حضور مرد رمال در پلیس آگاهی این فرصت را برای خبرنگار ما فراهم آورد تا با او به گفتگو بنشیند:
چند سال داری؛
30 سال.
چه مدت بود به رمالی می پرداختی؛ از یک سال پیش.
قبلا چه می کردی؛ کارهای متفرقه انجام می دادم و بیشتر ورزش می کردم.
مردم را چگونه فریب می دادی؛
کسی را فریب نمی دادم. آنهایی که به من مراجعه می کردند خودشان از من می خواستند مشکلاتشان را حل کنم.
چگونه؛
با نوشتن دعا و رمل و اسطرلاب.
درآمد ماهانه؛
متغییر بود ، از یک تا 2 میلیون تومان. گاهی هم 400 یا 500هزار تومان.
برداشت شخصی از مراجعه کنندگان؛
آدمهای زودباوری که برای شنیدن دروغ حاضر بودند به خواسته های من تن در دهند و پول پرداخت کنند ، بسیاری از اوقات پس از رفتن این افراد که عموما از زنان و دختران بودند ساعتها به ساده لوحی آنها می خندیدم.
بیشتر از چه قشری به شما مراجعه می کردند؛ از همه قشر بودند دکتر ، مهندس ، خانه دار و حتی صاحب کارخانه که از من می خواست کاری کنم تا کسانی که با او دادوستد دارند ، همیشه مطیع او باشند.
نحوه رمالی؛ در جلسه اول اطلاعات شخصی افراد را اخذ می کردم و در مرحله بعد اطلاعات قبلی را به آنها بازگو می کردم و آنها تصور می کردند من از همه چیز اطلاع دارم و درباره بخت گشایی از دخترانی که سن ازدواج آنها گذشته بود ، می خواستم به شعله های یک شمع روشن در محل کارم که تاریک بود خیره شوند و زمانی که آنها حواسشان نبود ، چند قفل زنگ زده را که در آستین لباسم مخفی کرده بودم ، به داخل ظرف آب می انداختم و آنها با مشاهده این قفلهای زنگ زده از خود بیخود می شدند.
اکنون چه احساسی داری؛
پشیمان هستم ، کاش مردم را فریب نمی دادم.
یک توصیه به کسانی که به رمال ها مراجعه می کنند؛
همه این مسائل دروغ است. افراد رمال اگر توانایی حل مشکل داشتند ، مشکل خود را حل می کردند ، من دچار وسوسه شیطان شدم و می دانم با بلایی که به سر 6 دختر جوان آمده ، مجازات سختی انتظارم را می کشد.