در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر بعد از رفت و آمد در شهر یا درگیریهای کاری، جانی برایمان مانده باشد و بعد از تنفس هوای آلوده رمقی برایمان باقی مانده باشد، وقتمان را به خواب، استراحت یا تماشای تلویزیون میگذرانیم. خوششانس که باشیم، یکی دو قلپ چای یا مشتی تخمه آفتابگردان هم کنار دستمان مینشیند. استارتآپهایی در همین ایران خودمان هستند که به ما برای مدیریت اوقات فراغت کمک میکنند. نه اینکه مثل ساعت برنارد زمان را نگه دارند، اما جور خاصی کار میکنند که به کارتان میرسید، حقوقتان را میگیرید و از همه مهمتر، اوقات فراغتتان به طور چشمگیری بیشتر میشود. این ساعت چیست، چطور کار میکند و آیا قابل اعتماد است؟
فریلنسر چیست؟
قبل از هر چیزی بهتر است با بعضی اصطلاحات دنیای استارتآپها آشنا شویم. استارتآپها چون کسبوکارهای جوانی هستند، معمولا از عبارتهای انگلیسی بیشتر استفاده میکنند. هرچند توصیه شده که برای ارتباط با مشتری و مخاطب از واژههای فارسی و معادلسازی شده استفاده کنند، اما معمولا این اتفاق رخ نمیدهد. فریلنسر (Freelancer) هم معادلی است که معمولا در استارتآپهای ایرانی برای «یکمتخصص که دورکاری انجام میدهد»، ارائه میشود. فریلنسرها پروژههایی را که به آنها محول میشود در خانه انجام میدهند، به زمان تحویل یا Deadline متعهد هستند، اما ساعت کاری مشخصی ندارند و خودشان تعیین میکنند، چه زمانی از روز یا شب را به کار بگذرانند. حقالزحمهشان ممکن است در مواردی کمتر باشد اما در زمانشان به طور قابلتوجهی صرفهجویی میشود.
چرا دورکاری؟
حقوقش کمتر است، اما خیلیها سراغش میروند، چون به جای پول، وقت گیرشان میآید و اعصابشان از خرد شدن در ترافیک در امان میماند. از آن طرف، کارفرما هم راضیتر است چون هزینه سرباری که قبلا پرداخت میکرد، کمتر شده و به خرید تجهیزات بیشتر یا اجاره کردن یک دفتر بزرگتر نیازی ندارد. البته این یک اصل کلی نیست که حقالزحمه پروژههای دورکاری کمتر باشد، بخصوص وقتهایی که کار، تخصصی است.
چه کارهایی مناسب دورکاریاند؟
هرکاری که بشود از راه دور انجامش داد، در گروه «دورکاری»ها طبقهبندی میشود. از ترجمه متن تا تولید محتوا برای سایتها، شبکههای اجتماعی گرفته تا عکاسی و فیلمبرداری، تدوین فیلم و... خلاصه هرکاری که برای انجام دادنش لزوما به حضور شخص در یک محل مشخص نیازی نیست، به صورت بالقوه یک پروژه دورکاری فرض میشود.
استارتآپها چهکارهاند؟
استارتآپهایی که در این گزارش اسمشان را «ساعت برنارد» گذاشتهایم، کارشان ایجاد ارتباط بین دو گروه کارفرما و فریلنسر است. آنها یک فضای مجازی را ایجاد میکنند که در آن کارفرما پروژههایش را معرفی کرده و جزئیات کار، از مهلت پایانی تحویل پروژه تا شرایط و توقعهای خودش و حتی پولی را که قرار است به عنوان حقالزحمه پرداخت کند، میگنجاند.در سمت دیگر هم فریلنسر قرار گرفته که میتواند رزومهاش را آپلود کند، توقعاش را در قبال اجرای هر پروژه اعلام کرده و بگوید چه تواناییهایی دارد. در همین فضا، دو طرف به هم متصل میشوند و میتوانند بابت چگونگی اجرای پروژه به توافق برسند. توافق که اجرایی شود، پروژه از روی سایت برداشته میشود. در نهایت نیز هر پروژهای که با موفقیت به پایان برسد، یک امتیاز مثبت برای فریلنسر و کارفرما ثبت میشود.
قابل اعتماد هستند؟
هیچکدام از دو طرف در طول پروژه یکدیگر را نخواهند دید و تمام ارتباطهایشان از طریق سایت انجام میشود. بعد از پایان پروژه نیز ارتباط دو طرفه آنها که از طرف سایت ایجاد شده بود، قطع میشود و کار تمام است. استارتآپهایی که در این زمینه کار میکنند، برای اینکه بتوانند اعتماد دو طرف را جلب کنند، یکسری راه چاره چیدهاند؛ از جمله اینکه، تمام ارتباطها به صورت امن و از طریق سایت اجرا میشود و در نتیجه، احتمال مزاحمتهای آینده به صفر میرسد. کل هزینه پروژه نیز از قبل در حساب استارتآپ ذخیره و بلوکه شده است. بعد از پایان پروژه اگر کارفرما از نتیجه نهایی راضی بود و فریلنسر نیز رضایت داشت، پول آزاد میشود. اگر به هر دلیلی، دو طرف بابت دشواری کار، پرداخت هزینه و... با مشکلی روبهرو شوند و اختلافشان حل نشود، میتوانند با پشتیبانی استارتآپ تماس بگیرند. تا زمانی که اختلاف دو طرف حل نشود، حسابشان معلق میماند و اگر اختلاف حل نشود، حساب کاربری هیچگاه باز نخواهد شد. تمام رفتارهای حرفهای کاربران، از پروژههایی که قبول کرده، با موفقیت به انجام رسانده یا نیمهکاره رها کردهاند، در سایت ذخیره میشود و برای عموم کاربران قابلنمایش است. چون دو طرف دنبال اجرای پروژههای بیشتر هستند، سعی میکنند کارشان را بهتر انجام بدهند و امتیاز بیشتری جمع کنند.
داستان یک استارتآپ که دورکاری را رواج داده
ما خیلی دوریم!
این روزها استارتآپهای زیادی ایجاد شدهاند که با ارتباط دادن فریلنسر و کارفرما درآمد کسب میکنند. پونیشا یکی از این سایتهاست که از هفت سال پیش در تهران آغاز به کار کرد، اما به خاطر شلوغی بیش از اندازه هوای پایتخت و ترافیک زیادش، دفتر و امکاناتش را به شمال کشور انتقال داد و به همین دلیل هم خیلی مورد توجه بود. نیما نورمحمدی، موسس این استارتآپ میگوید: «تقریبا تمام سرمایهای را که داشتم، وارد پروژهام کردم. چند نفر دیگر از بچهها نیز قانع شدند که پساندازشان را وارد بازار کنند. چند وقتی با هم در تهران کار میکردیم، اما شلوغی و آلودگی پایتخت کلافهمان کرد و ترجیح دادیم جای دیگری برویم. در نهایت رشت را انتخاب کردیم چون به تهران نزدیک بود و امکانات خوبی هم داشت.» اما یکباره دلکندن از تهران هم ساده نبود برای همین، بچهها لقمههایشان را مدام کوچک و کوچکتر کردند تا راحتتر جویده و هضم شود: «در چند فاز جداگانه، اول یک هفته، یک ماه و بعدتر کمی بیشتر به صورت آزمایشی در رشت کارمان را شروع کردیم. وسایل کار و ابزارمان را به مرور زیادتر کردیم. آخرین بار که به آنجا رفتیم، به خودمان آمدیم و دیدیم که، ما مدتهاست اینجا هستیم، هوا تمیز و شهر خلوت است. نبودن در تهران هم آنقدرها مشکل پیچیدهای نیست. در نهایت، برنامههای ملاقات و جلسههایمان را اینترنتی برگزار میکنیم و اگر گاهی نیاز به حضور فوری در تهران باشد، با هواپیما یا خودرو در مدت کوتاهی به شهر میرسیم.» او میگوید: «حالا شرایط طوری شده که خود ما هم کارمان را از فاصله خیلی دور انجام میدهیم. ما خودمان یکپا فریلنسر هستیم و نشان دادهایم که پایتخت، آنقدرها هم آش دهنسوزی نیست.»
یوسف هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: