سعید میتواند یک الگوی خوب برای جوانها باشد. او بازیکنی بود که اگر در ایران میماند قطعا نمیتوانست به چنین پیشرفتی برسد. سعید حتی با پیشنهاد باشگاه استقلال روبرو شد و نزدیک بود به این باشگاه ملحق شود، ولی پیشنهاد اتلتیکو مادرید اسپانیا مثل یک معجزه به دست او رسید و حالا... سعید در این باره برایمان تعریف میکند: «من اولین بازیام را در لیگ مقابل استقلال انجام دادم. یادم هست همان موقع هم میگفتند احتمال دارد به تیمملی دعوت شوم. راستش در دعوت من وقفهای افتاد چون فکر میکنم زودتر هم میتوانستم به تیمملی دعوت شوم. درگیر بازیهای جوانان بودم.»
سعید وقتی با این سوال روبهرو میشود که آیا واقعا با استقلال توافق کردی، میگوید: «صحبتهایی در آن زمان بود. اگر پیشنهاد اتلتیکو نمیرسید احتمالا در ایران و لیگ برتر میماندم. از طرفی اگر به اروپا نمیرفتم شک نداشتم که حالا حالاها به تیم ملی دعوت نمیشدم. وقتی به اسپانیا رفتم تازه فهمیدم فوتبال حرفهای یعنی چه. من قبل از آن در ایران تغذیهام فرق میکرد و کلا شکل زندگیام متفاوت بود ولی در اسپانیا یاد گرفتم باید خیلی چیزها را تغییر دهم.
در آن مدت تنها بودم. البته تنها منظورم این است که دور از خانواده بودم چون در آنجا هم خانه داشتم. باشگاه یک خانه برایمان گرفته بود و حتی گاهی خودمان آشپزی میکردیم. حضور در اسپانیا چیزهای زیادی به من یاد داد.»
حالا سعید انگار از روی آتش گذر کرده است. او بعد از جدایی از اتلتیکو به تیم روستوف ملحق شد. حالا او توانسته راهی انگلیس و چمپیونزشیپ شود، اتفاقی که برایش واقعا به یادماندنی است. سعید دراینباره میگوید: «راستش فکر میکردم در روستوف ماندهام. یعنی یکجورهایی کار را تمام شده میدانستم. پیشنهاداتی رسیده بود که باشگاه رقم بالایی برای رضایتنامه ارائه کرد. فکر کردم دیگر راهی نیست و باید یک فصل دیگر در روستوف بمانم و بازی کنم. دیگر دل و دماغش را نداشتم در روسیه بمانم. باورتان نمیشود در روزهای آخر نقل و انتقالات بود که با من تماس گرفتند و پیشنهاد ردینگ را دادند.» سعید برایمان تعریف میکند: «ابتدا فکر کردم پیشنهاد جدی نیست چون قبلا هم پیشنهاداتی از انگلیس شده بود که جدی نبود. فکر کردم این بار هم مثل قبل است و امکانش نیست به آنجا بروم ولی در ادامه اتفاقی افتاد که فهمیدم نه، ماجرا جدی است.»
اتفاق این بود که کلمنت، سرمربی تیم ردینگ با موبایل سعید تماس گرفت. عزت اللهی تعریف میکند: «وقتی زنگ زد مطمئن شدم این انتقال کاملا جدی است. کلمنت به من گفت از بین
ده بازیکن تو را انتخاب کردم و دیگر کاملا مطمئن شدم به این باشگاه میروم.(خنده) صحبتهای ما خیلی مثبت بود. آقای کلمنت به من گفت فقط بگو میآیی یا نه؟ که بتوانیم شرایط انتقالت را جور کنیم. من هم گفتم دوست دارم در انگلیس بازی کنم و باورتان نمیشود کلا داستان در دو سه روز اتفاق افتاد. من خودم باور نمیکردم این انتقال صورت گرفته است.»
سعید حالا 22 ساله است و میخواهد در انگلیس خوش بدرخشد. او در روز تولد 22سالگیاش چه آرزویی کرد؟ «خب اول از همه آرزوی سلامتی برای خانواده ام و خودم و همینطور آرزوی سلامتی و حل مشکلات برای مردم. آرزوی فوتبالیام هم این بود که بتوانیم امسال با تیم ملی در جام ملتها قهرمان شویم. کار خیلی سختی است. این مسابقات واقعا سخت تر از هر دوره دیگری است. امیدوارم بتوانیم به هدفی که داریم برسیم.»
سعید اکبری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم