گزارش جام‌جم از رادیو نمایش و پشت‌صحنه ضبط یک نمایش رادیویی:

«صدا»ی ما را از اعماق دل می شنوید

نفس‌هایش، گرچه سخت و با تقلا و زحمت در هر دم و بازدم، لحظه‌ای قطع نمی‌شود. جسمش رنجور شده، اما دست از تحرک و ادامه حیات برنمی‌دارد و به هر زحمتی که شده، همچنان روی پای خودش می‌ایستد و نجیبانه تعادلش را برای استوار ایستادن حفظ می‌کند. رادیو را می‌گویم؛ رسانه‌ای که نامش شاید گره خورده با خاطرات عده زیادی و حتی اگر سن خودمان قد ندهد، مطمئن هستیم نیاکانمان روزگاری شنوندگان پروپاقرص این رسانه صوتی بوده‌اند. رادیو به منزله خیال و تصویر است؛ بی هیچ رنگی هزار رنگ است و پهنه‌ای وسیع از شعر و متن و صدا و موسیقی را از طریق امواج به خانه‌ها و گوش‌ها منتقل می‌کند.
کد خبر: ۱۱۴۱۳۳۸

حالا عدهای میگویند صدا و هیاهوی رسانههای هر روز نوظهور، مجالی برای شنیدن صدای رادیو باقی نگذاشته و عدهای دیگر، از جایگاه جداییناپذیر این جعبه جادو از طاقچه خانههایمان سخن میگویند. با این حال آنچه مسلم است اینکه رادیو هنوز از تکوتا نیفتاده و حیاتش را در این دنیای پرسروصدا صبورانه حفظ کرده است؛ این رسانه هنوز رونق دارد و مخاطبانی که هربار آنتن رادیویشان را برای بهتر شنیدن برنامهها تنظیم میکنند. گزارش زیر، حاصل یک روز حضور ماست در ساختمان اداره کل هنرهای نمایشی رادیو و استودیو شماره 14 که محل ضبط شماری از نمایشهای رادیویی است. این روزها در این رادیو، نمایش هزار افسان به کارگردانی میکائیل شهرستانی برای پخش در 250 قسمت از رادیو نمایش تدارک دیده میشود.

به عمر تاریخ صدا

در روزگاری که مهر و امضای سند پایتختی تهران تازهتازه خشک میشد، میدان ارگ به عنوان قلب تپنده پایتخت، مهد شور و تکاپو شده بود. هستهای که همهچیز از مرکزیت آن شکل میگرفت و این شهر تازه آباد شده و رونق گرفته را بالوپر میداد. مقر فرماندهی در همینجا بود؛ کاخی که عوام ساده و خاکی، آرزوی دیدن تزئینات و آینهکاریها و هنرهای عاریه اروپاییاش را در سر میپروراندند و شاهی که در زرقوبرق ظواهر باغ و ایوان تخت مرمر و خلوت کریمخانی، از حال رعیت غافل بود. به هر روی قلب شهر اینجا بود و لازم بود همهچیز حول محورش شکل گیرد.

ساختمان رادیو در میدان ارگ، یکی از همین بناها بود. یادگاری به جا مانده از دوران شروع فعالیت رادیو و دوران اوج آن؛ بنایی با سردر آجری و کاشیکاریهای فیروزهای که ورود به قلب رادیو را ـ در اصیلترین حالت آن ـ نوید میدهد. ساختمان، روزگاری برای خودش ارج و قربی داشته، تکاپوها دیده و اخبار مهمی را به گوش مردم تهران و حتی کشور رسانیده است. در نهایت چند سال قبل و با اسبابکشی رادیو تهران از آن، ساختمان بیش از هر زمان دیگری مهجور ماند و میان شلوغیهای ارگ و 15 خرداد و بازار، صدایش را گم کرد.

این روزها ساختمان نگهبانی را که رد میکنی و به محوطه حیاط پر گل رادیو وارد میشوی، شلوغیهای اطراف همه به یکباره از خاطرت محو میشوند. ساختمان رادیو و استودیوهایش را در مقابلت میبینی و آنتنهای سر برافراشتهای را که روزی قد به قد شمسالعماره، در سایه ساییدن به آسمان باهم رقابت میکردند. دلت میخواهد لحظهای بنشینی و با خودت به همه رفتگانی فکر کنی که روزگاری از همین حیاط گذشتند و صدایشان را از گذر امواج، جاودان کردند. آدمهایی که شاید دیگر خودشان در میان نباشند، اما صدایشان در تاریخ محفوظ است و به مدد همین صدا در خاطرمان میآیند. این قول را همه به خاطر داریم؛ تنها صداست که میماند و اینجا رادیوست؛ مهد صدا.

افسانههایی از جنس صوت

ساختمان اداره کل هنرهای نمایشی رادیو و رادیو نمایش، برخلاف دیگر شبکههای رادیویی که این روزها در ساختمان شهدای رادیو واقع در جامجم مستقر شدهاند، اینجا به دور از هیاهو و رفتوآمد است. ساختمانی چند طبقه که در طبقاتش اتاقهای گوناگون و استودیوها واقع شدهاند و معماری پیچدرپیچ و دیوارهای گچریخته طبله کرده و کفپوش موزاییک شدهاش، از عمر آن حکایت میکنند. نمایشهای رادیویی که در فواصل زمانی گوناگون در طول روز و شب از رادیو نمایش و دیگر شبکههای رادیویی روی آنتن میروند، اینجا تولید میشوند. در استودیویی به‌نسبت بزرگ که ظاهری چون دیگر استودیوهای ضبط صدا دارد و هنرمندانی که در فواصل میان اجراهایشان بیرون می‌آیند و با لیوانی چای در دست، با هم حال‌واحوال می‌کنند.

امروز در اینجا نمایش هزار افسان در حال ضبط است. نمایشی که ریشه در افسانه‌های ایران دارد و روایت‌هایی که شاید تاکنون و پیش از این هم شنیده شده باشند را با زبانی جدید و اجرایی تازه روایت می‌کند. کارگردان این مجموعه رادیویی میکائیل شهرستانی است؛ هنرمندی که به‌رغم فعالیت‌های گوناگون و تحسین شده‌اش در عالم بازیگری و روی صحنه نمایش و در قاب تلویزیون، هنوز رادیو را به شکلی جدی دنبال می‌کند و در این سال‌ها میان خودش و این رسانه، فاصله
نینداخته است.

از عشق به اینجا رسیدیم

فواصل میان ضبط قسمت‌های مختلف، فرصتی به بازیگران می‌دهد تا آنهایی که نقشی ندارند، لحظاتی از استودیو بیرون بیایند و هوایی تازه کنند. در اتاق فرمان به انتظار بیرون آمدن بازیگران می‌ایستم تا با آنها گپی بزنم.

راضیه مومیوند، گوینده باسابقه رادیو و از جمله بازیگران در این نمایش است. او که نقش یک کلاغ سخنگو را در این قسمت از نمایش ایفا می‌کند، می‌گوید: مجموعه داستان‌های هزار افسان بالغ بر پنج جلد و در اصل به زبان عربی بوده‌اند که توسط همکارانمان برای این مجموعه بازنویسی رادیویی شدند. تاکنون بالغ بر 200 قسمت از مجموعه ضبط شده و هنوز قسمت‌های زیادی باقی است. قرار است مجموعه بعد از پایان ضبط و انجام مراحل ادیت و میکس، از شبکه رادیویی نمایش روی آنتن برود.

مومیوند درخصوص نقش خود توضیح می‌دهد: از آنجا که هر قسمت از نمایش ما داستان جداگانه‌ای دارد، لذا شخصیت‌هایی که ایفا می‌کنیم هم ثابت نیستند و به تناسب متن، هربار بازیگران عوض می‌شوند. من در این قسمت از مجموعه نقش یک کلاغ را ایفا می‌کنم، قبلا در نقش طوطی بودم و ممکن است در قسمت‌های بعدی نقشی نداشته باشم. در اینجا بیشتر با تیپ‌سازی روبه‌رو هستیم و در واقع این فرصت به بازیگران داده شده تا در قالب قسمت‌های مختلف مجموعه، خودشان و استعدادهایشان را ثابت کنند. فعالیت در رادیو سخت است و عواملی چون کمتر شدن تعداد مخاطبان، سیطره فضای مجازی و توجه بیشتر به تصویر، فعالیت رادیو را سخت‌تر هم کرده است. با این حال مومیوند می‌گوید: کار در رادیو سخت است و هنرمندان رادیویی کمتر می‌توانند خود را در قالب‌های تصویری به مخاطبان معرفی کنند. سختی‌ها زیاد است اما همچنان شیفته‌اش هستیم. من از بسیاری چیزها به خاطر رادیو گذشتم؛ پیشنهادهای تصویری‌ام را رد کردم و نمی‌خواستم در فعالیت‌های رادیویی‌ام وقفه‌ای بیندازم. عشق است که ما را به اینجا رسانده و دلم می‌خواهد تا پایان دوران فعالیتم در رادیو بمانم.

رادیو خانه اولم است

مژگان عظیمی از معدود هنرپیشگان ثابت نمایش رادیویی هزار افسان است. هنرمندی که صدایش با بخش بزرگی از کودکی و نوجوانی‌ما گره خورده و شخصیت‌هایی چون مریم در مریم و میتیل، هایدی، برایان در پزشک دهکده و جینا در مجموعه پینوکیو را با صدای ظریفش برایمان حیات بخشیده است.

این صداپیشه در خصوص نقش‌اش در هزار‌افسان می‌گوید: من به جای شخصیت ترنج سخن می‌گویم. او دختر کوچک 9- 8 ساله‌ای است که یک برادر کوچک‌تر از خودش هم دارد و طی ماجراهایی به قصر شهریار و شهرزاد وارد می‌شود.

عظیمی هم با اشاره به علاقه‌اش به عالم رادیو تاکید می‌کند: عشق به رادیو یک چیز ذاتی است و از دوران کودکی در من وجود داشته است. از دوران کودکی در رادیو فعالیت کرده‌ام و در برنامه‌ها و نمایش‌های گوناگونی حضور داشتم. عظیمی در هنر دوبلاژ هم فعال است و با این حال خود، رادیو را ترجیح می‌دهد و معتقد است: اگر برای مدتی مشغله‌هایم زیاد شود و از رادیو دور بمانم، دلم برایش تنگ می‌شود و هیچ‌گاه نمی‌توانم آن را به طور کامل کنار بگذارم. رادیو به منزله خانه اولم است، با تک‌تک زوایای میدان ارگ خاطره دارم و ای کاش هیچ‌وقت به طور کامل از این ساختمان به جام‌جم نقل مکان نکنیم.

رادیو طمأنینه دارد

در اتاق فرمان ایستاده‌ام که سوسن مقصودلو، دیالوگ‌هایش تمام می‌شود و آرام از استودیوی ضبط بیرون می‌آید. بازیگر مجموعه‌های تلویزیونی چون هتل، قطار ابدی، پیامک از دیار باقی و همه بچه‌های من نقش مادر علاءالدین را در این مجموعه رادیویی ایفا می‌کند. او توضیح می‌دهد: این شخصیت، زن زیرک و با ذکاوتی است و می‌کوشد پسر بی‌تجربه‌اش را هدایت کرده و زندگی‌اش را به پیش ببرد. مقصودلو از تفاوت میان هنرپیشگی در رادیو و تلویزیون می‌گوید: طمأنینه و آرامش و نظمی را که در رادیو پیدا می‌شود، خیلی دوست دارم. به همین دلیل فعالیت در این رسانه را ترجیح می‌دهم.

رادیو را با هیچ‌جا عوض نمی‌کنم

حمید یزدانی ابیانه هم فعالیت در رادیو را در کارنامه دارد، هم تلویزیون و هم عرصه اجرا. او با صدایی خش‌دار و آشنا از دیگر بازیگران نمایش رادیویی هزار افسان است که در گفت‌وگو با ما می‌گوید: نقشی که امروز در مجموعه ایفا کردم و شاهدش بودید، نقش یک خاقان چین است.

یزدانی درباره دشواری ایفای نقش‌ها در رادیو توضیح می‌دهد: در رادیو باید بتوانی بدون گریم و لباس و دیگر موارد، چینی بودن این شخصیت را برای مخاطب ترسیم کنی. چنین کاری قلق‌های خاصی دارد که گرچه دشوار بود، اما با راهنمایی‌های آقای شهرستانی از پس‌اش برآمدم.

وی ادامه می‌دهد: تاکنون در هزار افسان نقش‌های متعددی بازی کرده‌ام؛ ناخدا بوده‌ام، پادشاه بوده‌ام و شخصیت‌های گوناگونی را تجربه کردم. من از سال 63 در رادیو فعالیت می‌کنم، صمیمانه عاشقش هستم و جنس صمیمیت خاص و ماهیت تئاتری‌اش را با هیچ جای دیگری عوض نمی‌کنم.

انتقال درست احساس از طریق صدا

از دیگر عواملی که میان رادیو و دیگر عرصه‌های نمایش فاصله می‌اندازد، نوع به‌کارگیری افکت‌ها و صداهای مختلف در آن است. رادیو رسانه صداست و هر ثانیه سکوت بیجا، به منزله مرگ آن به شمار می‌آید. علاوه بر پخش موسیقی و صدای صحبت مجری و بازیگران، رادیو صداهای دیگری هم دارد که به‌اصطلاح «آمبیانس» و صداهای محیطی نامیده می‌شود. بخشی از این افکت‌ها (مثلا صدای حیوانات، بوق ماشین‌ها و...) از قبل ضبط شده و به صورت افکت در استودیو پخش می‌شود و بخش دیگر صداها که جذاب‌تر هم است، در همان لحظه در استودیو شکل می‌گیرد.

محل ضبط افکت‌های استودیو شماره 14 که در گوشه‌ای از استودیو واقع شده، حواشی جذابی برای دیدن دارد. اینجا صداها به نوعی مستقیم جان می‌گیرد و آثار اشیای مختلف در آن دیده می‌شود. شیشه‌هایی که شکسته می‌شود، قوطی‌های فلزی که مچاله می‌شود، خرده‌ریزه‌هایی که روی زمین می‌ریزد و تخته‌چوبی که افکتور با راه رفتن روی آن، صداهای مختلفی چون راه رفتن و دویدن را شبیه‌سازی می‌کند.

نرگس موسی‌پور، افکتور مجموعه هزار افسان از دشواری‌های این کار جذاب می‌گوید: برای اجرای این صداهای گوناگون باید به شکلی نزدیک با بازیگر ارتباط برقرار کنیم تا بتوانیم حس او را بدرستی از طریق امواج انتقال بدهیم. شنونده وقتی نمایش را می‌شنود، نباید فاصله‌ای میان صدای صحنه و صدای بازیگر احساس کند و موفقیت ما زمانی است که شنونده چنین حسی پیدا نکند.

زهرا غفاری

رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها