متهم در جلسه دادگاه منکر اتهامش شد

راز شلیک مرگبار در قهوه‌خانه

پسر جوان که متهم به شلیک خونین در یک قهوه‌خانه در جنوب تهران است دیروز در دادگاه ادعای بی گناهی اش را مطرح کرد. این در حالی بود که یکی از شاهدان ماجرا در دادگاه علیه وی شهادت داد.
کد خبر: ۱۱۵۹۰۳۰

به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از سال ۹۰ به دنبال مجروح شدن پسر ۳۰ ساله به نام افشین در یک قهوهخانه در جنوب تهران در دستور کار پلیس قرار گرفت. شواهد نشان میداد درگیری در قهوهخانه به خون کشیده شده و افشین با شلیک گلوله به گردنش زخمی شده و به کما رفته است. افشین در بیمارستان تحت درمان قرار گرفت. وی که بسختی قادر به صحبت بود در بازجوییها یکی از دوستانش به نام سعید را عامل تیراندازی معرفی کرد. سعید بازداشت شد اما تیراندازی را انکار کرد. افشین هم که قطع نخاع شده بود سه سال بعد در خانهاش فوت شد.

با مرگ افشین در سال 93 پرونده وارد مرحله تازهای شد و سعید بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت. وی ادعا کرد اسلحهای در دست نداشته و یکی از دوستانش به نام پیمان که حالا متواری است با اسلحه به افشین شلیک کرده است.

تلاش پلیس برای ردیابی پیمان آغاز شد اما به نتیجه نرسید و ردی از وی به دست نیامد. به این ترتیب سعید که با قرار وثیقه آزاد شده بود دیروز در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی توکلی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد .

در این جلسه مادر قربانی در حالی که اشک میریخت گفت: پسرم سه سال در بستر بیماری بود.او قطع نخاع شده بود و نمیتوانست کاری انجام دهد. هزینههایدرمانش را به سختی پرداختم اما در این مدت سعید و خانوادهاش سراغی از من نگرفتند و حتی به ملاقات پسرم هم نیامدند. وقتی پسرم در بستر بیماری بود بارها گفته بود سعید به او شلیک کرده است. او عمدی پسرم را کشته و حالا برایش قصاص میخواهم.

سپس سعید روبهروی قضات ایستاد و خودش را بیگناه خواند.وی گفت: من در آن دعوا اسلحهای در دست نداشتم و نمیدانم چه کسی به افشین شلیک کرده است.

سپس قضات از شاهدان خواستند تا در جایگاه ویژه قرار بگیرند. یکی از آنها که صاحب قهوهخانه بود و از زندان به دادگاه منتقل شده بود، گفت: من بهخاطر رانندگی بدون گواهینامه در زندان هستم. وی در تشریح آنچه دیده بود، توضیح داد: سعید با برادرم اختلاف داشت. او مقابل در قهوهخانه آمد و شروع به عربدهکشی کرد. همان موقع افشین به هواخواهی از من و برادرم وارد دعوا شد و درگیری بالا گرفت. من با چشمانم دیدم سعید اسلحهای را بیرون آورد و یک تیر به سقف قهوهخانه و یک تیر به گردن افشین شلیک کرد .وقتی افشین روی زمین افتاد سعید و دوستش دست و پایش را گرفتند و او را به بیرون از قهوهخانه منتقل کردند و گریختند.

دومین شاهد یکی از کسبه محل بود که گفت: من در نزدیکی قهوهخانه، مشاور املاک دارم. ماجرای تیراندازی را با چشم ندیدم اما صدای شلیک را شنیدم. وقتی خودم را به محل رساندم بعضی از حاضران میگفتند سعید شلیک کرده اما عدهای نیز پیمان را عامل شلیک معرفی میکردند و میگفتند چون سعید چاق بوده نتوانسته از محل بگریزد ولی پیمان بعد از شلیک فرار کرده است.

با پایان اظهارات شاهدان، هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها