدهای تحولات اخیر در افغانستان با آقای عبدالحمید اعتمادی، کارشناس مسائل سیاسی افغانستان به گفتوگو نشستهایم.
در سالهای اخیر بیشتر از طالبان و عملیاتهای آن میشنویم، در حالی که مقامات افغان و دیگر کشورها مدام بر لزوم برقراری صلح در این کشور تاکید میکنند. چرا این گروه در سالهای اخیر بر حجم فعالیت خود افزوده است؟
گروه طالبان در سالهای گذشته
در پی احیای قدرت گذشته خود است و موفقیتهایی نیز در گسترش قلمرو تحت نفوذ خود کسب کرده است. این پیشرفت به حدی بوده که شیرمحمد استانکزی، رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر هفته گذشته پس از پایان نشست صلح افغانستان در مسکو در یک نشست مطبوعاتی گفت که این گروه حدود 70 تا 75 درصد خاک افغانستان را کنترل میکند.
گرچه مقامات دولت افغانستان مدعی هستند این رقم صحیح نیست و مناطق تحت کنترل طالبان مساحت به مراتب کمتری دارد، اما این چیزی از وخامت مشکل کم نمیکند. طالبان در سالهای گذشته نشان داده چندان تمایلی برای برقراری صلح در این کشور ندارد و این موفقیتها باعث شده طالبان نیاز کمتر و کمتری به موفقیت مذاکرات صلح با دولت افغانستان داشته باشد. همین مساله باعث به مشکل خوردن فرآیند آشتی در این کشور شده است.
موفقیتهای طالبان در حالی رخ میدهد که نیروهای خارجی کماکان در این کشور حضور دارند. علت موفقیتهای طالبان در این سالها چیست؟
شاید یکی از علل مهم افزایش توان نظامی این گروه باشد. طالبان در این سالها تجهیزات پیشرفته و گران قیمتی در اختیار دارد که مقابله با آنها را سخت کرده است. از جمله این تجهیزات دوربینهای دید در شب روسی است که طالبان آنها را «بیزبیزک» مینامد و باعث شده این گروه به عملیات شبانه روی بیاورد و موفقیتهای خوبی نیز به این طریق کسب نماید.
علت تشدید حملات طالبان ضد هزارهها چیست؟ ظاهرا در عملیاتهای اخیر طالبان به مناطقی حمله کردهاند که در دهه گذشتهها امن محسوب میشدند.
طالبان به سهم کنونی راضی نیستند و در جبهههای مختلف در این کشور در حال جنگ هستند، از جمله در ولایت بدخشان، کندوز، فرا، هرات، بخشهایی از مزار سرپل و غیره. در یک ماهه گذشته طالبان تمرکز خود را متوجه مناطق هزاره نشین مالستان، جاغوری و ارزگان خاص در ولایت غزنی کردند.در این عملیات در مناطق هزارستان از جمله ولایتهای ارزگان و غزنی نیروهای موسوم به قطعه سرخ که تعداد آنها حدود 1500 نفر تخمین زده میشود حضور داشتند.
در خیلی از مناطق افغانستان نیروهای طالبان با نیروهای نظامی درگیر میشدند، اما در این منطقه جنگ بین این گروه و خود مردم در جریان بود و صدها غیرنظامی کشته و خانههای بسیاری غارت و آتش زده شد.
علت تلفات بالای غیرنظامیان چیست؟ چرا نیروهای نظامی نتوانستند به خوبی از مردم هزاره دفاع کنند؟
متاسفانه روزهای ابتدایی حمله، دولت افغانستان هیچ کمکی به مقابله با طالبان نکرد و این نیروهای مقاومت مردمی بودند که جلوی پیشرویهای طالبان را میگرفتند و آنها را عقب میراندند.
تعلل دولت باعث شد مردم هزاره اعتراضات زیادی ضد حکومت مطرح کردند. یکشنبه شب گذشته بعد از نزدیک شدن طالبان به منطقه مالستان، مردمی که جمعیت آنها حدود 3000 نفر تخمین زده میشد در کابل به طرف ارگ ریاستجمهوری راهپیمایی و اعتراضات را تا صبح روز بعد ادامه دادند. فشارهای مردمی باعث شد که دولت افغانستان بالاخره تصمیم به اعزام نیروهای کمکی بگیرد.
گرچه تلفات زیاد بود، ولی خوشبختانه با مقاومت مردم مسلح هزاره و رسیدن نیروهای پلیس و ارتش ملی افغانستان، طالبان هنوز موفق به تصرف منطقه نشده است.
فکر میکنید چرا دولت افغانستان باید تعلل نشان دهد؟
متاسفانه اکثر اعضای بلندمرتبه دولت کنونی افغانستان که به انحصار اشرف غنی و دوستان او درآمده نیز پشتون هستند. ظاهرا قوم گرایی و تمایل آنها به افزایش قدرت خود در افغانستان عامل تعلل بی اندازه دولت در حمایت از قوم هزاره تصور میشود.
هدف طالبان از این عملیات را چطور ارزیابی میکنید؟
برنامه اصلی طالبان گسترش مناطق تحت نفوذ خود است، اما در اینجا مساله سرکوب قوم هزاره نیز مطرح است. اعضای طالبان همه از قوم پشتون هستند و این قوم در سدههای گذشته داعیه برتری طلبی و کنترل اقوام دیگر داشته است.
چرا باید قوم هزاره به طور مداوم قربانی جنایات طالبان باشند؟ آیا آنهابه جرم شیعه بودن کشته میشوند؟
گرچه انگیزههای مذهبی هم در کشتار هزارهها دخیل پنداشته میشوند، اما مساله اصلی برتری طلبی قوم پشتون است. ریشه دشمنی هزارهها با پشتونها به زمان قتل عام هزارهها توسط عبدالرحمان در 125 سال پیش باز میگردد. عبدالرحمان که در آن زمان از سوی انگلیس برای اداره افغانستان منصوب شده بود، با این ادعا که هزارهها اغلب شیعه هستند و پیرو مذهب حنفی نیستند به آنها حمله و حدود 60 درصد آنان را قتل عام و زمین هایشان را تصرف کرد و باقیمانده مجبور به مهاجرت شدند.
اختلافات از آن زمان تا الان ادامه داشته است. یکی از نمونههای غمانگیز کشتار هزارهها به حملات طالبان به مزار شریف در سال 1377 مربوط میشود که در جریان آن هزاران انسان هزاره کشته شدند و در سالهای اخیر نیز کشتار سیستماتیک انسان در نقاط مختلف و بهانههای مختلف جریان داشته از جمله مسیر راهها، حمله انتحاری در راهپیماییهای هزارهها از جمله حمله انتحاری به راهپیمایی بزرگ جنبش روشنایی در دوم مرداد ۱۳۹۵ در کابل که منجر به کشته شدن ۸۶ نفر و زخمی شدن نزدیک به ۴۰۰ نفر گردید.
آیا اقوام دیگر نیز قربانی توسعه طلبی طالبان بودهاند؟
تنها قوم هزاره هدف حملات طالبان قرار نگرفته است. مثلا دو سال پیش در کندوز نیروهای طالبان حملات زیادی به تاجیکها ترتیب دادند. همین دو ماه پیش نیز جنگ چند روزهای در ولایت غزنی باعث شد که هزارهها و تاجیکها قربانی شوند. در غزنی حکومت عملا تعلل کرد تا طالبان بخشهای بزرگی از ادارات حکومتی و بازارها را نابود کردند. همچنان قوم ازبک از دیگر قربانیان اصلی جنایات گروه طالبان بوده است.
علیرضا هاشمی
بین الملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم