در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نامهایی که وجه اشتراکشان در ارائه متفاوت محتوا بود وگرنه قالالباقر و قال الصادق را که همه روی منبر میگویند اصلا مگر غیر از این سخنان حرف دیگری هم هست که بزنند! شهید مطهری، مرحوم کافی، تفسیرها و روایتهای تاریخی آیتا... خامنهای و تطبیق تاریخی آنها با زمانه، مرحوم دکتر شریعتی و چند نام دیگر احتمالا شبکهای از نامهاست که به خاطر تفاوت در نوع منبر و نحوه ارائه محتوا آنها را از دیگران جدا و در ذهنها ماندگار کرده است. تفسیرهایی که شاید از آن با عنوان تفسیرهای قطرهچکانی بتوان یاد کرد بارزترین نمونه تفسیرهایی است که پیش از انقلاب در مسجد کرامت مشهد از دانشجو و طلبه تا پیر و جوان را در روزهای گرم تابستان با زبان روزه پای سخنان مبارز انقلابی مینشاند و شاید اگر بخواهیم از علت اینکه این منبرها آنقدر توانست متمایز باشد که حتی دستگاهی به نام ساواک را هم تحت تاثیر قرار دهد و نسبت به آن حساس شود نام ببریم دلایل بسیاری را بتوان برشمرد اما سخن گفتن از درد مردم را مهمترین وجه متمایزکننده منبرهایی نظیر آنچه بالاتر اشاره شد، باید برشمرد.
گاهی قدیمیها به جوانترها یادآوری میکنند که دیگر سخنرانانی مانند مرحوم کافی یا مرحوم فلسفی و همچنین امثال شهید مطهری و دکتر شریعتی تکرار نخواهند شد. سخنرانهایی که سخن گفتن از مردم و مشکلات دغدغه اصلیشان باشد و علاوه بر این همواره پویایی در ارائه محتوا را نیز در منبرهایشان لحاظ کنند. زیرا ممکن است افراد بسیاری باشند که از درد و مشکل مردم سخن بگویند، ولی نتوانند آن را در یک بستهبندی شیک به مخاطب تحویل بدهند. شکل و شمایلی که به تعبیری مخاطب خوشش بیاید. شاید همین الان با تعجب شماره بالای صفحه را نگاه کنید و با خودتان بگویید من دارم صفحه «رسانه» میخوانم شاید اشتباهی شده! کمی صبر کنید و تا پایان همراه این جستار بمانید.
این روزها همه برای خودشان یک صفحه در یک یا چندتا از شبکههای اجتماعی دارند. فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و... تنها اندکی از بیشمار شبکههای اجتماعی است که مخاطبان در آنها محتوا به اشتراک میگذارند. اما در این میان کسانی که از آن به عنوان رسانه استفاده میکنند تا صدای خود را به گوش دیگران برسانند متفاوت از سایرین هستند. (وقتی میگوییم رسانه به معنی کلاسیک آن است وگرنه حتما محیطهایی مانند شبکههای مجازی هم رسانه هستند). شاید بگویید هرکس هر محتوایی به اشتراک میگذارد در واقع مشغول رساندن صدای خویش به گوش دیگران است ولی باید یادآوری کنم که بسیاری از محتواهای به اشتراک گذاشته شده صدای شخصی است، اما برخی مانند سیدمهدی صدرالساداتی طلبهای که در اینستاگرام مشغول فعالیت است دغدغههای شخصی خود را کنار گذاشته و مشغول حرف زدن از دردهای مردم است. او اینستاگرام را تبدیل به منبری کرده که در آن با مردم سخن بگوید و نکاتی که باید بگوید را میگوید.
در جستوجوی حقیقت
او از بستری به نام اینستاگرام که مخاطبان بسیاری دارد برای تذکر دادن و بیان نکاتی که در هیاهوها فراموش میشوند، استفاده میکند. دیگر امروز سیدمهدی صدرالساداتی تبدیل به چهرهای شده که اغلب او را میشناسند. او در مورد مشکل آب مردم جنوب تا ریزگردها حرف برای گفتن دارد. در ماجرای یاسمن اشکی از آگاهی دادن کوتاه نیامد و همواره در مقام پیدا کردن حقیقت بود، حقیقتی که میتواند مرحمی بر افکار عمومی باشد. او را بسیار تهدید کردهاند و به خاطر برخی افشاگریهایی که داشته فشارهایی را تحمل کرده است. سعی کرده از موضع خود کوتاه نیاید و شاید به همین خاطر هم باشد که تبدیل به چهره محبوبی در فضای اینستاگرام شده است. شاید اگر کامنتهای او را مرور کنید نسبتهای ناروای بسیاری به او بسته باشند ولی هیچکدام سبب نشده که او منبرش را ترک کند.
مستمسک او در بیان موضوعات، آموزههای دینی است و حرفی از خودش نمیزند. در مبارزه با اشرافیت مسئولان همواره به سخنان ضداشرافیگری ائمه و همچنین بیانات امام خمینی(ره) تکیه میکند. از نکات جالبی که پستهای او در صفحهاش دارد این است که با وجود تنها 176 هزار دنبالکننده (رقمی کمتر از یک دهم چهرههای مشهور و شاخهای اینستاگرامی) اما به اندازه بیش از یک سوم دنبالکنندههایش پستها و مطالبش دیده میشود. (این میزان رقم خوبی است) در تازهترین موضوع که تبدیل به سوژه یک شبکههای اجتماعی شده او سراغ رفتارهای اشرافی یکی از مدعیان تبلیغ حجاب رفته و سر وصدای زیادی درست کرده است.
این همان کارکردی است که میتوان از شبکههای اجتماعی به عنوان یک رسانه داشت و سیدمهدی صدرالساداتی از آن بخوبی استفاده کرده است. در واقع منبرهای اینستاگرامی او کاربرد تازهای از کارکرد این شبکه اجتماعی را نشان میدهد آن هم در روزگاری که اینستاگرام با تمام اخبار راست و دروغش تبدیل به ابزاری برای سوار شدن بر افکار عمومی شده و برخی نیز با مطالب بیربط خود را تبدیل به مصلح اجتماعی کردهاند، اما سیدمهدی صدرالساداتی حالا بدون واهمه از تهدیدها و فشارها حرف میزند. او در واقع با شناخت درست از کارکرد «رسانه شخصی» مشغول ساختن مخاطبانی است که به موضوعات درست نگاه کنند، همان اتفاقی که شاید 50 سال پیش در منبرهای آتشین بزرگان منبر در ایران شاهد بودیم امروز در قالبی متفاوت شاهد آن هستیم.
غیرکلیشهای و مردمی
البته فراموش نمیکنیم که بسیاری از چهرههایی جوان که از ممتازان منبر در روزگار فعلی هستند همواره با منبرهای پویا مخاطبان بسیاری را پای سخنان خود آوردهاند که حجتالاسلام حامد کاشانی یکی از آنها است. اما در اینجا استفاده از بسترهای جدید ارائه محتوا مد نظر بود که سراغ مصداقی به نام سیدمهدی صدرالساداتی رفتیم. چهرهای که جوان است، موضوعات روز را دنبال میکند، نگاه کلیشهای و تکراری (مانند بسیاری از فعالان فضای مجازی) ندارد و از همه مهمتر طلبه است. این همان مسالهای است که سبب شد در سالهای پیش از انقلاب اعتماد مردم به روحانیت افزایش داشته باشد، مردم دنبال اسلامی بودند، که درباره زندگی آنها موضع داشته باشد و به عبارتی به درد زندگی آنها بخورد و شاید اگر در مقاطعی پیوند مردم با روحانیت از استحکام کافی برخودار نبوده به همین دلیل بوده است. از این رو میبینیم که طلبهای مانند سیدمهدی صدرالساداتی با سخنانش که اتفاقا موضوع اغلب آنها زندگی مردم است توانسته در میان مخاطبان متنوع رسانهای به نام اینستاگرام موفق باشد و نفوذ کند. از اینرو میتوان نمونهای به نام سیدمهدی صدرالساداتی را نمونهای دانست که به هیچ جناحی وابستگی سیاسی ندارد (این قضاوت از پستهای او برداشت شده) و تنها نوشتن و گفتن از موضوعاتی که ذهن مردم را با خود درگیر کرده هدفش است، موضوعاتی که مانع مهمی از نظر روانی در زندگی عادی مردم محسوب میشود.
حسام آبنوس
رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: