مذاکره در شرایط عادلانه

بگومگوی تکراری و نخ نمای گفتگو با ایران درباره عراق را امریکایی ها دوباره به راه انداخته اند.
کد خبر: ۱۱۶۳۸۹

در این میان دیدار محمدجواد ظریف ، نماینده ایران در سازمان ملل با جیمز بیکر، وزیر خارجه اسبق امریکا و گفتگو درباره مسائل عراق و نیز اظهارات جورج بوش ، رئیس جمهوری امریکا و تونی بلر ، نخست وزیر انگلیس درباره مذاکره با ایران ، واکنش های گسترده ای را در داخل و خارج از کشور به دنبال داشته و نقل رسانه های غربی شده است. آشکار است که چنین تلاشی تنها می تواند موید احساس ضعف و شکستی باشد که به جورج بوش و دولت وی در حال حاضر دست داده است . با این حال آنچه در این تحولات و تغییر سیاست به سوی ایران توجه لازم را می طلبد ، آن است که نباید این تغییرات را به نفع ایران و در جهت منافع کشور تلقی کنیم ، بلکه در این زمینه تنها اقدامی را لازم می دانیم که در جهت منافع ملی ایران باشد. اما جای سوال آن است که اصولا گفتگو در شرایط حاضر چه نفعی برای ایران در پی دارد؛ مذاکرات ظریف و بیکر در شرایط حاضر موضوع مهمی تلقی نمی شود؛ چراکه وی یک مقام رسمی اسبق ایالات متحده امریکا محسوب می شود که در گوشه ای از محیط سیاسی این کشور قرار دارد و در امور سیاسی نقشی جزیی ایفا می کند. در عین حال این گونه مذاکرات در مباحث سیاسی «اقدامات زمینه سنجی» فرض شده و گفتگو با چنین فردی آنقدر جدی نیست که بتوان آن را مبنای گفتگوی دو دولت قرار داد و تصور کرد تحولی اساسی در سیاست خارجی امریکا روی داده و واشنگتن مصمم شده تا مشکلات خود را با ایران حل کند. شواهد امر نیز حاکی از این ادعای روشن است که این تحولات در مسیر صلح ، امنیت و تقویت روابط با ایران قرار نداشته و طراحان این سیاست به دنبال تقویت مواضع تضعیف شده خود در خاورمیانه هستند و براساس چنین شرایطی است که لاجرم در صحنه سیاست چراغ سبزهایی را نشان داده اند و حاصل آن سودی برای کشورمان به دنبال نخواهد داشت . در عین حال همه می دانیم که اظهارات بوش و کاندولیزا رایس وزیر خارجه وی درخصوص مذاکره با ایران همواره با تاکیدی قدرتمند بر «تحمیل» پیش شرط تعلیق غنی سازی همراه بوده و آنها حرف جدید را برای ایران مطرح نکرده اند.
در حقیقت این پیشنهاد همان پیش شرط مذاکرات 1+5 است که مدتهاست جریان مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و اتحادیه اروپایی را به بن بست کشانده و تنها تکرار گذشته است که در آن صداقتی یافت نمی شود. باید به مدعیان این مذاکره یادآور شد مذاکره ، پیش شرط نمی پذیرد و تنها در محیطی سالم ، برابر و احترام متقابل صورت می گیرد. لازم است تا کسی به جورج بوش و وزیر خارجه اش بفهماند که لفظ پیش شرط عین بی احترامی به طرف مقابل است و ابتدا آنان باید نیاز ایران به مذاکره با امریکا را اثبات کنند ، آنگاه مدعی وجود پیش شرط شوند. در حالی که از دید ایران ، پیوستن امریکا به مذاکرات هسته ای در حقیقت نابود کردن این مذاکرات است . اینجاست که می توان به دستگاه سیاست خارجی ایراد گرفت که اصولا چرا باید پیوستن امریکا به مذاکرات اتحادیه اروپایی به گونه ای مطرح شود که ورود امریکا به این مذاکرات ، امتیازی برای ایران تلقی شود؛ آنها باید بدانند که ورود امریکا نه تنها امتیازی برای ایران به شمار نمی رود بلکه به دلیل آن که سیاستمداران این کشور از ابتدا ایران را با جنگ ، خونریزی و محرومیت از حقوق حقه آن تهدید کرده اند ، قطعا حضورشان هرگونه مذاکرات را به بن بست می کشاند و نمی تواند امتیازی محسوب شود. حال چگونه می توان متصور شد که اگر ایالات متحده امریکا وارد این مذاکرات شود ، همان سیاست قبلی خود را دنبال نکند؛ اگرچه نباید فراموش کرد که ایران در موارد دیگری از مذاکره ابایی ندارد و از ابتدا پذیرفته است که درباره حل مسائل و مشکلات عراق با هر کسی وارد مذاکره شود. با این حال ایالات متحده باید بداند که خود منبع اصلی مشکلات در عراق است و لازم است نقش آفرینی های خود را تغییر دهد و راه جدیدی را در هماهنگی با ایران ، سوریه و دیگر همسایگان آن به منظور فراهم آمدن صلح شرافتمندانه در عراق و خاورمیانه در پیش گیرد. با این حال ، در بیان دیپلماسی برتر می توان از 3 شرط در مذاکره با امریکا بهره جست که آن 3شرط عبارتند از:
1- تضمین امنیت برای ایران : این تعریف به عدم دخالت امریکا در امور داخلی ایران محدود نمی شود بلکه آنچه این اصل را تضمین می کند ، دوری جستن واشنگتن از اقدامات و بازیهایی است که علیه تمامیت ارضی ایران پیگیری می شود.
2- جهتگیری خلاف سیاست های اسرائیل : در طرح مذاکره با ایران ، دولتمردان امریکایی باید توجه داشته باشند که سیاست های اسرائیل در قبال تهران را نه تنها تایید نکنند، بلکه خلاف آن قدم بردارند و خلاف آن بازی کنند. اگر ایالات متحده به دنبال حقیقت در گفتگو با ایران است ، باید مسیر صحیح را در بازی خلاف جهت اسرائیل جستجو کند.
3- پذیرش حقوق ایران در استفاده از انرژی هسته ای : در عین حالت دولت امریکا برای هموار کردن مسیر مذاکره با تهران لازم است از اقدامات خلاف قانون خود علیه منافع ملی ایران در موضوع انرژی هسته ای دست برداشته و روشی دیگر بجز آنچه تاکنون داشته است ، برگزیند. امریکا از ابتدای برنامه هسته ای ایران اقداماتی غیرقانونی چون مذاکره 3 کشور با یک کشور ، بی اعتنایی به بازرسی های آژانس و نادیده گرفتن گزارش های آن ، کشاندن پرونده ایران به سازمان ملل و شورای امنیت و صدور قطعنامه انجام داده است و اگر خواستار مذاکره با ایران است ، باید چنین رفتارهایی را فراموش کند. در نهایت آنچه در 3 اصل بالا آمد ، می تواند شروط ایران برای مذاکره با امریکا باشد و نه پیش شرط تا مذاکره در محیطی برابر ، توام با توازن و احترام متقابل تعریف شود. امریکایی ها باید بدانند که نمی توانند از طرفی ایران را تهدید و رفتارهای خود را تکرار کنند و حقوق حقه مردم این کشور را زیر پا نهند و از طرف دیگر ، توقع مذاکره با ایران را داشته باشند.

دکتر پیروز مجتهدزاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها