در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگرانی مادرم این بود که آبرویش پیش فامیل و اطرافیان نرود ولی پدرم این موضوع برایش مهم نبود، هروقت که مادرم به پدرم پول نمیداد که برای خودش مواد تهیه کند مادرم را تا حد مرگ کتک میزد و من و خواهرم شاهد این رفتارها از طرف پدرم بودیم.
به هر طریقی بود زندگی ما سپری شد تا اینکه من با پسری به نام مهرشاد آشنا شدم. آشنایی من و مهرشاد از طریق یکی از همکلاسی هایم بود. دوستم چون میدانست من خیلی تنها هستم به من گفت: با مهرشاد تلفنی حرف بزن.
گوشی تلفن همراه نداشتم و دفعات اول با گوشی دوستم با مهرشاد حرف زدم که بعد از چند مدت مهرشاد برای تولدم یک سیمکارت و گوشی هدیه گرفت تا راحتتر با هم در ارتباط باشیم.
هر روز که میگذشت من بیشتر به مهرشاد علاقهمند میشدم و ارتباط من و مهرشاد بیشترشد تا اینکه یک روز مهرشاد به من گفت: میخواهم امروز حضوری تو را ببینم؛ قبول کردم و در راه مدرسه با او قرار گذاشتم.
مهرشاد گفت: قرار است در مورد یک موضوع مهم حرف بزنم وخانه برادرم کسی نیست، به آنجا برویم و راحت حرف بزنیم.
اولش مقاومت کردم وگفتم نمیآیم، ولی مهرشاد به من گفت: اگر من را دوست داری و اعتماد داری بیا.
دلم نمیخواست که مهرشاد از من ناراحت شود. قبول کردم و با مهرشاد قرارگذاشتم. مهرشاد به دنبالم آمد و به خانه برادرش رفتیم. وقتی وارد شدیم، هیچ کس نبود و مهرشاد با من حرف زد تا اینکه صدایی شنیدم و پرسیدم این صدا چه بود؟ مهرشاد گفت: نگران نباش صدای همسایه هاست. بعد هم به من حمله ور شد و در برابر التماسهایم مرا مورد آزار قرار داد و بعد از چند دقیقه متوجه شدم دو پسر دیگر هم در اتاق خواب هستند وآنها هم از من فیلم گرفتند.
مهرشاد مانع کار آنها نشد و تهدید کردند که هر وقت به تو گفتیم باید بیایی، وگرنه فیلمت را پخش میکنیم.
من با اوضاع جسمی و روحی خیلی سخت به خانه برگشتم. چند روز بعد دوباره مهرشاد با من تماس گرفت و تهدید کرد که اگر نیایی فیلمت را پخش میکنم و من گوشی را خاموش کردم.
ولی مهرشاد دست بردار نبود ودر مسیر مدرسه مزاحمم میشد. دیگر از رفتارش خسته شده بودم یک روز به کلانتری محل رفتم و همه چیز را برای افسر نگهبان تعریف کردم. بعد از آن، ماموران با دستور قضایی مهرشاد و دوستانش را دستگیر کردند.
سخن کارشناس
سیر بروز مشکل: مشکل از سه ماه پیش شروع شده وتاکنون ادامه داشته و ازعوامل موثرآن ترس مینا بوده است.
آمادگی برای ارتکاب جرم: با توجه به کمبود محبت مینا ازطرف والدین و اعتماد بیجا به جنس مخالف این حادثه رخ داد. در مورد فرزندان بخصوص دختران اگر این دو مشکل حل نشود، احتمال فرار از خانه و ارتباط با جنس مخالف وجود دارد.
راهکارهای حل مساله: اعتمادسازی برای او و فراهم کردن شرایطی که بتواند این تجربه تلخ را از ذهنش پاک کند و به آینده امیدوار شود. معرفی او و پدر و مادرش نزد مشاور برای آموزش مهارتهای زندگی .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: