یادداشت

این قصه باشکوه را کم داشتیم

نمادین‌ترین صحنه مسابقه با حریف، گل ما نبود که با اشتباه حریف زده شد؛ بلکه رد پای بازیکن مراکش بود روی تن امید ابراهیمی... زخمی که انگار روی تن تمام‌مان هست. افسانه‌ها همین‌طور ساخته می‌شوند.
کد خبر: ۱۱۴۸۰۷۱

در دل روزهای سخت... و انگار ما به این جنگجوها نیاز داشتیم...... و انگار قرار بود غم روزگار را با جنگجوهایی که عدهای امید چندانی به آنها نداشتند برای لحظاتی فراموش کنیم... ما به قصهها نیاز داریم و به قهرمانها... ما به جان نیاز داریم، به خنده و حرکت... ما تنها نیستیم. ایران تنها نیست... فوتبال یک ورزش نیست، محاسبه و حسابگری ریاضی نیست، فوتبال میتواند زخمها را آشکار کند.. . همان که بورخس را بعد از نابینا شدنش باز مفتون میکرد، همان که پاموک را وا داشت اذعان کند شکستهای تیم ترکیه چطور جهان را برایش رقم میزند... همان که گابریل گارسیا مارکز را به ستایش وا میدارد و پابلو نرودای شیلیایی را به اشک ...

تیم ایران در شرایطی یک مسابقه فوتبال بسیار مهم را برد که انگار دل میلیون ها هموطن در زمین حضور داشت... ارواح مردان و زنانی که نگران این کشور هستند، من چهرههای تمام این پسران را بهخاطر خواهم سپرد... اینها مردان این سرزمینند با همه خطاهای احتمالی و شاید کم فرهنگی عدهای قلیل...اما همه مثل منند... مثل تو... مثل همه ما که عاشق ایرانیم... چهرههایی که واقعا جنگیدند... و برای جنگیدن شان پاداش گرفتند. و پاداش دادند...

حالا که این شور بعد از آن شب فراموشنشدنی و پرهیجان، آرام شد دوباره به یاد میآوریم که فوتبال چقدر ما را متحد کرد. همه ما که در عین تفرد به هم پیوند خوردهایم. پیوندی که هیچ اراجیفِ تبلیغاتی نمیتواند رگ و پیاش را نابود کند و کسی یا تکهای از ما را حذف کند.

تیم فوتبال ایران نفس ما را چاق کرد. چه کسی میتواند منکر این باشد که ما مدام در حالِ مرور ناکامیهامان بودهایم... ما قصهای را تماشا کردیم که کمی نور تاباند بر جانمان، بر روحمان. ما تنها نیستیم حالا...زخم پهلوی امید ابراهیمی خلاصه ماجراست. ما همیشه به جهان بازمیگردیم عزیزم ... و الان برگشته ایم حتی اگر به اسپانیا و پرتغال ببازیم هم مهم نیست زیرا ورزش زاییده بردنها و باختنهاست ...

جواد خیابانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها