در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنده زمانی که تصمیم گرفتم اپرای عروسکی خیام را کار کنم، میدانستم کار سختی پیش رو دارم. هر چند پیش از این سراغ دیگر بزرگان ادبیات فارسی رفته بودم، اما متاسفانه در جامعه ما شناخت درستی از خیام وجود ندارد و برخی تفکرات به او نسبت داده میشود که کار را سخت میکند. اما باید این کار را انجام میدادم تا نشان دهم تفکرات واقعی خیام چه بوده است.
ماجرای سختی و راحتیهای کار اما به همین جا هم ختم نمیشد. چون کار از نظر فنی هم دشوار بود. برای کار روی زندگی و آثار دیگر بزرگان با آثار بسیاری روبه رو بودم که از آنها به جا مانده بود. اما میزان شعرهایی که از خیام به جا مانده اندک است و از طرف دیگر رباعی بودن این اشعار هم کار را برای آهنگسازی و نوشتن دیالوگ دشوارتر میکرد. آن هم با شیوه کاری من که افکار شخصیت مورد نظرم را با گزینش از میان اشعارش معرفی میکنم. بنابراین میتوانم بگویم این کاری سخت بود، اما خوشحالم که از پس آن برآمدم و توانستم آنچه را که قصد داشتم به مخاطبم ارائه کنم.
یک بعد از شخصیت خیام را میتوان در رباعی هایش جستوجو کرد و با شعر و فلسفه فکری او آشنا شد. او حکیم و دانشمند نیز هست و تدوین تقویم جلالی تنها یکی از کارهای مهم او در عرصه علم است و همین ابعاد وجودی شخصیت خیام است که او را از دیگران جدا کرده و نشان میدهد او چقدر با تصورات جامعه فرق دارد، خیام کسی است که کاشف عدد پی هم بوده است. اگر بخواهیم رباعیاتش را خیلی سطحی بخوانیم به همین نتیجه میرسیم که او به مبانی دینی اعتقادی ندارد، در حالی که اگر عمیق شویم به خیامی میرسیم که در زمان خودش لقب حجتالحق را داشته و این نشان میدهد ایمان و مبانی عقیدتیاش بر همه روشن بوده است.
نکته مهم در زندگی، اندیشه و احوال این بزرگمرد این است که خیام هیچ چیزی را سطحی و طوطی وار نمیتواند قبول کند. او در تمام عمرش بهدنبال مجهولات است و چنین کسی طبعا نمیتواند باوری به آفرینش نداشته باشد. خدایی که خیام در ذهنش دارد، آنچنان عظیم و بزرگ و لایتناهی است که در ذهن یک عامی نمیتواند بگنجد. چطور ممکن است یک ریاضیدان بزرگ که خدا و هستی را اینقدر عمیق درک کرده، لاابالی باشد و مردم را به لاابالیگری دعوت کند. تمام تلاشم این بود که خیام را درست معرفی کنم. او میداند ما با مرگ به دنیا میآییم و در واقع با آمدنمان زاده نمیشویم، با مرگ زاده میشود. خیام با تکیه بر همجواری مرگ و زندگی و گفتن از آنها به ما نشان میدهد زمان کوتاه بین این دو برهه را شاد باشیم.
بهروز غریبپور
کارگردان اپرای عروسکی خیام
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: