از برگزاری جشنواره شعر فجر دوازده سال میگذرد؛ قبول که عمر این جشنواره به اندازه جشنوارههای فیلم و تئاتر فجر نیست، اما مگر نه اینکه شعر، هنر اول این سرزمین است و عشق و علاقه مردمانش با هر میزان سواد و دانشی و در هر جایگاهی. مگر مقام معظم رهبری بارها بر اهمیت آن تاکید نکردهاند، پس چگونه است که نه در شیوه برگزاری، نه میزان استقبال مردمی و نه دستاوردهایش به جشنوارههای فیلم و تئاتر شباهت ندارد؟ پاسخ این سوالات با تماسهای بیپاسخ دبیر و داوران جشنواره دوازدهمین شعر فجر روبهرو شد اما گفتنیها را باید گفت به این امید که پاسخها برسند و جشنواره شعر فجر به جایگاه و مرتبه شایستهاش دست پیدا کند.
شاعرانگی خاموش
جشنواره فیلم و تئاتر که برگزار میشود، شهر پر از ولوله است؛ بیلبردهای تبلیغاتی و رسانههای اجتماعی، شلوغتر از همیشه هستند. درست است که نمیتوان از جشنوارهای که به شعر و شاعری منتسب است چنین توقعی داشت، اما خاموشی و سکوت هم شایسته چنین جشنوارهای نیست. نه در شهر خبری است و نه در رسانههای رسمی و اجتماعی ولوله میشود. سهم جشنواره شعر چند خبر رسمی است و اعلام زمان برگزاری، اسامی داوران یا برگزیدگان و بس. از بین عامه مردم، از میان آنها که در به در به دنبال بلیطهای جشنواره فیلم فجر میگردند، تعداد کمی به حضور در جشنواره شعر کنجکاو هستند و کمتر کسی میداند در جشنواره شعر فجر چه میگذرد.
تو بمان
جشنواره شعر فجر مسیری کاملا تجربی را طی کرده و آزمون و خطاهای بسیار داشته است؛ زمانی به اشعار جایزه داده میشد و امروز به کتابهای شعر منتشر شده. دورهای بود که چند شاعر میتوانستند دست به دست هم بدهند و شعری بسرایند و جایزه جشنواره را یکی بگیرد و بین هم قسمت کنند و امروز شاعران با استعداد و توانمند اما گمنام که در بازار بیرونق کتاب، روی خوش از ناشران ندیدهاند و دستاوردهایشان در گنجه و کتابخانهها خاک خورده از جشنواره بینصیب میمانند چون کتابی به اسم خود ندارند که به جشنواره شعر فجر ارائه کنند.
برگزار کنندگان جشنواره شعر فجر بیشتر از هر کسی این چالشها را آزموده و از این گرفتاریها با خبرند، اما نمیدانیم نحوه انتخاب آثار چگونه است یا حتی دبیرخانه علمی و هیات داوران جشنواره چگونه و با چه معیارهایی انتخاب میشود.
چنین نامهربانی
گمان میرود جشنوارههای فجر به همه هنرمندان اختصاص داشته باشد و همچنان که در جشنواره فیلم فجر از هر طیف فیلم میسازند و به نمایش میگذارند و جایزه میبرند. توقع میرود در جشنواره شعر فجر هم چنین باشد، صد البته تلاشهایی در این باره صورت گرفته و در ترکیب شرکتکنندگان و حتی داوران این جشنواره در دوازده دوره میتوان نام کسانی را از طیفهای مختلف فکری و شعری دید، مثل این دوره که از احمدرضا احمدی، شاعر موج نو تقدیر شد. اما معمولا برگزیدگان با نامهربانی برخی شاعران روبهرو شدهاند و گاه درد قضاوتها و برچسبها سبب شده در فرار به جلو به منتقدان سرسخت جشنواره و مخالفانش بدل شوند!
یکی برای همه
جشنواره شعر فجر در هر بخش یکی دو برگزیده دارد و از انصاف نگذریم جایزهاش قابل اعتناست اما شاید این جایزه میتوانست یک بسته حمایتی باشد در جهت رونق شعر و شاعری. مثلا از مبلغ کاسته و حمایتها افزوده شود؛ به این ترتیب که شاعر بتواند برای کتابهای بعدی، انتشار و توزیعاش امکانات
و حمایتهایی دریافت کند یا امکاناتی فراهم شود که بر رونق شاعری افزوده شود همچنان که جایزه فیلم فجر برای صاحبانش اعتبار میآورد و فرصتها و پیشنهادهای بهتر و بیشتر.
برگزیدهها
هیات داوران دوازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر، نتایج داوری آثار این دوره را به شرح ذیل اعلام کرد:
«دوتا سیب شیرین» نوشته خاتون حسنی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و «کلید، کلید، دسته کلید» به قلم اکرم کشایی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزیده شعر کودک و نوجوان. در بخش شعر بزرگسال کتاب «صدای زنگِ در آمد» به قلم رویا شاهحسینزاده از نشر نیماژ انتخاب شد. «در پی آن آشنا» به قلم سید محمد راستگو از نشر نی و «صدسال عشق مجازی» نوشته محمود فتوحی از انتشارات سخن برگزیدگان درباره شعر است. همچنین با نظر هیات داوران دوازدهمین جشنواره شعر فجر، انتشارات مروارید به عنوان ناشر برگزیده حوزه نشر شعر انتخاب شد و از احمدرضا احمدی تقدیر به عمل آمد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم