با گذشت شش ماه از دستگیری، متهم به قتل برای آخرین دفاع به دادسرا منتقل شد و به با انکار قتل به بازپرس محسن مدیر روستا گفت: دو بار ازدواج کردم و با داشتن چهارپسر که ثمره ازدواجهایم بود از همسرانم جدا شدم. سالهاست که موادمخدر مصرف میکنم. هشت بار به خاطر موادمخدر و یک بار به خاطر درگیری و دعوا بازداشت و مدتی زندان بودم، همین باعث شد که 9 فقره کیفری داشته باشم. مقتول موادمخدر مصرف میکرد. آن روز متوجه شدم موادی که در کانکس محل زندگی ام نگهداری میکردم، سرقت شده است. وی افزود: سراغ معتادانی که به کانکس در رفت و آمد بودند رفتم که آنها اظهار بیاطلاعی کردند تا اینکه به مقتول مظنون شدم. او را به کانکس کشاندم و با وی حرف زدم که گفت موادمخدر را سرقت نکرده است. بارها در فیلمهای مختلف دیده بودم که چگونه افراد را برای گرفتن اعتراف آویزان میکنند. دست و پایش را بسته و شکنجهاش دادم ، با چوبدستی او را زدم که زخمی و بدحال شد. من هم تریاکم را پیدا نکرده و فرارکردم. زمانی که میرفتم او زنده بود. گمان میکنم افرادی که بعد از من به آنجا رفتهاند او را کشته باشند. من قاتل نیستم. متهم به قتل بعداز آخرین دفاعیات در حالی به زندان بازگشت که خانواده مقتول برای او درخواست قصاص کرده بودند. پرونده پیرمرد قاتل هم به اتهام مباشرت در قتل عمدی با صدور جلب به دادرسی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد تا به زودی محاکمه شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم