در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها اینگونه ادبی در ایران به نوعی در حال بازگشت به دوران گذشته خود است. دورانی که در آن داستان کوتاه نه مجالی برای عرضه توان تکنیکی نویسنده در خلق یک روایت؛ که بستری برای بیان دغدغههای فردی و اجتماعی نویسنده است. از این منظر بسیاری از داستانهای کوتاه منتشر شده در کشور، این روزها به شکلی نوشته و منتشر میشوند که به دور از هر نوع حساسیت و دغدغه تکنیکی و فرمی، گرهگشای یک مساله اجتماعی یا فرهنگی باشد و از همین زاویه دید است که نویسنده موفق داستان کوتاه این روزها باید یا صاحب دیده ظریف و نکتهسنجی برای کشف زیر و بمهای جامعه زیستی خود باشد یا از چنان تجربه زیستی وسیعی برخوردار است که میتواند دغدغههایی فراتر از روزمرگی برای روایت داشته باشد. سالها پیش از این داوود غفارزادگان از نویسندگان کوتاهنویس موفق دهه 70 توانست تلفیقی از این دو اتفاق را در جریان داستانکوتاهنویسی در ادبیات ایران از خود به ثمر برساند و آثاری را خلق کند که هنوز نیز قابل رجوع و تامل هستند.
محمد للـهگانی اما در مجموعه داستان کوتاه خود با عنوان «خدا لعنت کند سیاوش را» دغدغه و اندیشه خود را از زبان روستاییانی ساده روایت میکند. سادگی و بکر بودن و در عین حال صراحت داشتن آنها ابزاری است که نویسنده به کمک آنها سعی دارد تا مفاهیم عالی مد نظر خود را منتقل کند که در این مسیر موفق نیز بوده است. او نه راوی صرف لذتها و آرزوهای فراموش شده خود در حیات روستایی و از دست رفتهاش که راوی تیزبینی است که دریچه بکری و سادگی روستا را برای روایت انتخاب کرده است و از این دریچه با مخاطب خود به گفتوگو مینشیند. طعم خوش زبان و بیان و اندیشه جاری در داستانهای مجموعه خدا لعنت کند سیاوش را، یادآور دوران اوج بومینویسی در ادبیات داستانی ایران در دهه 60 و اوایل دهه 70 است و بار دیگر غنا و قوت روایت فولکلورگونه داستان ایرانی و راز و رمزگونگی آن را به رخ میکشد. کتاب نیستان مجموعه داستان خدا لعنت کند سیاوش را در 160 صفحه و با قیمت 11000 تومان منتشر کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: