این روزها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آن ساختمان معروف خیابان کمالالملک در نزدیکی میدان بهارستان و مجلس شورای اسلامی که روزهای پرتلاطمی را پشتسر میگذارد، آرامترین وزارتخانه کابینه حسن روحانی است، حتی آرامتر از وزارت آموزش و پروش در روزهای تعطیلی مدارس. اینکه فرهنگ و ارشادیها گوی سبقت را در بیسروصدایی حتی از وزارت آموزش و پرورش که تابستانهای خلوتی را میگذراند، ربودهاند شاید به این خاطر است که معلمها مشغول اعتراضهای صنفی خود در رابطه با معوقات و داستان همیشگی تفاوت چشمگیر دریافتیهایشان با باقی کارمندان دولت هستند، اما همین تابستان که اصولا باید بیآرام و قرارترین روزهای فرهنگ و هنر باشد، ارشادیها در ساحل امن و آرامش قرار گرفتهاند.
این در حالی است که از این وزارتخانه همیشه به عنوان یکی از جایگاههای پرسروصدا، پرچالش و حتی مخاطرهآمیز یاد میکنند، شاید به این خاطر خود مسائل هنر و فرهنگ، فینفسه گاهی حساسیتبرانگیزند و دایره شمولشان نیز همه مردم را دربرمیگیرد.
با این حال اما، سیدعباس صالحی ظاهرا توانسته در روزهایی که اغلب همکارانش در کابینه روزهای پرتلاطمی را میگذرانند و احتمال تغییر چند نفر از آنها هم بسیار زیاد و نزدیک است، حاشیه امنی برای خود ایجاد کند. البته بخشی از این آرامش را شاید بتوان به شخصیت او هم ربط داد. صالحی ذاتا شخصیت آرامی دارد و معمولا سعی میکند از حاشیهها دوری کند.
از طرفی این حاشیه امن را بیش از آنکه به عملکرد مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بتوانیم نسبت دهیم، میتوانیم به خود هنرمندان مربوط بدانیم.
هنرمندان حوزههای مختلف از سینما و تئاتر و تجسمی گرفته تا موسیقی و ادبیات و دیگر هنرها، همواره در صف نخست اعتراضات صنفی و گلایههای مربوط به حوزه خودشان بودهاند، اما مدتی است ظاهرا شرایط نابسامان اقتصادی و برخی ناملایمتیها، آنها را از چنین گلایههایی منصرف کرده و به سمت واکنشهای اقتصادی، اجتماعی کشانده است.
حالا برای اغلب هنرمندان، اولویت در کیفیت برگزاری کنسرتهای موسیقی یا چگونگی روی صحنهرفتن نمایشها و اکران یا توقیف فیلمها نیست و آنها مشغول پیگیری نوسانات نرخ ارز و طلا و
مسکن هستند.
یکی از نمونههای اخیر در این باره قابل بررسی است. کنسرت - نمایش «سی» که سال گذشته با استقبال چشمگیر مخاطبان و گردش مالی بالا برگزار شد، چند روز پیش و در حالی که اعلام کرده بود دوباره روی صحنه خواهد رفت، به خاطر شرایط مالی از اجرا منصرف شد.
در چنین شرایطی، شاید هم بدیهی است که جدال دیگر بر اساس کیفیات برگزاری چنین کنسرتی نباشد، بلکه اساسا بر سر امکان برگزاریاش باشد. در تسهیل امکان برگزاری چنین رویدادی هم لابد هنرمندان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را آخرین مقصر میدانند. همین باعث میشود آنها به جای مسئول مستقیم حوزه خودشان، اعتراضهای خود را به دیگران و مثلا دولتمردان اقتصادی ابراز کنند.
ماجرای این روزهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قصه آن راننده اتوبوس کتاب «نفحات نفت» رضا امیرخانی است؛ آنجا که یکسری شاعر و داستاننویس و نقاش و خواننده و بازیگر را در یک اتوبوس تصویر میکند و میگوید اگر رانندگی آقای راننده مناسب باشد، مسافران درباره قراردادهای جدیدشان و آثار تازهشان حرف میزنند، اما اگر رانندگی مناسب نباشد همه درباره چند و چونهای مسیر و شیوه رانندگی به گفتوگو خواهند پرداخت.
امید رحمانی
ادبیات و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم