عباس سلیمی نمین از «روزگار رضاخانی» گفت

«جهان وطنی» پهلوی با ما چه کرد؟‌

مرکز مستند سوره، چندی پیش مستند «روزگار رضاخانی» را تولید و منتشر کرد. مستندی که کارگردانی آن را مهدی فارسی انجام داده و به موضوعات مختلف دوره رضاخان پرداخته است. سقوط قاجار، کودتای رضاشاه و تشکیل پهلوی، تاجگذاری رضاشاه، تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مثل ایجاد شبکه راه‌آهن، تأسیس دانشگاه تهران، ماجرای قانون کشف حجاب، قیام گوهرشاد، مسائل شخصی و خصوصی دربار پهلوی بخشی از وقایعی است که روزگار رضاخانی به آن پرداخته است. محسن یزدی، تهیه‌کننده این مستند 16 قسمتی بوده و به سفارش مرکز مستند سوره حوزه هنری و بسیج صداوسیما ساخته شده است. در گفت‌وگو با عباس سلیمی نمین از پژوهشگران شناخته شده کشورمان به بررسی این مستند از زوایای مختلف پراختیم.
کد خبر: ۱۱۳۰۷۵۴

پرداختن به مساله تاریخ معاصر و پهلوی اول را تا چه میزان در فضای حال حاضر کشور ضروری میدانید؟

فراز و فرودهای تاریخ معاصر، بویژه چگونگی پیدایش پهلویها و سپس سقوط آنها در صورت تبدیل نشدن به یک تجربه ملموس نزد نسلهای امروز جامعهمان میتواند منجر به افتادن در وادی تکرار تجربهها شود. نباید فراموش کرد کسانی که اولین کودتا را در ایران صورت دادند هنوز هم در همان مسیر سلطهطلبی گام برمیدارند، ضمن این که رسانههای تبلیغاتی فراوانی در خدمت گرفتهاند که نزدیک شدن به حقیقت را دشوار ساخته است.

قطعا اگر ملتی به لحاظ شناختی در چنین دور باطلی قرار گیرد، هزینههای فراوانی برآن تحمیل خواهد شد. به رغم این که همگان به این امر واقفند که تاریخ روشنگر راه آینده است در چند دهه اخیر در تولید آثار مکتوب و تصویری که بتواند آشنایی با تاریخ معاصر را آسان کند، قصور جدی داشتهایم، البته اخیرا در عرصه تولید مستندات تاریخی دریچههایی از امید به رویمان گشوده شده که باید قدردان آن بود.

برجستهترین ویژگی مستند«روزگار رضاخانی» از نظر شما چیست؟

در میان آثار مستند ارزنده تاریخی، مجموعه 16 قسمتی«روزگار رضاخانی» جایگاه چشمگیری را به خود اختصاص داده است. پژوهش و تحقیق در این مستند جدی گرفته شده و استفاده از تصاویر تاریخی کمتر دیده شده، جاذبههای بصری آن را تقویت کرده است. البته اگر بر غنای این نوآوری افزوده میشد تا شاهد تکرار تصاویر نباشیم به طور قطع تأثیر این کنش ده چندان میشد. هرچند محققان این اثر منابع مرتبط زیادی را دیدهاند، اما در مقام انتقال، باید بینندگان مجموعه را نیز از این منابع آگاه میساختند، همچنین بهرهگیری از اسناد وزارت خارجه آمریکا میتوانست به جامعیت این مستند تاریخی کمک فراوانی کند. تفاوت یک اثر تبلیغی و یک مستند تاریخی دستکم برای اهل نظر کاملا مشهود است. روزگار رضاخانی، اطلاعات فراوانی به بیننده عرضه میدارد؛ گاهی این دادهها همراه با زیرنویس است و گاهی ازآن غفلت شده، اما بخوبی نشان میدهد که از منابع مختلف استخراج شده است. در آثاری که این روزها در رسانههای مرتبط با دولت انگلیس انتشار مییابد با استفاده صرف از جاذبههای بصری تلاش در جهت القای این موضوع به مخاطب است که انگلیس با کودتای 1299 در ایران متعرض حقوق اساسی این مرز و بوم نشده است! در حالی که دست کم نهضت ملی شدن صنعت نفت اعتراضی با صدای بلند علیه چپاول نفت این ملت توسط انگلیس بود که با مشت آهنین سرکوب شد.

جریان روشنفکری از زمان پهلوی اول را تا چه میزان تاثیر گذار بر جریان روشنفکر امروز میبینید؟

جریان روشنفکری در دوران بعد از کودتای 1299 به دو دسته متمایز تقسیم میشد؛ دسته اول آنانی بودند که تحت تأثیر جاذبههای جوامع غربی قرار داشتند و تصور میکردند اگر ایران تحت کنترل انگلیس درآید پیشرفت اقتصادیای که در آن کشور رقم خورده، متوجه جامعه ایران نیز خواهد شد. اما این جریان به فاصله کوتاهی دریافت که این تصویر کاملا غلط است؛ لذا در قالب نظرات کارشناسی به صورت خیرخواهانهای برای بقای تسلط انگلیس سیاست خارج ساختن منابع به صورت حداکثری از کشور را زیانبار اعلام میکردند. برای نمونه تیمورتاش چند ماه در سفر به لندن با آنان در مورد افزایش میزان ناچیز بهرهمندی ملت ایران از نفت چانه زد، اما انگلیسیها نه تنها زیر بار نرفتند بلکه به محض ورود به ایران، وی دستگیر و در زندان کشته شد. نصرتالدوله، داور و... نیز به چنین سرنوشتی دچار شدند. یعنی آنان را باید اولین قربانیان سلطه کودتاگران به حساب آورد، اما روشنفکران دیگری نیز داشتهایم که به لحاظ تشکیلاتی وابسته بودند. مثلا افرادی چون نقیزاده و فروغی به دلیل عضویت در سازمان یهودی فراماسونری هم توانستند اندیشه جهان وطنی را بنیان بگذارند که تا امروز استمرار یابد و هم ساختاری را به وجود آوردند که ریشهکن کردن آن به آسانی ممکن نباشد.

دلیل خود باختگی ایران در زمان پهلوی اول و دوم در برابر غرب چه بود؟

اندیشه جهان وطنی تعلق دست اندر کاران دوران پهلوی به منافع این مرز و بوم را به صفر سوق میداد و به عکس، حرکت در مسیر بهرهکشی بیشتر کشورهای مسلط بر جهان را تقویت میکرد. اولین اصلی که اعضای شبکههای فراماسونری به آن سوگند یاد میکردند آزادسازی خود از هرگونه تعلق فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ملی بود.

سیاستمدارانی که بعد از کودتای 1299 روی کار آمدند هیچگونه پیوند با تعلقات ملت نداشتند؛ همین امر موجب خود باختگی میشد. زیرا بیاعتنایی به داشتههای این مرز و بوم از سوی تصمیمسازان و برنامهریزان کشور، تحقیر ملت را در پی داشت و تحقیر نیز زمینهساز از خودباختگی میشد.

به نظر شما رسالت مستندسازانی که از این پس میخواهند درباره حوادث تاریخ معاصر آثاری را تولید کنند چیست؟

امروز رسالت مستندسازان در عرصه تاریخ بسیار سنگین تر از دیروز است؛ زیرا روزبهروز میزان مطالعه در کشور تقلیل مییابد. رسانههای نوظهور، جوامع بشری را به سوی سطحی شدن سوق میدهند. در چنین شرایطی مستندسازان باید با مطالعه منابع مختلف، عصاره آن را در قالب یک اثر هنری پر جاذبه به مخاطب عرضه دارد تا اندوختههای تاریخی آحاد جامعه را فزونی بخشند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها