رشد چشمگیر روابط اسرائیل و ترکیه از اوایل دهه 1990 یکی از عمده ترین تحولات راهبردی منطقه خاورمیانه پس از جنگ سرد محسوب می شود.
کد خبر: ۱۱۷۳۱۸
ترکیه به عنوان یک دولت لائیک با ملتی مسلمان ، عضو ناتو و متحد راهبردی امریکا در خاورمیانه ، از بازیگران مهم منطقه ای محسوب می شود. در دوران پس از جنگ سرد بحث انگیزترین جنبه سیاست خارجی و امنیتی ترکیه در خاورمیانه توسعه روابط با اسرائیل است. در مدت زمان نسبتا کوتاهی ، روابط اقتصادی و سیاسی طرفین توسعه و گسترش قابل توجهی داشته و حتی پیمان هایی در زمینه تجارت آزاد و افزایش پیوندهای فرهنگی و آموزشی بین طرفین منعقد شده است ؛ اما جنجال برانگیزترین بخش روابط دوجانبه ، افزایش همکاری های امنیتی بوده که موجب رنجش همسایگان شده است.
پیوندهای رو به رشد دو کشور موجب تحول در توازن قوای منطقه ای شده و واکنش مثبت کشورهای منطقه را به همراه نداشته است ؛ چرا که از دیدگاه کشورهای مسلمان منطقه خاورمیانه ، ترکیه و اسرائیل دارای نظامهای مبتنی بر ارزشهای غربی هستند و در سیستم سیاسی ، فرهنگی و امنیتی غرب قرار دارند. از این منظر گسترش روابط اسرائیل و ترکیه علاوه بر تقویت موقعیت اسرائیل در منطقه ، موجب تحول در توازن قوای منطقه ای ، تضعیف مبارزات فلسطینی ها، شکاف در سازمان کنفرانس اسلامی و جدایی اعراب از ترکیه می شود. گزارش حاضر تلاش دارد با بررسی علل شکل گیری اتحاد اسرائیل و ترکیه تاثیرات آن را بر امنیت منطقه خاورمیانه مورد بررسی قرار دهد.سیاست خارجی اسرائیل از زمان تاسیس رژیم صهیونیستی ، این رژیم با مشکلات اساسی عدم شناسایی ، فقدان مشروعیت نزد همسایگان عرب و کشورهای منطقه و اسلامی ، انزوا در محیط جغرافیایی منطقه و همچنین بی ثباتی و ناامنی مواجه بوده است.
این نگرانی ها موجب شده تصمیم گیرندگان سیاست خارجی اسرائیل ، اهداف دیپلماتیک خود را براساس 5موضوع قرار دهند:
1- کسب مشروعیت و حفظ صلح ، ثبات و امنیت تعریف شده و استراتژی امنیت ملی این رژیم
2- تلاش برای توسعه تجارت و بازرگانی بویژه با کشورهای منطقه و اعراب حاشیه خلیج فارس
3- کسب حمایت خارجی برای حفظ موقعیت خود
4- حضور موثر در طرحهای بین المللی
5- تقویت پیوند با یهودیان جهان
6- تلاش برای سلطه بر منطقه
7- توجیه جنایات ضد بشری علیه ملت فلسطین
8- تضعیف و تخریب کشورهای مستقل و ضد اسرائیل منطقه
9- تبلیغ و اقدام به عنوان کشور تامین کننده منافع غرب بویژه امریکا
10- تلاش مستمر برای تغییر جمعیت به نفع صهیونیسم و علیه ملت فلسطین از زمان تاسیس اسرائیل تاکنون ، این رژیم توجه ویژه ای به ترکیه داشته است.
در این راستا ترکها نیز ضمن به رسمیت شناختن استقلال اسرائیل در مارس 1949 به صورت غیرآشکار با این رژیم در ارتباط بوده اند.
بن گورین نخستین نخست وزیر اسرائیل ، در برای تقویت موقعیت و منزلت منطقه ای اسرائیل دکترین اتحاد پیرامونی را همان ابتدای تشکیل این رژیم ارائه کرد.
وی در طرح این دکترین 3 انگیزه داشت:
1- شکست انزوایی که کشورهای عرب به اسرائیل تحمیل کرده بودند، از طریق اتحاد با کشورهای غیر عرب پیرامونی (ترکیه ، ایران زمان شاه و اتیوپی)
2- ایجاد ثبات در منطقه و شکل دهی به یک موازنه جدید قدرت منطقه ای
3- تقویت روابط با غرب و بویژه ایالات متحده امریکابراساس ارزیابی های راهبردی دولتمردان اسرائیل ، این رژیم برای رهایی از محاصره اعراب ناگزیر است با کشورهای غیر عرب منطقه ای و غیرمنطقه ای متحد شود.
اسرائیل از طریق ارتباط با کشورهای غیر عرب منطقه ای علاوه بر خروج از انزوای راهبردی می تواند اذهان کشورهای عربی را از تهدیدهای اسرائیل منحرف کند و به تهدیدهای ناشی از کشورهای پیرامونی متوجه نماید. در راستای دکترین اتحاد پیرامونی سه کشور ایران زمان شاه ترکیه ، اتیوپی و در درجه ای پایین تر پاکستان مورد توجه اسرائیل قرار داشتند. با توجه به نزدیکی راهبردی ایران به ایالات متحده و نبود روابط صمیمانه میان ایران و اعراب ، اسرائیل توانست پیش از انقلاب اسلامی روابط راهبردی محرمانه ای با شاه برقرار کند. اسرائیل همچنین زمینه مهاجرت یهودیان اتیوپی به این رژیم را فراهم و روابط محرمانه امنیتی با ترکیه را نیز آغاز کرد. با وقوع انقلاب اسلامی ایران ، ترکیه با توجه به پتانسیل های سیاسی ، اقتصادی و نظامی و ویژگی های ایدئولوژیک غیرمذهبی در عمل متحد راهبردی اسرائیل در قالب دکترین اتحاد پیرامونی شد.