یادداشت

دوتار بجز ثبت به حمایت نیاز دارد

براساس اسناد تاریخی، دوتار سابقه دیرینه‌ای در کشورمان دارد؛ دانشمند بزرگ اسلامی، ابویوسف کندی رساله‌ای درباره فلسفه آلات و ادوات موسیقی دارد که در آن سازهای مختلف از جمله تنبور یا همان دو تار ایرانی را بررسی می‌کند. از این فیلسوف پرسیده شد چرا تنبور دو وتر (سیم) دارد و او پاسخ داده که ایرانی‌ها به ثنویت (دو قطب خیر و شر) قائل هستند. بجز این سند که به اولین قرون هجری برمی‌گردد، اسناد دیگری موجود است که نشان می‌دهد در ری، طبرستان و خراسان تنبور نوازی وجود داشته است.
کد خبر: ۱۱۳۲۰۹۶

پس از آن تنبور ایرانی صاحب مقررات مدون نوازندگی و قوانین ساخت شده است. فارابی در قرن سوم تغییراتی در تنبور خراسانی و بغدادی ایجاد میکند و علاوه بر اینکه دسته و کاسه آن را تغییر میدهد، 19 پرده به این ساز اضافه میکند، چرا که معتقد بود ادوات موسیقی ایرانی باید ارتقا پیدا کند. در همین دوره انواع تنبور در ایران وجود داشته که از آن جمله میتوان به تنبور شروانی، ترکی و تاجیکی اشاره کرد و حتی برخی تنبورها در برخی مناطق ایران دارای یک وتر بودهاند.

تنبور یا دوتار امروزی، از قرن پنجم و ششم به بعد نوازندگان چیرهدستی به خود میبیند که از جمله آنها میتوان به سلطان محمد تنبورهای اشاره کرد که به دلیل استادی و مهارت در تنبورنوازی به دستور شیبکخان ازبک دو شقه شد.

دوتار مازندرانی، تنبور تالشی، دو تار خراسانی، دو تار شاهرود، علیآباد کتول، دوتار ترکمن و تنبور کرمانشاهی و حتی دو تار تاجیکی از مهمترین تنبورها یا دوتارهای امروز هستند که البته در مناطق مختلف از نظر پردهبندی و اندازه کاسه تفاوتهایی با هم دارند. این تنوع و گوناگونی دو تار در ایران جزو زیباییهای فرهنگی و غنای فرهنگ ایرانی است و امیدواریم با ثبت جهانی تنبور و مهارتهای ساخت آن، بیش از گذشته رونق و اهمیت پیدا کند.

گرچه مکاتب اصلی دوتارنوازی قدیم تغییر کرده و در آموزشگاهها، سبکهای بدون پایه و ابداعی برای نوازندگی آن اختراع شده اما هنوز دوتارنوازان زبده و برجسته و مکاتب نوازندگی این هنر زنده هستند و باید به آنها توجه کرد. شاید در تمام خراسان بیش از پنج تا شش نفر را پیدا نکنید که مکتب خاص دوتار نوازی داشته باشند و بقیه نوازندگان بیشتر به صورت آموزشگاهی و توسط نت آموزش دیدهاند. این شیوه آموزشی که گاهی متاثر از موسیقی غرب است و گاهی ترکیب با موسیقی کلاسیک ایرانی به دوتارنوازی صدمه میزند. در کنار این آموزشگاهها هستند و جوانانی که آستین همت بالا زدهاند و دوتار و دوتارنوازی را با ایجاد کارگاههای ساخت دوتار احیا کردهاند. در منطقه گرایلیهای استان گلستان، در ترکمن و بین کرمانجهای شمال خراسان، همچنین در جنوب خراسان، منطقه علیآباد کتول، بهشهر، قائمشهر و سوادکوه جوانانی دست به کار شده و تنبور یا دوتار را رواج دادهاند.

خوشبختانه میتوان امیدوار بود تا زمانی که دوتار سازها وجود دارند، این هنر رونق داشته باشد و شاید ثبت جهانی این امید را تقویت کند، البته به شرط آنکه حمایت مسئولان و مدیران فرهنگی را در پی داشته باشد. برای حفظ موسیقی دوتار نوازی و مقامات دوتار و انتقال آن به آیندگان باید برنامهریزی شود و اقدامات حمایتی صورت بگیرد.

زمانی که موسیقی بخشیهای شمال خراسان به ثبت جهانی رسید، امیدوار بودیم دستگاههای دولتی کاری انجام بدهند اما بخشیهای بزرگ، سر به سینه خاک سپردند و اگر چند پیرمرد باقیمانده هم از دنیا بروند، مکتبشان از بین خواهد رفت. امیدوارم این اتفاق برای دوتار نوازی رخ ندهد و فراموش نکنیم هنرمندانی چون حاج قربان سلیمانی، درپور، پورعطایی، ذوالفقار عسگریپور، عثمان محمدپرست و محمدرضا اسحاقی اعتبار موسیقی دوتار ایران در تمام جهان هستند و ثبت جهانی دوتارنوازی به تنهایی کافی نیست.

هوشنگ جاوید

پژوهشگر موسیقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها