راپورت‌های میرزا ادریس‌

حیف از آن عمر که پای «تو من» سر کردم ...

الیوم فوق‌النهایه التهاب داشتیم. راه به راه کاغذ می‌رسید قیمت دالر فلان و بهمان شده. مکرر راپورت می‌رسید رعیت به هول و ولای خرید دالر افتاده‌اند و دم در صرافی‌ها چنان صفوف مطول تشکیل شده گویا قحطی دلار آمده است. ما که هیچ از پولوتیک و تجارت دنیای کنون سر رشته نداریم این‌قدر را ملتفتیم که در اقتصاد امروز بحث ارز بسیار مهم است. کار به این نداریم که از بی‌مسئولیتی رجال تصمیم‌گیر امور اقتصاد است یا پولوتیک خائنانه و ظالمانه اجانب و کفار. اما هرچه هست و آن‌گونه که می‌دانیم این رعیت پاسوخته و مظلوم از دیشب که سر به بالین گذاشته، 5 درصد از ارزش مایملکش کاسته شده و هستی‌شان آب رفته است ... خشایار تخم شربتی تیار کرده بود به جهت تمدد اعصاب بنوشیم، گفتیم، ببینیم مزه دهانش در مورد دلار چیست؟
کد خبر: ۱۱۳۳۳۸۶

فرمودیم: خشایار!

عارض شد: هوم! قاشق از شربت در آوردیم پرت کردیم سمتش به کلهاش اصابت کرد.

فرمودیم: هوم و کوفت مثل آدمیزاد جواب بده !

گفت: بله قبله عالم !

فرمودیم: راجع به دالر چه نظر داری؟

عارض شد: اگر نمیزنید بگوییم .

فرمودیم: بگو !

عرض کرد: تصدقت! این ایام نوروز رقم دالر بالا بود اما ثابت بود. گویا از دیروز که رجال حکومت بر پشت میزها جلوس کردهاند. گفتند چه کنیم این رخوت ناشی از عطر اشجار و ریاحین در بین نفوس و رعایا از بین برود، گفتند قیمت دالر را بالا ببریم. خیلی خوب و مجلسی قیمت دالر طی یک روز صعودی موشکی میکند و اینگونه میشود که میبینید .

دیدیم پدرسوخته، درست است عقل و درایت درست و درمانی ندارد اما بعضا نکاتی ول میدهد که باید به آب طلا مکتوب کرد. خداوند پنبه از گوش بعض رجال حکومت دربیاورد که صدای شکستن شانههای پدران و نانآوران زیر فشار معیشت و ارتزاق بشنوند. ناخوشیم بیش از این حال نوشتن نداریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها