نگاه

هادی حجازی‌فر، یک مدعی تازه‌نفس

یکی از عوامل موفقیت انسان‌های تاثیرگذار در این است که می‌دانند قصدشان از حضور در کاری که انجام می‌دهند، چیست. جدیت در کار و خستگی‌ناپذیری، از ویژگی‌های اساسی این افراد است. میان بازیگران سینما و تلویزیون، نفراتی هستند که فقط برای دیده شدن و شهرت پا به این عرصه می‌گذارند. این دسته بعد از این‌که در دو سه تجربه اول به این هدف می‌رسند، دیگر هیچ هدف مشخصی برای ادامه روند بازیگری‌شان ندارند. شاید به همین دلیل است که خیل عظیمی از بازیگرانی داریم که می‌آیند دو سه سال هستند و بعد هم غیبشان می‌زند.
کد خبر: ۱۱۲۰۹۰۴

اما بازیگرانی هم داریم که از روز اول میدانند به دنبال چه هستند، هدفشان از بازیگری چیست و به چه چیزهایی در این مسیر نیاز دارند. هادی حجازیفر یکی از همین بازیگران است. او با این که خیلی دیر پا به عرصه بازیگری سینما گذاشت، اما بسیار پر قدرت و تاثیرگذار ظاهر شد. اگر بازی کوتاهش در فیلم مزرعه پدری رسول ملاقلیپور را در نظر نگیریم، چرا که به گفته خودش در آن مقطع اصلا قصد ورود به عرصه بازیگری را نداشت، اولین صحنه‌‌ ورودش به دنیای بازیگری فیلم «ایستاده در غبار» است؛ اگرچه سالها خاک صحنه تئاتر را خورده است.

این بازی و این فیلم به طور درهمتنیدهای به هم آمیخته شدند و از هم جداشدنی نیستند. یک اثر کاملا متفاوت در سینمای ایران که با این که یک کارگردان فیلم اولی پشت آن ایستاده، اما بشدت مولفانه است. متاسفانه در سینمای ایران رسم است به بازیگران و سازندگان فیلمهای ارزشی بسرعت برچسبهای تخریب کننده بزنند و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. اما ایستاده در غبار به قدری در فرم و محتوا قدرتمند است که حتی سرسخت ترین مخالفان سینمای ارزشی را به تحسین وا میدارد و حجازیفر از دل همچین اثری بیرون میآید و به سینما به عنوان یک بازیگر توانا بازتعریف میشود.

خود حجازیفر در همان مقطعِ زمانی اینگونه از ماجرا میگوید: ایستاده در غبار برایم اتفاق خوبی بود. الان برایم اتفاقات عجیبی میافتد، هنرپیشه‌‌ها زنگ میزنند، پیام می‌‌دهند، تلاش کردم شبیه نابازیگر باشم ولی خوشبختانه دیده شد. و این در نوع خودش بسیار جالب توجه است. حجازیفر اما بعد از این شروع خوب، انتخابهای بسیار سختگیرانهای انجام میدهد تا از هدفگذاری خود دور نشود.

«ماجرای نیمروز» تجربه بعدی حجازیفر باز هم با مهدویان رقم میخورد. این دو نفر پیوند قوی با هم خوردهاند که انگار لازم و ملزوم همدیگرند. همان اتفاق به طور مضاعفی با ماجرای نیمروز تکرار میشود. یک موضوعِ کاملا حساسِ سیاسی، کافی است تا در بهترین حالت از طرف طیف قابل توجهی از سینما بایکوت شوی! اما برعکس باز هم درخشش این تیم تازه نفس و خلاق هیچ راهی برای بهانهجویی و انتقاد بازنمیگذارد.

این تاثیرگذاری لاجرم بر پایه علاقهمندی به این نوع فضا بناشده است و غیر از تواناییهای فنی که یک هنرمند به خرج میدهد، علاقه بازیگر به محتوای آنچه اجرا میکند در خروجی کار کاملا موثر است. حجازیفر در مصاحبههایش نیز به این موضوع اشاره کرده که هرگز دوست ندارد کاری را برخلاف علاقه‌‌اش انجام دهد. این موضوع کاملا در آثار او مشهود است و احتمالا از پسزمینه خانواده مذهبی و انقلابیاش سرچشمه میگیرد. خودش پیوستن به گروه مهدویان و علت مانوس شدنش با فضای فیلمهای او را در گرو تاثیرپذیری از دو عموی شهیدش، پدری که هشت سال در جبهه بوده و دلبستگی به فضایی که در مجموعه «آخرین روزهای زمستان» پیدا کرده، میداند.

بعد از این دو تجربه متفاوت و موفق، حجازیفر در تلویزیون نیز با مجموعه «نفس» جلیل سامان حضور پیدا کرد. حضور در این تیم هم از عملکرد خوب دوساله او در سینما ناشی میشد. سریالی که با بررسی روند فراز و نشیبهای عملکرد سازمان مجاهدین خلق در دهه 50 در دلِ یک درام عاشقانه، در ادامه دو سریال قبلیاش هم افقهای جدیدی در مجموعههای نمایشی تلویزیون ایجاد و هم کمکاری صداوسیما را در زمینه بازخوانی حوادث سیاسی سالهای اول انقلاب تا حدودی جبران کرد. فضایی که سامان در نفس خلق کرد، شباهتهایی با ماجرای نیمروز پیدا میکرد و حجازیفر اینجا نیز در نقش یک مبارز انقلابی ایفای نقش کرد.

این بازیگر در ادامه همکاری مستمری که با مهدویان داشته، امسال نیز با اثر متفاوت و جنجالی «لاتاری» در جشنواره سیوششم فجر حضور پیدا کرده است. اثری که خیلیها تلاش کردند آن را بموقع به جشنواره برسانند و خوشبختانه این اتفاق افتاد تا برای سومین سال متوالی تیم مهدویان و حجازیفر که وزنهای برای جشنواره دو سال قبل به حساب میآمدند، به این جشنواره نیز شور و حرارت دیگری ببخشند. موسی لاتاری واقعا چند پله جلوتر از احمد و کمال است که نشان میدهد حجازیفر قهرمان پشت قهرمان میسازد.

قهرمان باورپذیر دو فیلم مهدویان حالا غیر از این که در این دو سه ساله از جشنوارههای مختلف داخلی مورد تقدیر قرار گرفته است، از چشمان تیزبین حاتمیکیا، ابراهیمِ سینمای انقلاب نیز دورنماند و در آخرین ساخته او یعنی «به وقت شام» که تنها دو بازیگر ایرانی دارد، نقش پررنگی ایفا میکند. یونسی که از نسل جنگ مانده است، اما همچنان میان جنگ است. از طرف دیگر بهروز شعیبی، کارگردان جوان و خلاقِ این روزهای سینمای ایران نیز در اثر اجتماعی جدید خود، از توانمندیهای حجازیفر بهره گرفته است. حجازی فر امسال میتواند برای هر سه نقشاش کاندیدای سیمرغ شود و اگر حق به حقدار برسد برای موسی لاتاری سیمرغ را بگیرد.

آصف سعادتی

جامجم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها