در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سابقه داری؟
بله. سه بار تا به حال دستگیر شدم.
متاهلی؟
سه سال است ازدواج کردم اما بچه ندارم.
به چه جرمی دستگیر شدی؟
سرقت مسلحانه.
چطور سرقت میکردید؟
غروبها در پارکها پرسه میزدم و طعمههای خود را از میان پیرمردها شناسایی میکردم. بعد با آنها طرح دوستی میریختم. در لابهلای صحبتها زمانی که در خانه تنها بودند را میفهمیدم و با همدستی دوستانم سراغشان میرفتیم.
چه چیزی سرقت میکردید؟
وارد خانه که میشدیم، اموال با ارزش قابل حمل را سرقت میکردیم. پول، طلا، فرش گرانقیمت و...
چرا این باند را تشکیل دادی؟
به خاطر اعتیاد. تا قبل از اعتیاد در یک اداره دولتی کار میکردم. درآمدم هم خوب بود اما به شیشه معتاد شدم و مرا اخراج کردند. برای تامین هزینه اعتیاد مجبوری هر کاری بکنی. من هم سرقت را انتخاب کردم.
چقدر درآمد داشتی؟
بستگی به طعمه داشت. گاهی یک سرقت برای هرکدام از ما 50 میلیون تومان داشت. گاهی هم کل اموال سرقت میشد ده میلیون تومان. چند بار کارت بانکی طعمهها را گرفتیم که پول زیادی داخل آن بود و با گرفتن رمز، حسابشان را خالی کردیم.
تا کی ادامه میدادی؟
تا وقتی دستگیر میشدم. تنها منبع درآمدم همین سرقت بود.
همسرت میدانست سرقت میکنی؟
نه، فکر میکرد بهعنوان نگهبان شب در یک شرکت کار میکنم و اعتیادم را ترک کردهام. تهدید کرده بود اگر دوباره سمت خلاف بروم، طلاق میگیرد. مطمئنم این سری دادخواست طلاق میدهد. سری قبل که زندان رفتم به او حق طلاق دادم.
چرا سعی نکردی، درست زندگی کنی؟
نفست از جای گرم بلند میشود. تو هم اگر سابقه دار شوی هیچ روزنامهای استخدامت نمیکند. کسی به یک سابقهدار اعتماد نمیکند. همین باعث میشود دوباره سمت جرم بروی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: