مویدی یک خاطره شیرین دیگر هم دارد که البته به یکی از معروفترین عکسهایش هم گره خورده است. او در اینباره میگوید: «خاطرهای دیگر هم دارم از دنبال کردن صدای تیر در منطقه نارمک. وقتی این صدا را میشنیدم میدانستم آزادهای را به سمت خانهاش میبرند. آن روز هم دیدم با ماشین آزادهای را میبردند و من با موتور بهدنبالشان رفتم. به در خانه او که رسیدم شروع به عکاسی کردم.» او ادامه میدهد: «همینطور که در حال عکاسی بودم یک نفر لباسم را گرفت و مرا به داخل خانه پرت کرد و در را بست. ماجرا اینطور بود که فرزند این خانواده مفقودالاثر بود، ناگهان شب قبل گفته بودند فرزندتان اسیر شده بوده و فردا میآید. حالا من در این شرایط وارد این خانه شده بودم و عکس میگرفتم. در این عکس دو خواهر و مادر این آزاده او را در آغوش گرفتهاند و با گریه بوسه بارانش میکنند. این عکس در یک جشنواره هم بزرگ چاپ شد و وزیر فرهنگ وقت فرانسه در مقابلش ایستاده و گریه کرده است.»